اينكه نمیتونم همزمان نقاش، معمار، نويسنده، نوازنده باشم و هم كافه و كتابفروشی داشته باشم وهم دنيارو بگردم عميقا غمگینم میکنه.
برکت اون موقعی از زندگیا رفت که توی قهوه یخ ریختین، خدا دید خیلی احمقیم گفت اینارو به خودشون واگذار میکنم!