#پارت11
يه گاز بزرگ زد و خيلي دقيق جويدش حتي نوشابه هم نخورد ..يکي بياد منو نجات بده از اين به بعد به من ميگه موشول ..من هنوز جوونم خدا ..لقمش رو قورت داد و با يه لبخند مليح نگام کرد
ماهان: خب جناب موشول
- ماهان جان من نگو موشول ..
ماهان: نميشه موشول ..موشول موشول موشول موشول موشول موشول موشول
اخم کردم و سرم انداختم زير و غذام رو خوردم ..غذام تموم شد بدون اينکه به ماهان نگا کنم رفتم از سالن بيرون ..داشتم با حرق قدم بر ميداشتم که يکي دستش رو از پشت گذاشت رو شونم
سريع دستم رو گذاشتم رو دستش و دستش رو پيچوندم و چسپوندمش به ديوار
ماهان: آي آي چته وحشي شدي ولم کن دستم شيکوندي
دستش رو ول کردم ..برگشت و شروع کرد دستش و ماليدن و غر زدن
ماهان: مگه يتيم گير اوردي اينطوري ميکني خو بگو نگو موشول تا نگم موشول چرا دستم و ميشکوني ديگه..خاله بيا بچت رو بگير منو ميکشه ها
- خب اونطوري که تو اومدي دستت رو گذاشتي رو شونم من فک کردم..
پريد وسط حرفم: نکنه فکر کردي جنم يا فکر کردي دشمنتم ..آخه اسکل وسط کلانتري وايسادي ها
راس ميگفت شايد چون از دستش عصبي بودم
-باشه بابا ببخشيد
ماهان: اشکال نداره موشو..نه نه آرمين
خنديدم و دستش و گرفتم و رفتيم طرف در خروجي کلانتري ..سوار ماشين شديم از کلانتري رفتيم بيرون
اسیردام ِهجرم ؛ زندگانیراتماشاکن . . .
نمردمازفراقت ؛ سختجانیراتماشاکن💔؛
#پارت12
-ماهان کي ماشينم درست ميشه؟
ماهان: امروز امادست ميخواي بريم بياريمش؟
- نه الان نه ..الان فقط بريم خونه ما
ماهان: تورو ميرسونم خودم ميرم خونه
- تو غلط ميکني مامان کله منو ميکنه
ماهان حنديد و گفت : باشه بابا امشب ميام
-نه الان بيا من حوصله غر هاي مامان رو ندارم
ماهان : باشه بابا بيا منو بخور
رسيديم و از ماشين پياده شديم و رفتيم تو همين که پاشو گذاشت داخل داد زد
ماهان: السلام و عليک يا خاله ي گرامي ..وااي ننه بو قرمه سبزي مياد منم ميخوام
خنديدم و گفتم: تو که تازه غذا خوردي :
ماهان : دستش رو به حالت بر و بابا تکون داد و رفت طرف آشپز خونه و گفت: هيچ چيز قرمه سبزي خاله خودم نميشه
منم رفتم پشت سرش داخل آشپز خونه وايساده بود کنار مامان و باهاش حرف ميزد مامانم هر هر ميخنديد
#پارت13
*****ماهان
رفتم پشت سر خاله و يه ماچ گنده از لپاش گرفتم و گفتم
-سلام بر خاله ي غر غرويه خودم چطور مطوري خاله؟
خاله: خوبم پسره زلزله ..بعدم داد زد آرمين بيا کارت دارم
آرمين با صداي آروم از تو آشپز خونه گفت:
آرمين: من اينجام مادر من اگه يه لحظه از خواهر زاده گلت دست بکشي مارو هم ميبيني
خاله رفت طرفش و پيشونيش و بوسيد و گفت
خاله: مگه ميشه بچم يادم بره
-حالا اينارو بيخي خاله من گشنمه
آرمين : تو که هميشه گشنته فلفلي
-اه من فلفليم؟ دارم برات جناب موشول
آخيش تا تهش سوخت ...يوها ها هاها کارد ميزدي خونش در نميومد .
آرمين در حالي که چشماش شيطون شد بود گفت: جدا؟ موشول؟ فقط نگيرمت
گفت حمله کرد طرف منم که اپن تکيه داده بودم با يه حرکت از ر اپن پريدم و رفتمتو هال...ديدم داره هنوز دنبالم مياد دويدم طرف در و بازش کردم و پريدم تو حياط ..ولي ول کن نيست که ..اها خودش خواست .دويدم طرف سالن زير خونه که توش يه استخر بزرگ بود ..اره افرين بيا نبالم تا يه کاري کنم بشي عين هو موش آب کشيده رفتم اونطرف استخر وايسادم ودست به سينه نگاش کردم
-چرا جوش مياري موشول جونم؟
آرمين: من موشولم ديگه؟ فقط دستم بهت نرسه
- مثلا ميخواي چيکار کني؟
يه کم فکر کرد و گفت
آرمين : ميندازمت تو استخر
ههه خبر نداره استخر انتظار خودشو ميکشه
-باشه بيا من تسليم
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترامپ : توان نظامی ایران را نابود کردیم.
ایران : په اینارو ما از کجا آوردیم😃😎
✍️ خدایی که اصحاب فیل رو نابود کرد، اصحاب پدوفیل رو هم نابود خواهد کرد.😌👌
#بزن_که_خوب_میزنی
#پارت14
سريع اومد طرفم که جاخالي دادم و کله رفت تو استخر ..ولي قبل از اينکه بيفته دست منم گرفت و افتاديم تو استخر....اي توروحت آرمين
به زور از زير آب اومدم بيرون و با دست و پا زدن خودم رو آب نگه داشتم آرمين هم اومد رو آب و شروع کرد دست و پا زدن
آرمين: چرا جاخالي دادي؟
-پس ميزاشتم بزني لهم کني؟
آرمين: حقته فلفلي
- موشول
اينو گفتم و با سرعت رفتم طرف نرده هاي کنار استخر و ازش رفتم بالا آرمينم پشت سرم اومد دستم و انداختم دور گردنش و گفتم
-من ديگه نميگم موشول تو هم ديگه نگو فلفلي باشه گلم؟
آرمين:قبوله فل..نه نه عذر ميخوام ماهان
- آفرين
رفتيم تو هال خونه خاله تا مارو ديد همچين گفت هيييين که احساس کردم به جاي آب سر و کلمون پر از خون ميباشد
خاله: اوا خاک تو سرم اين چه وضعشه؟
خنديدم بزار يه کم سر به سرش بزارم
-راستش خاله ما رفتيم تو حياط ديدم از تو کوچه صدا مياد رفتيم بيرون ديديم ريختن سر يه بدبختي دو تا بطري هم دستشونه ميخوان بريزن روش ما رفتيم جلو و درگير شديم خلاصه اون بطري هارو يکيش رو من يکيش هم رو آرمين خالي کردن بعدش هم فلگ رو بستن ما هم ديديم سرتا پامون خيس همه بدنمون هم داره ميسوزه طولي نکشيد ديديم آآآآي دل غافل رومون اسيد پاشيدن
ما هم الان که ميبينيد خيس خيسيم اينا يه وقت فکر نکنيد آب استخره که منو آرمين با کله رفتيم توشا نه اصلا اينا اسيده
خاله داشت خطر ناک نگام ميکرد که آرمين يهو پقي زد زير خنده منم شروع کردم خنديدن خاله م که خنده ما دوتا رو ديد شروع کرد خنده