eitaa logo
کانال بستجی♨️
4.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
46 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بزرگترين ضعف اغلب انسانها ترديد آنهاست در اينكه به ديگران هنگامی كه هنوز زنده هستند بگويند: چقدر دوستشان دارند. @Postchi1
جدا از کسایی که قلبشون از سنگه یا قلب خیلی مهربونی دارن، یه موجوداتی هم هستن که به جای قلب قلاب دارن، لامصب دلشون همه جا گیر میکنه ... @Postchi1
@Postchi1 🔻زن قدیم : صبح ساعت 5قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تاتخم مرغها را جمع کند زن جدید: مثل خرچنگ به رختخواب سبیده و خر و پف میکند .صبح ساعت 6 قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است  تا از خواب بیدار شود .جدید: بازهم خوابیده است صبح ساعت 7 زن قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند . زن جدید: هنوز کپیده است .صبح ساعت 11 قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است .زن جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است ظهر ساعت 12قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است. : در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند @Postchi1
🔰ترجیح میدم توی جمع سه نفره یا اول باشم یا سوم. اینو به جمع هزار نفره هم میشه تعمیم داد. هزارمین بودن رو به دومین بودن ترجیح میدم. هیچوقت دوم بودن کسی رو شاد نکرده، بدترین اتفاق زندگی یه آدم میتونه دوم شدن باشه ! @Postchi1
@Postchi1 🔰بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند خودتان را از آنها رها سازید از دست شان خلاص شوید منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند در را ببندید آهنگ را عوض کنید خانه تکانی کنید گرد و غبارها را بتکانید از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید، روی آورید… @Postchi1
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی ها و مشکلات ما نیست اگر ردپای دزدِ آرامش و سعادت را دنبال کنیم سرانجام به خودمان خواهیم رسید… @Postchi1
@Postchi1 🔻درباغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. آب در نظرش شراب بود. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟...تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود.  خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد @Postchi1
انسانها هرچه بیرونشان ساکت تر باشد فریاد درونشان بیشتر است @postchi1
@Postchi1 🔻زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم ماموران مدرک خواستند،زن و مرد گفتند نداریم !ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!زن و مرد گفتند ... برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... ! اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند، ما دستهایمان از هم جداست!دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،ما رویمان به طرف دیگریست!سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،ما احساسی به هم نداریم!چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،می بینید که، ما غمگینیم!پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،اما یکی ازما جلوترازدیگری می رود!ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،ما هیچ نمی خوریم!هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،ما لباسهای کهنه تنمان است.. !هشتم، ...ماموران گفتندخیلی خوب،بروید،بروید،..فقط بروید ... ! @Postchi1
گاهی راحت تر آن است که با وجود اندوهی که در درونتان موج می زند لبخند بزنید تا اینکه بخواهید به همه ی عالم علت غمگینی خود را توضیح دهید ! @Postchi1
@Postchi1 🔻منشی رئیس با خود فکر کرد شاید برای گرفتن تخفیف شهریه آمده اند یا شایدهم پسرشان مشروط شده است و می خواهند به رئیس دانشگاه التماس کنند .پیرمرد مؤدبانه گفت: «ببخشید آقای رییس هست؟ » منشی با بی حوصلگی گفت:«ایشان تمام روز گرفتارند.» پیر مرد جواب داد : « ما منتظر می مونیم. »منشی اصلاً توجهی به آنها نکرد و به این امید بود که بالاخره خسته میشوند و پی کارشان می روند. اما این طور نشد. بعد از چند ساعت ، منشی خسته شد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند ازاین کار اکراه داشت .وارد اطاق رئیس شد و به او گفت : « دو تا دهاتی آمده اند و می خواهند شما راببینند . شاید اگرچند دقیقه ای آنها را ببینید، بروند.» رییس با اوقات تلخی آهی کشید و سرتکان داد. نفر اول برترین دانشگاه کشور ..... ارائه دهنده چندین مقاله در همایش های علمی بزرگ دنیا و مجلات تخصصی ، صاحب چندین نظریه در مجامع و همایش بین المللی حتماً برای وقتش بیش از دیدن دو دهاتی برنامه ریزی کرده است. به علاوه اصلا دوست نداشت دو نفر با لباس های مندرس وارد اتاقش شوند و روی صندلی های چرمی اوریژنال لدر اطاقش بنشینند .با قیافه ای عبوس و در هم از اطاق بیرون آمد. اما پیر زن و پیر مرد رفته بودند. بویی آشنا به مشامش خورد. شاید به این دلیل بود که خودش هم درروستا بزرگ شده بود .رئیس رو به منشی کرد و گفت : نگفتن چیکار دارن . منشی از اینکه آنها آنجا را ترک کرده بودند با رضایت گفت : نه . از پنجره نگاهی به بیرون انداخت و به اطاقش برگشت. موقع ناهار رئیس پیام های صوتی موبایلش را چک کرد : سلام بابا ، می خواستم مادرت رو ببرم دکتر . کیف پولم رو در ترمینال دزدیدن ، اومدیم دانشگاه ازت کمی پول قرض کنیم . منشی راهمون نداد . وقتی شماره موبایلت را هم گرفتم دوباره همون خانم نگذاشت با هات صحبت کنم و گفت پیغام بذاریم. الان هم داریم برمی گردیم خونه ... @Postchi1
فرهنگ يعنى بپذيريم ظاهر هر كس دو بخش دارد 🔰بخش اول چيزهايى كه انتخاب خودش نيستند و بطور طبيعى به او داده شده و نبايد مسخره شود 🔰بخش دوم چيزهايى كه انتخاب خود هستند و به ما ربطى ندارند @Postchi1