و اما ترجیحش داد...
نه به یک آدم؛ بلکه به یادگاری کسی که خیلی وقت ها دم از بی اهمیت بودَنش میزد!
گاهی اوقات از چیزی خبر نداریم
پس سکوت کنیم
صبر کنیم
تا ببینیم تقدیر چی رقم میزنه
خسته شدم
من کنارش بودم
کنار یکی دیگه بود
من میگفتم میخوامت
به یکی دیگه ابراز میکرد
من همه جوره هواشو داشتم
اون هوای همه رو داشت
خسته شدم از محبت کردن
صدمو گزاشتن
صاف و ساده بودن
وابسته شدن
ضربه خوردن
هر دفعه تصمیمم راجب عوض شدنم جدی تر میشه