eitaa logo
کانال بستجی♨️
4.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
46 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
مردی از حکیم پرسید: چگونه عیب خودم را بشناسم ؟ حکیم گفت: کافیست یک عیب زنت را به او بگویی و خواهی دید که تمام عیب های خودت ،پدر ، مادر و بستگانت را به تو خواهد گفت :)) 🔹@Postchi1
♦️به یاد می آوردم در دوران کودکی بسیار اهل عبادت بودم و پیوسته نماز شب به جا می آوردم. شبی به همراه پدرم که روحش شاد باشد، در حال عبادت شبانه در مسجدی بودیم و کل شب بیدار بودیم و ادعیه می خواندیم به دور ما جماعتی در خواب بودند، من رو به پدرم کردم و گفتم : «پدر این جماعت گویی نخفته اند بلکه مرده اند، حتی بیدار نمی شوند که یک نماز دو رکعتی را بخوانند.» پدر رو به من کرد گفت : «جان بابا، تو هم اگر خوابیده بودی بهتر از این بود که در مورد مردم قضاوت و عیب جویی بیهوده انجام دهی!» نبیند مدعی جز خویشتن را که دارد پرده پندار در پیش گرت چشم خدا بینی ببخشند نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش 🔹@Postchi1
605.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شناکردن خفاش دیده بودین؟ بی شک یکی از پر رمزو راز ترین موجودات عالم همین خفاشه ، میدونید که خفاش قدرت بینایی هم نداره و از انعکاس فرکانس امواج ارسالی و برخوردشون به اجسام اونا رو میشناسه 🔹@Postchi1
برای از بین بردن تاریکی،شمشیر نکش. خشمگین نشو.. فریاد نزن... برای از بین بردن تاریکی،چراغ روشن کن. تاریک اندیشی؛قفلی است که تنها با کلید روشن اندیشی باز می شود.. 👤اميركبير 🔹@Postchi1
تو نمی‌توانی به‌سوی افق‌های تازه شنا کنی، مگر اینکه؛ شهامت از دست دادن چشم‌انداز ساحل را داشته باشی... 🕴ویلیام فاکنر ‎ 🔹@Postchi1
♦️ روزی،گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد.گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد. روز بعد،سگی که از آن جا می گذشت،از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت.مدتی بعد،گوساله راهنمای گله،آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند. مدتی بعد،انسان ها هم از همین راه استفاده کردند:می آمدند و می رفتند،به راست و چپ می پیچیدند،بالا می رفتند و پایین می آمدند،شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند.اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند. مدتی بعد،آن کوه راه،خیابانی شد.حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین،از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند،سه ساعته بروند،مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود. سال ها گذشت و آن خیابان،جاده ی اصلی یک روستا شد،و بعد شد خیابان اصلی یک شهر.همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،مسیر بسیار بدی بود. در همین حال،جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران،راهی را که قبلا باز شده،طی کنند،و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟ پائولوکوئیلو 🔹@Postchi1
تاثیری که کیف پول، روی ستون فقرات شما در زمان نشستن میذاره (☝️) بفرستید برای آقایونی که عادت دارن کیفشون رو توی جیب عقب شلوارشون بزارن .. 🔹@Postchi1
