رویاهای گمشده ツ
یه شوخی بی مزه هم یکی کرد. گفت حسن روحانی گزینه رهبریه. یکی نیست بگه روحانی اصلا مجتهد نیست که بخاد
آخه یکی نی بگه آخه اونی که تو کرونا بلد نبود درست ماسک بزنه می خواد رهبر بشه چیکا کنه
چه حرفااا😒😏
تفاوت وصیت ها قدیم وحال
وصیت نامه های قدیم :
باغ قلهک واسه مادرتون
خونه امیریه واسه خسرو
عمارت تجریش هم واسه مینا الباقی خیرات .
وصیت نامه های جدید :
قسطهای پراید رو مسعود بده
قسطهای وسایل خونه روهم ماندانا بده.
به پول یارانهم دست نزنید واسه مادرتونه
در ضمن پیگیر سهام عدالت هم باشین 😂😂
تفكر عمیق حیف نون:
اگر ادیسون نبود باید
در تاریكی تلویزیون نگاه می كردیم😂😂
خداشاهده ۵ساله دارم
یه کتابی میخونم اسمش اینه :
آموزش زبان انگیلیسی در ۲هفته 😂😂
عمهام تعریف میکرد، میگفت:
شوهرعمهام تو جلسه خواستگاری میگه
چندتا از قاریهای قرآن رو نام ببرید؟
عمم فوتبالی بوده قاریهارو هم نمیشناخته
چندتا از بازیکنای تیم ملی عربستان رو میگه:
فهدالبیشی، حسین عبدالغنی سلیمانی،
محمدالدعایه، اونم میگه احسنت
الانم دوتا بچه دارن 😐😂
#پارت17
***آرمين
وا اين چرا اينطوريه امروز؟
- کلا يه تخته کم داري
ماهان: باز من يه تخته کم دارم تو کارت از تخته مخته گذشته يه جعبت کمه
وااي اينم که يه جواب اماده تو آستينش داره من چيکار کنم خدااا
ماهان: کم آوردي نه؟
- نه چطور؟
ماهان يه لبخند که يعني خر خودتي زد و گفت:آره تو راست ميگي
بفرما اينم فهميد
****
ساعت 12 نصف شبه همه جمع شديم تو اتااق فرشته من و ماهان رو تخت نشسته بوديم
فرشته يهو جيغ زد: واااي جواب ها اومده
منو ماهان از رو تخت بلند شديم
-بلند شو ببينم
فرشته بلند شد و کنار صندلي وايساد ..رفتم تو سايت ..سرعت اينترنت خيلي پايين بود خب معلومه ديگه چند هزار نفر تو سايتن
بعد از پنج دقيقه اطلاعات اومد بالا ..فرشته تا جواب رو همچين جيغ زد که گوشامو گرفتم .
فرشته: وااي مامان باورم نميشه ..قبول شدم
رشته ي مورد علاقش قبول شده بود اونم تهران ..بلند شدم بغلش کردم
-آفرين خواهر درس خون خودم
فرشته : مرسي داداشي خودم
ماهان: خوبه ديگه منم برگ هويجم
-تازه فهميدي؟
ماهان: برو بابا تو هم ..تبريک ميگم آبچي کوچيکه
فرشته: دستت درد نکنه داداش بزرگه
- بسه ديگه خواهرم رو بده
ماهان: خسيس
-خودتي
ماهان: خو تويي ديگه
زبونمو براش در آوردم و روموکردم اونور و رفتم تو اتاقم..بعد از چند دقيقه صداي داد ماهان اومد که ميگفت: خاله کاري نداري؟ من رفتم
مثل جن از جام بلند شدم در اتاق رو باز کردم همه با تعجب نگام کردن رفتم طرف ماهان گوشش رو گرفتم
ماهان: آي آي آي ..ديوونه داري چيکار ميکني.. دردم گرفت ..نکن. گوشمو کندي..ول کن ديگه
همون طور که گوشش گرفته بودم بردمش تو اتاق و در رو بستم و گوشش رو ول کردم نشست رو تخت و گوشش و ماليد
ماهان: اي دستت بشکنه گوش نازنينم .نگا چطوري کشيدش ..خودم کفنت کنم
- کم غر بزن ..تو همين جا ميخوابي
ماهان: خو نميتونستي درست بگي؟
-بگير بخواب ديگه
ماهان: باشه بابا حالا بيا من وبخور
پتو رو پرت کردم طرفش که گرفتش و رفت زير پتو منم لامپ رو خاموش کردم
عالیه... حتما بخونید
فردی بود که چای را آن قدر کم رنگ مینوشید که به سختی میتوانستیم بفهمیم که آب جوش نیست!
چربی و نمک هم اصلا نمیخورد! ورزش میکرد و وقتی از او علت این کارهایش را میپرسیدیم، میگفت که اینها برای سلامتی بد است و سکته میآورد.
او در چهل و پنج سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت!
چندی پیش یک زندانی در امریکا از زندان گریخت.
به ایستگاه راه آهن می رود و سوار یک واگن باری می شود.
