از من یک تابوت خالی تشییع خواهد شد.
من چندی پیش در چمنزار سبز و خرم چشمهای او جان دادهام...
#مهدینار✍
@Qalamdard
هدایت شده از خانمِ نویسنده.🇵🇸
یک چندتا الهی به رقیه خواهشاً
#فور_معرفتی
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
[ربِّ اشرَح لی صَدری...] گاه سینهام تنگ میگردد... - طه
[و لِرَبک فَاصبِر...]
برای من صبر کن... تنها برای من!
- مدثر
ده سانتی متر جلوتر از چشمهام، ساعتی کوکی و مربع شکل به ابعاد پنج در پنج سانت را با دستهام گرفتهام و نگاهش میکنم. توی صحن کوچک ساعت، کودکی بازیگوش که بلوز قرمز پوشیده، تند تند میدود و پدرِ خستهاش دنبال سرش، آرام آرام. و پسر، هی از کنار پدر رد میشود و هر بار جلو میزند و در میرود. کمی آنطرفتر هم پدربزرگِ بیحوصلهی بد عنق، روی نیمکت نشسته و روزنامه میخواند و هیچ تکانی نمیخورد.
***
تنها چیزی که میتواند این موقع شب کمی آرامم کند، نگاه کردن به ثانیه شمار است و فکر اینکه "با هر بار تکون خوردن این عقربه، تو یه ثانیه به چیزی که میخوای نزدیکتر میشی. شصتتاش که بگذره یه دیقه، شصتها از این یه دیقهها که بگذره یک ساعت، و هزاران هزار از این ساعتا باید بگذره تا تو به آرزوت برسی!"
با همین فکر خرخیالانه، لبخند میزنم. با هر بار تکان خوردن ثانیه شمار، لبخندم بسط و شرح پیدا میکند؛ تا آنجا که "هه هه!"ی آرامی از ته گلویم میآید بالا و هر و کرَم شروع میشود. باورم نمیشود! دارم به ساعت نگاه میکنم و قهقهه میزنم. باورم میشود دیوانه شدهام...
پسر بچه، چند بار دیگر میدود و و زمین میخورَد. ثانیهای نمیگذرد. پدر دیگر تکانی نمیخورَد. نخِ قهقههام به نخِ گریه گره میخورَد و ساعت و دقیقه و پارک و بچه و پدر و عینک و روزنامه و نیمکت توی چشمم تار میشوند؛ با فکر اینکه "اگه زمان نگذره و متوقف بشه و برای همیشه تو این ثانیهها گیر کنی چی؟!"
#مهدینار✍
#سیال_ذهن
@Qalamdard
در داستان زیبا و عاشقانهای که از تو نوشته بودم... تنها نامی از از تو بود؛ و دیگر هیچ...
#مهدینار✍
@Qalamdard
هنرِ چشمهای من گریه برای تو بود؛ که ظاهرا امسال هم برنده بین الحرمین نشدند...
نظرات، انتقادات، پیشنهادات، قضاوتها، تهمتها، فحشها و ناسزاهای شما را با مغز استخوان پذیراییم.
- کتف.
#مهدینار✍
@Qalamdard
ظلم این است که گوش میشنود اما قلب میشکند؛ جور گوش را هم قلب باید بکشد!
#مهدینار✍
@Qalamdard
- چای...
"او" که میتوان دوستش داشت؛ فراتر از این، عاشقش بود.
و چند صفحهای شعر...
@Qalamdard
هدایت شده از خانمِ نویسنده.🇵🇸
دو راه بیشتر نداریم ما یا پیروز خواهیم شد و یا شهید میشویم و موضوع تسلیم منتفی است تمام.
|شیخ نعیم قاسم|