زندگی زیر سایه ابهام؛
راهبردهای روانشناختی در مواجهه با بحران ها
( پارت 2)
در جدال با اضطراب
آنچه مواجهه با ابهام را پیچیدهتر میکند، اضطراب است.
بسیاری از ما باور داریم هر چقدر بیشتر مضطرب باشیم، نتیجه نهایی بهتر خواهد بود اما نتایج مطالعات اورسیلو و الیزابت روئمر، نویسندگان کتاب گذر از اضطراب با بهوشیاری، حقیقت دیگری را نشان میدهد.
در این کتاب میخوانیم گاهی آنچه بیش از یک موقعیت نامعلوم و اضطراب آور میتواند خطرناک باشد، خود اضطراب است.
همانطور که در بسیاری از زمینلرزهها، آسیب ناشی از واکنش تکانشی به زلزله از آسیب ریزش آوار بیشتر گزارش میشود.
گاه اضطرابی که کارکرد آن، آمادگی برای رویدادهای غیرقابل کنترل است، خود از کنترل خارج میشود. به بیانی دیگر، از اضطرابمان مضطرب میشویم.
میتوانید تصور کنید فردی را که هنگام شنیدن صدای انفجار آنقدر وحشتزده میشود که به جای پناه گرفتن، شروع میکند به گریه و دویدنهای بی هدف یا کسی که از ترس بمباران حتی در زمان آتشبس هم حاضر نیست از خانه خارج شود؛ رانندهای که با شنیدن صدای موشک چنان دچار اضطراب شده که پدال گاز را تا آخر فشار میدهد و تصادف میکند و دانشجویی که ناامیدانه به فکر خاتمه زندگی خود میافتد.
در تمام این موارد آنچه مانع انتخاب های موثر میشود، نه عامل ترسناک که خود ترس است.
ترس و اضطراب، آسیبپذیری و افکار غیرمعمول در موقعیت اجتماعی کنونی، هرچند آزارنده اما طبیعی است و هیچ میزانی از مصمم بودن، انگیزه، نظم یا مدیتیشن نمیتواند مانع بروز این احساسات شود.
آشوب این روزهایمان یک پاسخ طبیعی است؛ حتی اگر دیگر صدای جنگندهها را نمیشنویم اما بوی باروت را فراموش نکردهایم.
اگر نمیتوانیم خودمان را دوباره سر پا کنیم و به قولی به «روال عادی» برنگشتهایم، حق داریم.
زیستن در سایهی ابهام اجتماعی، چیز عادیای نیست. منصفانه نیست اگر این احوال ناخوش را به حساب ضعف شخصی، امر نامعقول یا شکست در هضم تجربه بپنداریم.
#هفتهنامهروانشناختی
#سلامتروان
#عدمقطعیت
🆔https://eitaa.com/Psychology_ASMU
🆔https://eitaa.com/EC_ASMU
زندگی زیر سایه ابهام؛
راهبردهای روانشناختی در مواجهه با بحران ها
( پارت 3)
#هفتهنامهروانشناختی
#سلامتروان
#عدمقطعیت
🆔https://eitaa.com/Psychology_ASMU
🆔https://eitaa.com/EC_ASMU
زندگی زیر سایه ابهام؛
راهبردهای روانشناختی در مواجهه با بحران ها
( پارت 3)
زیستن به مثابه نافرمانی
آلبر کامو در افسانه سیزیف، اسطورهای از یونان باستان را به تصویر میکشد که توسط خدایان محکوم شده، سنگ عظیمی را تا ابد به بالای کوهی ببرد؛ در حالیکه هر بار نزدیک قله، سنگ به پایین میغلتد.
شاید بگویید «بدا به حال سیزیف»؛
اما کامو در اظهارنظری متفاوت، معتقد است باید سیزیف را خوشحال تصور کنیم، چون همین عمل آگاهانهی او در هل دادن سنگ، دهنکجیست به خدایانی که او را محکوم کردهاند.
خدایانی که منتظر انفعال، ناامیدی و در نهایت خودکشی سیزیف بودند، غافلگیر از این اند که او از تلاش کردن دست نمیکشد و هر روز به زیستن ادامه میدهد.
زیستی که اگرچه بینتیجه به نظر میرسد، نمادی از نافرمانی علیه ساختاری است که هدف آن سرکوب و تسلیم ماست.
چنین نافرمانیای اگر چه زمانی در گرفتن دست یکدیگر و فریاد زدن اتفاق میافتاد اما این بار میتواند در آب دادن به گلدان، شانه کردن موهایمان و نوشیدن یک استکان چای گرم معنا پیدا کند.
رنجی که لایقش نبودیم
نه فرانکل، نه کامو و نه هیچ اندیشمند یا نظریهپردازی نمیتواند آنچه بر ما میگذرد را حقیقتا توضیح دهد؛
گو اینکه درک این تجربهی رنجآلود، یکتا و ناخوانده تنها از افرادی در همین زمان و مکان برمیآید.
منابع:
CHOPRA, S. (2024). Anxiety: A Philosophical Guide. Princeton University Press.
Lizabeth Roemer and Susan M. Orsillo (2011), The Mindful Way Through Anxiety: Break Free from Chronic Worry and Reclaim Your Life
Albert Camus (1942), The Myth of Sisyphus
Émile Durkheim (1897), Suicide: A study in sociology,
Viktor E. Frankl (1946), Man’s search for meaning
#هفتهنامهروانشناختی
#سلامتروان
#عدمقطعیت
🆔https://eitaa.com/Psychology_ASMU
🆔https://eitaa.com/EC_ASMU