در واگن به صورت خودکار بسته می شود و قطار به راه می افتد.او متوجه می شود که سوار فریزر قطار شده است. روی تکه کاغذی می نویسد که این مجازات رفتار های بد من است, که باید منجمد شوم.
وقتی قطار به ایستگاه می رسد, مامورین با جسد او روبرو می شوند.در حالی که فریزر قطار خاموش بوده است.
.
منتظر هرچه باشیم،همان برایمان پیش میآید. منتظر شادی باشیم،شادی پیش میآید.
منتظر غم باشیم،غم پیش میآید.
هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم. چون رخ میدهد.
پول را برای عروسی ،برای خرید خانه،اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.
وقتی میگوئیم این پول برای خرید اتومبیل است، دیگر به تصادف فکر نکن...
ژاپنیها ضربالمثل جالبی دارند و میگویند:
اگر فریاد بزنی به صدایت گوش میدهند !
و اگر آرام بگویی به حرفت گوش میدهند !
قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !
این "باران" است که باعث رشد گل ها می شود نه "رعد و برق" !
در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند ،
بچه ها نمی توانند بـــــزرگ شوند !
شاید قد بکشند ،
اما بال و پر نخواهند گرفت !
زندگی کوتاه است ...
زمان به سرعت می گذرد ...
نه تکراری ... نه برگشتی ...
پس از هر لحظه ای که می آید
لذت ببرید ....
#پارت18
واااااي کر شدم اين چه کوفتيه؟ ...اي خاک تو سر من اينکه صداي موبايلمه ..دستم رو بردم زير بالشت و خفش کردم
رو تخت نشستم سرم رو خاروندم ..چام رو با بدبختي باز کردم و اطرافم رو نگاه کردم
ماهان کنارم خوابيده بود و پاش از تخت افتاده بود پايين.خندم گرفت اين کي ميخواد ياد بگيره درست بخوابه؟ نميدونم
از تخت پريدم پايين و از اتاق رفتم برون ..رفتم تو آشپز خونه و نشستم پشت ميز
-سلام مامان
مامان: عليک سلام پسر گل خودم .پاشو برو دست و صورتت رو بشور بيا
از رو صندلي پاشدم رفتم طرف دستشويي دستم رو گذاشتم رو دستگيره و همون طور که ميچرخوندمش حلش دادم برم تو که...
- آخ .کي تو دسشويي؟
ماهان: درد. مرض منم
- تو کي بلند شدي؟
ماهان: همين الان پيش پاتون
آرمين: زود باش بيا بيرون
ماهان: برو بابا تو توالت هم ولمون نميکنه
-باشه بابا خورد منو
يه چند دقيقه بعد اومد بيرون با سرعت جن رفت سمت آشپز خونه
از دستشويي اومدم بيرون و رفتم تو آشپز خونه ساعت 6:15 بود ماهان داشت صبحونه ميخورد ..منم نشستم پشت ميز و شروع کردم خوردن
به ساعت نگا کردم 6:30 اوه اوه
-اوه اوه ماهان زود باش دير کرديم
ماهان: مگه ساعت چنده؟
- شيش و نيم
ماهان: خاک تو گورم بدو
#پارت19
با سرعت رفتيم تو اتاق اماده شديم ..از اتاق پريدم بيرون ماهان هنوز نيومده بود بيرون
داد زدم: ماهان من ميرم پايين سوييچ ماشين رو هم برميدارم امروز من ميرونم
ماهان هم مثل من داد زد: باشه برو
سوييچ رو برداشتم و بعد از خدا حافظي از مامان رفتم پايين وماشين رو روشن کردم ..ماهان از خونه پريد بيرون و سوار ماشين شد
ماهان: برو برو برو الان سرهنگ حکم اعدام مون رو صادر ميکنه
خنديدم و سرم رو تکون دادم و راه افتادم ..
ماهان: بفرما ما اگه شانس داشتيم که اسممون شانس الدوله بود
- خو چراغ قرمزه ديگه
ماهان: بله ديگه فقط چراغ قرمزه اصلا هم باعث نميشه ما دير به سرکارمون برسيم
- بيا سبز شد
ماهان: ايول بگاز بريم
- مگه فرشته نگفت درست حرف زن
ماهان: خو اون نمي فهميد چي ميگم تو که ميفهمي
هيچي نگفتم تا برسيم اداره ...
-بپر پايين رسيديم
پياده شديم و خيلي سريبع رفتيم پايين ..اي بابا باز اين سربازه
ماهان: من موندم اين سرباز محسني چند ماه خدمته که هنوز خدمتش تموم نشده
-ولش کن بيا بريم اتاق سرهنگ
ماهان سرشو چرخوند طرف محسني و داد زد: محسني ما از همين جا ميريم اتاق سرهنگ شوما زحمت نکش
محسني به زور خندش رو کنترل کرد و احترام نظامي گذاشت
در اتاق سرهنگ رو زديم و رفتيم تو تا پامونو گذاشتيم داخل سرهنگ گفت:
سرهنگ: بياين بشينيد يه پرونده براتون دارم