eitaa logo
زندان
103 دنبال‌کننده
52 عکس
103 ویدیو
1 فایل
زندان
مشاهده در ایتا
دانلود
چنان میپرید این و ور اون ور که من ترسیدم دستش بزنه نابودم کنه رفتم یه سمت دیگه اروم اروم
یهو مداح شروع کرد شور خوند
طرف رفت جلو کنار منبر شروع به سینه زدن کرد
مداح بعد چند دقیقه اومد وسط جمعیت شروع کرد به خوندن
به همین برکت قسم
طرف یهو پرید تو هوا شیرجه رفت سمت زمین🫤💔
چهار دست و پا شده بود داشت دور مداح طواف میکرد🫤💔
یهو شروع کرد پای مداح رو بوس کردن😐💔
ارومممم باش حیوانننن
من از شدت سم بودن اون موقع
پاهام سست شد فقط نشستم رو زمین و نگاش میکردم
مثل سگا پارس میکرد هو میکشید اصلا یه اوضاعی بود