یهو دیدم که دیگه از دستت عصبانی نیستم، ناراحت نیستم، قهر نیستم، خلاصه یهو حس کردم که من دیگه با تو "هیچ چیز" نیستم.
یک ماه بعد ازعقد جورشد رفتیم حج
عمره سفرمان همزمان شدباماه رمضان
با کارهایی که محمدحسین انجام میداد
بازمثل گاو پیشانی سفیددیده میشدیم!
از بس برایم وسواس به خرج میداد
در طواف دستهایش را برایم سپر میکرد
که به کسی نخورم .
با آب و تاب دور وبرم را خالی می کرد تا
بتوانم حجرالاسود را ببوسم .
کمک دست بقیه هم بود،خیلی به زوار
سالمند کمک میکرد!
یک بار وسط طواف مستحبی شک کردم
چرا همه دارند ما را نگاه میکنند ؟
مگر ظاهر یا پوششمان اشکالی دارد؟
یکی از خانمهای داخل کاروان بعد از غذا
من را کشید کنار و گفت : صدقه بذار کنار
این جا بین خانما صحبت از تو و شوهرت
که مثه پروانه دورت میچرخه🦋
همسرشهیدمحمدحسین محمدخانی🌱
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این میکس جدید رو ندیده بودم
عالیه تا حالا اینجوری ضایه شدین😂😂
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه جا خوندم نوشته بود:
زنها وقتی جاشون تو
رابطه امن باشه بچه میشن
و وقتی جاشون نا امن باشه
مرد میشن نمیگم درسته یا
غلط اما واقعا قابل تامله:))
تو جنگ خیبر
تونست وقتی روزه بود
دروازه ی ۹٠٠کیلویی رو از جاش بکنه
ولی وقتی فاطمه اش رو شهید کردند
گریه کنان گفت: کمک کنید بلندش کنم