در خانه ی من پنجره ها می میرند
بر زیر و بم باغ، قلم می گیرند
این پنجره تصویر خیالی دارد
در خانه ی من مرگ توالی دارد
در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست
آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست
دلم يکي مثل تو را ميخواهد! … يکي به مثال آب! … پاک و زلال! … تو اگر باشي من هستم! … اين دنيا ، بي عشق معنا ندارد! … بگذار بگويم بي تو معنا ندارد! … دلت صاف است آيينه من! … عشق را در آيينه نگاهت ديدم! عشق پاک تو ماه را به زمين ميکشاند ! قلب بي تاب من که چيزي نيست !… من براي آن ضمير آشنا جان ميدهم!
ما خوب و خوش و خرم و دلباخته بودیم 😞
نفرین به دو چشمان همه شور نظر ها...
به عشقی که برام مثل یه درده تو دل دریا
به حرفی که شده فانوس روشن تو غم صحرا
به اسمی که برام آرامش تنهایی زیباست
به دستای پرخون و دل تنگی که بی رویاست
به جای بوسه های تیغ به روی رگ آرامش
به جای ماه و مهتاب و دلی خون از غم و خواهش
به چشم پراز اشک و تمام دردو دل هایم
برای اولین بار به نامت من قسم دادم
قسم دادم که تا هستم و جان دارم
بااشک میگویم هنوزم دوستت دارم!(باران قدیری)
" خیلی وقته دیگه بارون نزده
رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پر پر نشده
دل آسمون سبک تر نشده
نگاهی به آسمون کردم. اونم ابری بود ای کاش بباره
مه سرد رو تن پنجره ها
مثل بغض توی سینه ی منه
ابر چشمام پر اشک ای خدا
وقتشه دوباره بارون بزنه
قطرات ریز و سرد بارون روی صورتم نشست.
با اینکه حالم داغون بود اما از ته دلم لبخند زندم.........
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست
کوه غصه از دلم رفتنی نیست
دیگه قطره های بارون با اشکام قاطی شدن.. دیگه معلوم نیس که دارم گریه میکنم
حرف عشق تو رو من با کی بگم
همه حرفا که آخه گفتنی نیس
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
آخ سینم داره مییسوزه..
توی این هوای بارونی و سرد دارم از درون توی کوره می سوزم...
قلبم باور نداره.............