روایت اول: 📝
محمد بن یحیی، از محمد بن حسین، از عبدالرحمان بن ابی هاشم، از فضل کاتب نقل میکند:
خدمت امام صادق (ع) بودم. نامه ابومسلم به امام رسید. امام به حامل نامه فرمود: «نوشتهات جواب ندارد، از پیش ما برو.» در این حال، بعضی از ما با بعضی دیگر پنهانی حرف میزدیم. امام فرمود: «ای فضل! چه چیزی را پنهانی میگویید؟ خداوند عزیز، برای عجله بندگان عجله نمیکند. و از جا کندن یک کوه از جای خودش، آسانتر از از بین رفتن حکومتی است که اجلش نرسیده باشد.» سپس فرمود: «فلانی بن فلانی...» تا به هفتمین نفر از فرزندان فلانی رسید. گفتم: «علامت بین ما و شما چیست؟» فرمود: «ای فضل! از این زمین تکان نمیخوری تا سفیانی خروج کند. وقتی سفیانی خروج کرد، به سوی ما بیایید.» این را سه بار فرمود و گفت: «و او از حتمیهاست.»
بررسی سند: 🔎
فضل کاتب از نویسندگان دیوان خراج منصور و مهدی عباسی بوده است. او فرد ناشناختهای است و دانشمندان علم رجال او را موثق معرفی نکردهاند.
راوی دیگر این حدیث، عبدالرحمان بن ابی هاشم است. چون نقل روایت توسط کلینی در «کافی» از عبدالرحمان بن ابی هاشم به امام متصل نیست، روایت «مرسله» است. روایت مرسله از نظر دانشمندان حدیث، ضعیف و غیرقابل اعتماد است.
نتیجه: این روایت ضعیف است. ❌
#مهدویت