« دࢪ ݼوالـے پࢪواز » 🕊🌿
#خاطره_از_شهیده رفتم مسجد دیدم محدثه نیست😓 مامانش داشت نماز می خوند 🤲🏻 یکم صبر کردم دیدم محدثه اومد
بعد رفتیم خوراکی بخریم 🍬
دوستم زنگ زد که فاطمه بیا یه سر خونتون مامانت کارت داره
من با خودم گفتم شاید مامانم می خواد بگه بیا کیک رو ببر 🎂
با محدثه داشتیم می رفتیم که مامانم به من زنگ زد منم یه یکم از محدثه دور تر شدم تا محدثه چیزی راجب غافل گیریش متوجه نشه 😐
مامانم گفت داشت بارون می اومد به دوستت گفتم که بیان خونه ما تولد رو بگیریم🎉
راستی برای کیک شمع نداریم تو توی اتاقت داشتی چی شد؟🕯
گفتم شاید توی کشو هام باشه دقیق نمی دونم🧐
از مامانم تشکر کردم تلفن رو قطع کردم📞
به محدثه گفتم مامانم کارم داره یه دقیقه بریم بالا بعد بریم پیش دوستمون 🎀
گفت باشه😁
رفتیم دم در خونمون 🏠
تا در خونه باز کردم...
ادامه دارد...
شهیده مظلومه، محدثه اقدسی 🕊🌘
در میان آتش و دود، در دل جنایتهای رژیم صهیونیستی، دخترکی چشمهایش را بست، نه از ترس، که از آرامشی آسمانی...
محدثه، متولد ۲۷ خرداد ۱۳۹۱، همان دختری بود که هنوز عروسکش را کامل نشناخته بود، اما سهمش از این دنیا، موشک و خون بود...
در روزی که نه زمین رحم کرد و نه دشمن، در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، پرکشید؛ بیگناه، مظلوم، اما سرفراز...
او فقط یک کودک نبود،
او سند مظلومیت ایران بود،
روشنترین دلیل حقانیت ما،
و زلالترین تصویر از کلمهی "شهید"
پروازت مبارک دختر آسمانی...
زمین، دیگر جایت نبود
یه معرفی کوچولو از محدثه 🤏🏼
محدثه اقدسی دختری ۱۴ ساله با دنیای آرزو🫂
که در شبانگاه روز ۲۳ خرداد ۱۴۰۴
توسط رژیم غاصب صحیونیستی
به فیض شــهــادت نائل آمد🥺❤️🩹
#بیو_از_شهیده
.
نام=محدثه
نام خانوادگی=اقدسی
نام پدر= شهید حجت السلام احد اقدسی
تاریخ تولد=1391/3/27
تاریخ شهادت=1404/3/23
محل دفن=حرم مطهر رضوی،رواق حضرت زهرا(س) بلوک ۵،ردیف ۲
_
یه صلوات بفرس مومن🌿
48.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#دیدنی
مصاحبه خانم مصباح🌱
مادر شهیده محدثه اقدسی ، شهید محمد رضا اقدسی و همسر شهید احد اقدسی✨🌚
« دࢪ ݼوالـے پࢪواز » 🕊🌿
بعد رفتیم خوراکی بخریم 🍬 دوستم زنگ زد که فاطمه بیا یه سر خونتون مامانت کارت داره من با خودم گفتم شای
تا در خونمون رو باز کردم دوستم اومد جلو و گفت تولدت مبارک🥳
محدثه خیلی ذوق کرد 😇
خیلی خوشحال شد🥲
گفت:
من اصلاً انتظارش رو نداشتم دستتون درد نکنه🙃
اون شب به همه ما خیلی خوش گذشت 🥰
محدثه برای تشکر منو دوستم رو بغل کرد و
اون بغل با همه بغل ها فرق داشت...
یه بغل خاص بود🫂
محدثه کادو هاش رو خیلی دوست داشت...
همون کادو های که الان دیگه ازشون هیچی نموده🥺
واقعا خوشحالم که تولدش رو تونستیم براش بگیریم😔