#خاطره_از_شهیده
دوستی من و محدثه از کلاس اول ابتدایی شروع شد.
وقتی که از مشهد اومدن گرگان
و ازونجا من و محدثه شدیم هم کلاسی و هم سرویس مدارسمون یکی بود
و مامان هامون هم با همدیگه دوست شدن و ما با هم رفیق🫂
به طور جدی رابطه ی خیلی صمیمانه ی من با محدثه از کلاس چهارم شروع شد.
(یعنی زنگ زدن هامون به هم،قبلش فقط همدیگه رو تو مدرسه میدیدیم و کرونا بود و مدارس تعطیل🤌🏻)
و همینجور نسبت به هم وابسطه تر میشدیم.
کلاس پنجم دورانی داشتیم با هم)) 🥲
با اینکه هیچ کدوممون خاطره خوشی ازون سال نداشتیم
ولی من حاضرم دوباره برگردم به همون سال تا محدثه رو یک دفعه فقط برای چند ثانیه ببینم.. ❤️🩹
کلاس پنجم که تموم شد ، حرف این شد که محدثه بخاطر شغل باباش میخواد انتقالی بگیرن تهران
و ما با هم کورس گذاشتیم😂
یه روز من میرفتم خونشون یه روز اون میومد خونمون و روزایی که همدیگه رو نمیدیدم تلفن به دست بودیم تو خونه
تا اینکه کلاس ششم شروع شد و ما مدرسمون رو عوض کردیم و رفتیم مدرسه جدید
من تو مدرسه هیچکس رو جز محدثه که با هم اومدیم نمیشناختم...
و ما باز هم اون سال هم سرویسی مدرسه شدیم
نزدیک عید بود که به طور جدی محدثه گفت بابام خونه پیدا کرده داریم وسایلمونو جمع میکنیم و میخوایم بریم
من اونجا خیلی ناراحت بودم، طوری که بچه های کلاس به طور شوخی یا جدی میگفتن ریحانه از وقتی محدثه رفته تهران افسرده شده🤌🏻
توی این کانال نیستن واگرنه بهشون میگفتم آره، من از وقتی محدثه رو از دست دادم افسرده شدم..)
محدثه که رفت تهران من دلم به این خوش بود که میتونم ببینمش، حتی شده بخوان برن مشهد یا مابریم تهران میبینمش..
و همونطور شد...
من از کلاس اول تا الان که هشتمم با محدثه دوست بودم
چقدر دلخوش بودم با خودم می گفتم
(حتما محدثه تابستون میخوان برن مشهد میاد سر راهشون گرگان؛ 💔)
«ببخشید طولانی شد»
«یَا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوَی»
ای برطرف کنندهی هر گرفتـاری☁️🌱
{سلام، ظهرتون بخیر🦋}
« دࢪ ݼوالـے پࢪواز » 🕊🌿
این عکس مال کرمان هست توی یکی از مغازه ها که رفته بودیم این ماکت بود بعد محدثه به یکی از دوستانمون
قفݪۍ جدیدم : عڪس رفیق ِ شہیدم .❤️✨
ارتباط با حضرت عشق..💔
جمکران:❤️🩹 025-37256060
حرم حضرت عباس:❤️🩹 009647602111000
امام حسین:❤️🩹 1640
امام رضا:❤️🩹 05148888
امام علی:❤️🩹 37777777
#حرم #الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج🤲️
روزجهانی احمـق ها رو
به نتانیـاهو ،
ومخصوصا
جنـاب ترامـپ . .
و همـراهان همیشـگی ی ی یِ آنها
تبریـک و تهنیـت عـرض میکنم ' 💘🗿.
.
تقریبا 2 سال پیش بود...
میخواستم محدثه رو عضو گروه سرود کنم که با هم برای اجرای سرود بریم جمکران🥲🌝
اون روز بعد از ظهر یکی از دوستامون هیئت داشت
رفتیم اونجا، ازون ور محدثه با داداشش و مامانش اومد خونمون
و بهش گفتم که گروه سرودمون میخواد ببره جمکران ضبط سرود بیا عضو شو که با هم بریم...
ولی خب قسمت نشد بیاد باهام»»
#خاطره_از_شهیده
نمیگویم شبتان شهـدایی،
کـہ خیریست بـہ کوتاهے شب🌙
میگویم عاقبتتان شهـدایی،
کـہ خیریست، بـہ بلنـداے سرنوشت🌍
پس عاقبتتان شهـدایی:)🕊
التماسدعـــا