♦️یغمای جندقی ؛ از شاعران معروف و بذله گو دوران قاجاریه بود. هنگامی که فتوای قتلش صادر شد، فرار کرد و به طور ناشناس خود را به کاشان رساند و در خانه ی یکی از علمای بزرگ پناهنده شد تا به این وسیله از خطر مرگ و کشته شدن رها شود. پس از مدتی آن عالم بزرگ دختر خود را که زشترو و تند خو بود به نکاح یغما در آورد و به عبارتی یغما داماد سرخانه شد. روزی عالم سرزده به اتاق داماد آمد و دید یغما به عیال خود شرعیات و آداب و احکام دینی می آموزد. عالم خوشحال شد و وقتی برای تدریس می رفت به شاگردانش گفت: "یغما برعکس آنچه درباره ی او می گفتند آدم بدی نیست و به آداب مذهبی دلبستگی دارد." چون این خبر به گوشم یغما رسید گفت :"به آقا بگویید اشتباه فرموده اند علت اینکه من به عیال شرعیات می آموزم از این جهت است که یقین دارم من خودم در روز قیامت به جهنم خواهم رفت خواستم با این کار عیالم به بهشت رود و لااقل در آخرت از او جدا شوم و در آنجا از دست تندخویی او در امان باشم." 🔹@Postchi1
يكى از تفاوت هاى جوانى و سالمندى اين است كه وقتى جوانيم، آينده هاى مختلفى براى خود اختراع ميكنيم و وقتى پير ميشويم گذشته هاى مختلفى براى ديگران ... 👤جولین بارنز 🔹@Postchi1
"علی خسرو شاهی" مدیر و کارخانه دار،صاحب کارخانجات پارس مینو در کتاب خاطراتش آورده است:👇👏 یک کارخانه شکلات سازی سوئیسی گاهی به دلیل ایراد دستگاه هایش در خط تولید، بسته بندی خالی رد می کرده، بدون اینکه در داخل بسته شکلات بگذارد و همین بسته های خالی احتمالی، باعث نارضایتی مشتریان می شده است. مسئولان این کارخانه سوئیسی آمدند کلی تحقیق کردند٬ و دست آخر پس از حدود یک و نیم میلیون دلار هزینه، به این نتیجه رسیدند که سر راه دستگاه نوعی وسیله لیزری بگذارند که بسته بندی های خالی را به طور اتوماتیک شناسایی کند و بردارد. با شنیدن این خبر نگران شدم. چون دستگاه ما هم مشابه همان کارخانه شکلات سازی، ساخت همان شرکت سوئیسی بود، دستور تحقیق دادم، بعد از یک هفته سرپرست ماشینها آمد و گفت: بله درست است، در دستگاههای ما هم چنین ایرادی دیده شده و حتی ممکن است چنین محصولاتی به بازار هم راه پیدا کرده باشد. نگرانی ام زیادتر شد و تصمیم گرفتم در جلسه هیئت مدیره روی موضوع بحث کنیم. می خواستم نظر هیئت مدیره را در مورد یک و نیم میلیون دلار خرج احتمالی اخذ کنم. فردای آن روز با اعضای هیت مدیره برای بازدید از ماشین به کارگاه تولید رفتیم و دیدیم یک پنکه روی صندلی جلو میز ماشین قرار دارد. از کارگر ساده٬ بالا سر ماشین پرسیدم: این برای چه است؟ گفت: ماشین گاهی بسته خالی میزنه. من هم این پنکه را که تو انبار بود آوردم، گذاشتم سر راه دستگاه که بسته های خالی از شکلات را با باد پرت کنه بیرون. نگاهی به هیئت مدیره کردم، تمامشان رنگشان پریده بود. به کارگر خلاق که ما را از شر٬ یک و نیم میلیون دلار، خرج اضافی رهانیده بود٬ یک تشویق نامه به اضافه یک ماه حقوق و یک خانه در کرج هدیه دادم. 🔹@Postchi1
‏دیدگاه و قضاوت ما نسبت به زندگی دیگران، بیشتر بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که خود ما در آن قرار داریم! 🔹@Postchi1
♦️در دنیا قانونی وجود دارد به نام قانون "کارما" قانون کارما یعنی اگر بزنی یک روزی میخوری یعنی اگر شکستی یه روز خودت هم میشکنی خلاصه کنم برایت قانون کارما همان ضرب المثل معروف است که میگوید از هر دستی بدهی از همان دست پس میگیری آن زمان که دلی را شکستی آن زمان که اشک کسی را دراوردی آن زمان که زخمی زدی بترس از قانون کارما که اگر توبه کنی و پشیمان هم شوی سودی ندارد و این قانون چه بخواهی چه نخواهی بر زندگی تو پیاده میشود... بترس از قانون کارما... کارما یعنی زمین بدجور گرد است... 🔹@Postchi1