eitaa logo
« د‌ࢪ‌ ݼوالـے پࢪواز » 🕊🌿
823 دنبال‌کننده
341 عکس
173 ویدیو
3 فایل
" بِسمِ رَبِ الشُهَدا " _به‌ياد נﺧتࢪی از تبار ﻧوࢪ נخـتـࢪی ڪـه بـه‍ـشـت נلـتـنـگـش بـود🌿] >>> مــحــدثــه‌اقــدســی<<< بهـ قلم؟! ࢪفقآي נلتنڰ آﻐوش ﺣࢪف آﺨࢪ؟! תהיו אומללים کُپی؟! فور کنی قشنگ تره نَـ‌ﺣ‌نُ هُنا🪷 ‌https://daigo.ir/secret/91646182079
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همیشه میگفت:« من قیافم خوب نیست اگه شهید بشم کسی واسم پوستر نمیزنه!!! میشه با پخش کردن این عکس دل شهید ذوالفقاری رو شاد کنید؟🥺💔
افسردگی؟ شوخی میکنی؟! من محدثه رو دارم🥲❤️
یکم آبان سالگرد شهادت شهید مصطفی صدرزاده...🥀 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌،
هدایت شده از  🤍Fairy tales🤍
درست ۳ سال پیش بود..؛ گوشه ای غریب گیرش آوردن.. سعی کرد فرار کنه، ولی مگه چند نفر به یه نفر؟! وسایلش رو گرفتن؛ یکی گفت:کتابای عربی داره! طلبه است! بیشتر بزنید! حمله کردن بهش هر کی با یه چیز یکی سنگ داشت یکی قمه داشت یکی مشت داشت یکی فحش داشت... اسمش رو پرسیدن گفت: آرمان گفتن: مگه طلبه هم آرمان میشه؟! چاره ای نداشت گفت: من طلبه نیستم! گفتن: اگه نیستی به علی فحش بده! به حسین فحش بده! گفت نمیدم بیشتر زدن! همه جاش زخم داشت با میله های آهنی به جون سینه و کمر و پاهاش افتادن ولی من نمیدونم کدوم نامردی با سنگ ۳ کیلویی به سر ارمان زد؟! گفت: تشنمه. یکم آب بهم بدین جای آب اسپری رنگ به صورتش پاشیدن باز به جان بدنش افتادن یکی لگد می زد اون یکی روی انگشتاش می پرید! یکی فیلم می گرفت می گفت: زنده گیری بسیجی که با گلوله مردم بی گناه رو کشت! خواست بگه: کسی رو نکشتم... با ضربه ای به پهلوش صداشو بریدن... آرمان! کیا دوره ات کرده بودن؟! کفتار بودن یا کرکس؟! اخه مگه آدم لباس کسی رو تیکه تیکه می کنه؟! برهنه اش کردن... یه نفر گفت: حرز بسته به بازوش! دعا داره! بیشتر بزنین! سیل ضربات شدیدتر شد... گفتن: به خامنه ای فحش بده گفت:چرا فحش بدم؟آقا نور چشم ماست.. با آجر به سرش کوبیدن... یکی گفت: مُرد! کشتیمش!!!! شادی کردن...! هلهله کردن....! رقصیدن....💔. و پیکر آرمان، آرام و بی جان، غرق در خون، آرمیده بود گوشه ای از اون محفل یزیدانه... پیکری تکه تکه... شکسته... ضرب دیده... با ترک هایی بر سر... و سینه ای تیر خورده... با انگشتری شکسته... تنی برهنه... لبهایی تشنه... و فقط آرمان میدید که حسین (ع) به   قتلگاهش امده و او را در اغوش دارد...!💔
نمیطلبی؟فدا سرت:) با محدثه صحبت میکنم🥺❤️‍🩹
یاد انگشتر تو شده داغ ما ... 💔❤️‍🩹 امان از قصه ی انگشتر ها 🥲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا