به نام آفریدگار و آموزگارِ قولِ معروف...
و سپاس خدای را که کلامِ نیک بر آدمی روا داشت تا او را به تفکر وا دارد...
همان نیکو سخن که باریتعالی، سرچشمهاش به وحی جاری ساخت و آن را بر زبان رسول گرامیاش قطره قطره فرو فرستاد تا بر عقل و دانشِ بشر جوانههای اندیشه، سبز گردد...
آری، قولِ معروف، کلامی نکوست که بنده را فکرت آموزد و خلوتِ انسی میان خود و خِرَد فراهم آورَد...
و این «قولِ معروف»، آینهٔ خلوتگهِ اندیشههای خِردِ خُردهپای این بندهٔ کمترین است...
بدان و هشیار باش که کلامِ هر بندهای را که به عقلِ خویش سخن گوید -نه به وحی-، نقد و نظر باید...
پس اگر قولِ معروف را به نطقِ مجهول میبینی، به همان قولِ معروف که شایسته میدانی، لطف و مرحمت نموده و نقد فرما...
که بشارت است بر آنکه سخنها گوش فرا دهد و تعقل کند و بر نیکوترین سخن راه پیماید.
به قولِ عنصرالمعالی:
«... از آموختن و سخنِ نیک شنودن، ننگ مدار تا از ننگ برسته باشی ... چیزی که ندانی بیآموزی و این تُرا به دو چیز حاصل شود: یا به کار بستنِ آن چیز که دانی... یا به آموختنِ آن چیز که ندانی»
(قابوسنامه)
🔸
💬 قول معروف | علیرضا رنجبر
@Qmar71
🔸
#انتخابات به عنوان ابزاری نوین جهت توزیع مسئولیتهای سیاسی، که روشی ابداعی جهت دور شدن از فضای دیکتاتوری سلاطین و پادشاهان بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی نیز مورد پذیرش قرار گرفت.
اما برای آنان که آشنایی با اسلام در چارچوب نظام ولایت [امام و امت] دارند و چشمانتظار ظهور آن منجی موعود هستند، این سؤال باقی ماند که آیا پس از ظهور حضرت حجت نیز چنین شیوهای [انتخابات] پابرجا خواهد بود یا خیر؟
پاسخ صریح به این سؤال، قطعاً نــه خواهد بود! زیرا اساساً علم و آگاهی امام فراتر از دانش و شیوههای بشری، و مستند به بینش و معرفتی الهی است؛ برخلاف حکومتهای پادشاهی که میل و رغبت شخصی فرمانروا حاکم است.
یعنی پس از ظهور و برقراری حاکمیت عدل الهی در زمین، مسئولیتها به امر امام، به شایستگان و صالحان از مستضعفین که توانایی اداره امور بر طبق مبانی و موازین اسلامی دارند، سپرده خواهد شد.
اما این لازمهاش برچیده شدن سامانه انتخابات در جمهوری اسلامی و انتصاب تمام مسئولان توسط رهبری به عنوان ولیفقیه و نائب امام زمان نیست.
بلکه باید انتخابات را تمرین و امتحانی در راستای ارتقای فرهنگ دینی و مهدوی دانست.
بدین معنا که رهبران دینی و سیاسی و خواص جامعه که طلیعه ظهور را درک میکنند، باید با روشنگری در جهت اولویت دادن به ویژگیهای معنوی و توانمندیهای عدالتمحور و قدرت فکری و اجرایی برای انتخاب افراد شایسته توسط مردم تلاش کنند.
مردم نیز باید با پرهیز از تعصبات و ارجح قرار دادن شایستگی افراد بر انتسابات قومی-قبیلهای و سیاسی، با سپردن مسئولیت به کسانی که دارای ویژگیهای نزدیک به یاوران آن حضرت پس از ظهورند، گام بردارند.
هرچه در این مسیر به اعتلا و ارتقای انتخاب صحیح برسیم، دو مسألهٔ مهم رقم خواهد خورد:
یکی تربیت و پرورش مسئولین صالح که در طراز حکومت مهدوی باشند؛ افرادی که همچون سردار شهید قاسم سلیمانی، خالصانه در راه انجام تکلیف قدم برداشته و صلاح امت را بر هر منفعت دیگری ترجیح دهند.
و دیگر بالا رفتن سطح درک و آگاهی مردم نسبت به شایستهسالاری و انتخاب اصلح جهت تأمین منافع ملی و پیادهسازی اسلام حقیقی که بیش از پیش در سیاست و جامعه جاری و ساری گردد.
اگر انتخابات با این نگاه تبیین شود، خود همان مقدمهسازی ظهور خواهد بود. چرا که مردم پیش از ظهور توانستهاند به تکامل انتخابی که بتواند پذیرای انتصاب مسئولین در حکومت مهدوی باشد برسند.
به قول «فیض»:
فکر خود و رأی خود، در امر تو کی گنجد
کفر است در این وادی، خودبینی و خودرائی
در دائرهٔ فرمان، ما نقطهٔ تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمائی
و به قول «سعدی»:
مزن ز چون و چرا دم که بندهٔ مُقبِل
قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
🔸
💬 قول معروف | علیرضا رنجبر
@Qmar71
🔸
این #انتخابات هم به لطف پروردگار و همت مردم غیرتمند ایران عزیزمان، با مشارکت بالا پشت سر گذاشتیم. امیدوارم این عمل صالح از همه ملت شهیدپرورمان مقبول حضرت حق قرار بگیرد.
فقط کاش مسئولین امر برگزاری انتخابات، بهویژه شورای محترم نگهبان که وظیفهٔ اولیه و بالذاتشان پاسداشت اسلام و احکام و موازین شرعی است، جهت حفظ حرمت مساجدی که بهعنوان حوزه انتخابیه تعیین میشود هم فکری کنند که افراد با معذوریت شرعی [دانسته یا نادانسته] در مسجد توقف نکنند. گاهی صفوف زیاد رأیدهندگان باعث توقف و حضور افراد معذور، به مدت طولانی در مسجد میشود.
حداقل صندوقها را در حسینیهها، یا طبقاتی که صیغه مسجد بر آن خوانده نشده، قرار دهید [که کار سختی هم نیست!]؛ تا موجبات آسایش عزیزانی که عذر شرعی دارند و مقید هستند، فراهم گردد و مجبور نشوند برای رأی دادن به اماکنی که احیاناً دورتر از محل سکونتشان است مراجعه کنند.
و توقف بیش از معمول آن عزیزانی که جاهل به حکم هستند یا التزام و تقید شرعی ندارند، سبب هتک حرمت مساجد نگردد.
در برخی مناطق روستایی هم گاهی تنها یک محل برای اخذ رأی در نظر گرفته میشود که آن هم مسجد روستاست.
انتخابات و شور مشارکت که لازم و ضروری است، باعث برخی حرمتشکنیها نشود؛ که همین توجهات ساده موجب برکت بیشتر و گشایش در امور مملکت خواهد بود.
اگر این توجه در نهادهای مسئول انتخابات وجود ندارد، بر امامان جماعت، متولیان و خادمان مساجد لازم است به این حکم شرعی اهتمام داشته باشند.
عزیزان انقلابی هم که دغدغه حجاب رأیدهندگان داشتند، بهجای جلوگیری از حضور با هر نوع پوششی برای رأی دادن، حداقل این موضوع که حکم روشن و مشخصی دارد را مطالبه و پیگیری کنند تا رعایت شود. که آن یکی حضور و توقفش در مسجد حرام نیست؛ برخلاف این دیگری که حرام است!
باشد که در انتخابات بعدی، بیش از پیش و بصورت همگانی، حریم مقدس مسجد و آرامشخاطر مؤمنین و مؤمنات لحاظ گردد.
به قول «صغیر اصفهانی»:
افسوس که ما نامه عصیان ندریدیم
بر تن بجز از جامه حسرت نبریدیم
با گوش عمل حکم خدا را نشنیدیم
بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم
پینوشت:
جهت اطلاع از حکم شرعی این مسأله، با یک جستجوی ساده میتوانید فتاوای مراجع معظم تقلید را مطالعه کنید.
🔸
💬 قول معروف | علیرضا رنجبر
@Qmar71
🔸
یکی از رسمهای خوبی که در تربیت وجود دارد، جایزه و هدیه دادن والدین به فرزند پس از کسب موفقیت در امتحانات تحصیلی، کنکور یا دیگر موفقیتهاست. البته که پدر و مادر هیچگاه غفلت از برطرف کردن نیازهای فرزندان ندارند ولی اهدای جایزه بهخاطر پیروزی یکی از فرزندان در کسب هر موفقیتی، یک سنت عادلانه برای گرامیداشت تلاش و کوشش آن فرزند محسوب میشود. آیا دیده یا شنیدهاید که پدر و مادری برای جلوگیری از حرف و حدیث فامیل و همسایهها یا بدخواهان، این کار را ترک کنند و بگویند آفرین بر تو که موفق شدی ولی چون دیگران میگویند «فرزندشان بخاطر فلان هدیه به موفقیت رسید!» دیگر به تو جایزهای نمیدهیم؟!
آری، امروز هم پس از پایان امتحان #انتخابات نیاز به جایزه دادن وجود دارد. هماکنون که کام مردم از این جشن مشارکت شیرین است، حاکمیت بهعنوان پدری مهربان و دلسوز باید نشان دهد که در عمل از برترین فرزندان خود به نحو شایسته تقدیر میکند. پس از فتنه و آشوب سال گذشته و هجمههای گسترده رسانهای، جمهوری اسلامی باید علاوه بر رفع نیازهای همگانی و بهبود وضعیت معیشت، رفاه و آسایش مردم، در راستای افزایش مشارکت در دورههای بعدی انتخابات، از حالا جایزه دادن را هم تمرین کند؛ حتی اگر دیگران [دوست یا دشمن] همان حرف را سالها تکرار کنند که «مردم بهخاطر فلان و بهمان در راهپیمایی - در انتخابات - در چه و چه شرکت میکنند!».
حاکمیت برای یک بار هم که شده باید تقدیر عملی و جایزه دادن را به برترین فرزندان خود امتحان کند و تأثیر آن را در انتخابات بعدی و همراهی هرچه بیشتر مردم با خود ببیند. چرا که این همان احیای سنتهای قرآنی در برتری دادن و ارج نهادن جهادگران بر فرونشستگان خواهد بود که خداوند کریم فرموده است: «وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» (نساء: ۹۵).
شاید اگر بخواهم مصداقیتر سخن بگویم، شایسته باشد از مشارکت بالا در استان خراسان جنوبی و کهگیلویه و بویر احمد (+۶۰٪) و شهر بافق در استان یزد (+۸۰٪) مثال بزنم و از همت و بزرگواری مردم شریف این استان و شهر و نمونههای دیگر تقدیر کنم که برخلاف تهرانیها یا مراکز استان دارای امکانات بیشتر، و علیرغم سختیها و مشکلات متعدد با حضوری فعال، در احیای هویت سیاسی خود و نقشآفرینی در پیشرفتهای آینده کشور تلاش کردند.
به قاعده عمل به آیه شریفه که این ملت مجاهدت سیاسی خود را به نمایش گذاشتهاند، بر حکومت اسلامی لازم است فضل این جهاد را به مردم گرانقدر و شریف چنین استانها و شهرهایی تقدیم کند که واقعا شایسته غنیمتبخشی پس از چنین پیروزی بزرگی نیز هستند.
اما اینکه چطور و چگونه باید این اقدام صورت بگیرد، میتوان مثالهایی ارائه کرد از جمله: ۱. افزایش مبلغ یارانه و اعطای سبد کالا؛ ۲. اعطای تسهیلات خرد با کارمزد پایین؛ ۳. افزایش حقوق کارمندان و کارگران -مثلا ۵٪ بیش از قانون مصوب کشوری- برای سال آتی، و...؛ که در عین حال رعایت تناسب وضعیت و حال مردم براساس نیازمندیها و دهکبندی اقتصادی هم ضروری است.
ناگفته پیداست که هیچ پدری با جایزه دادن به یک فرزند بابت موفقیت اینچنینی، از ادای حقوق سایر فرزندان و برطرف کردن نیازهای همگی بصورت یکسان هم غفلت نخواهد کرد و اگر تساوی در این است که خدمات حاکمیت اسلامی برای همه رقم بخورد، عین عدالت خواهد بود که به این مجاهدت فراگیر در برخی استانها و شهرها هم توجه و عنایت ویژه صورت بگیرد. البته که یکی از لازمههای امنیتافزایی و دلجویی از مردم رنجیده از سختیها و نواقص و برخی کمکاریها، و ایجاد انگیزه رقابتی برای حضور فعال و چشمگیرتر در انتخابات بعدی، همین هزینه دادن در چنین مواقع حساس و مهم است.
به قول «سعدی»:
همان به که لشکر به جان پروری
که سلطان به لشکر کند سروری
و همو گوید:
پادشاهی کاو روا دارد ستم بر زیردست
دوستدارش روزِ سختی، دشمنِ زورآورست
با رعیت صلح کن وز جنگِ خصم ایمن نشین
زان که شاهنشاهِ عادل را رعیت لشکرست
پینوشت ۱:
بنای این نوشتار، پیشنهاد و ارائه نگاهی دیگر به مسأله است؛ نه اینکه صرفاً بهدنبال تحقق عینی مثالهایی چون افزایش یارانه و حقوق باشد.
پینوشت ۲:
در جامعه اسلامی، مردم ولینعمتاند و دارای تکالیف و حقوق مختلف. اسلام نیز با موضوع غنیمتبخشی به جهادگران، هم انجام تکلیف توسط مجاهدان را ارج نهاده و هم حق ویژهای برای آنان اختصاص داده است.
🔸
💬 قول معروف | علیرضا رنجبر
@Qmar71
🔸
در روزگاری که تصور میشد جامعه جهانی به نظم و ثبات رسیده است و همه کشورهای دنیا به دنبال برقراری صلح و آرامش از طریق سازمانهای بینالمللی هستند، جنگ غزه و شدت جنایت و بیرحمی ارتش رژیم صهیونیستی و قوم اسرائیل، خط بطلانی بر این تصور کشید.
امروز همین جنگ، نمایی از حفظ #هویت جمعی یک ملتِ با عزت، با صلابت و با افتخار و در عین حال مظلوم و مقتدر را پیش چشم جهانیان به نمایش درآورده است.
هویتی که دشمن با وجود همه تلاشهای خود از اختلاف و تفرقهافکنی، تحقیر و تمسخر، تحریم و فشار اقتصادی، کشتار و حمله نظامی، تاکنون نتوانسته است آن را از ملت قهرمان فلسطین بگیرد. هویتی که ریشه در فرهنگ و باورهای مردم آن دیار دارد و باید این جان دادن برای حفظ هویت و خاک و تمامیت ارضی کشورشان را بزرگترین افتخار و شرف برای آنان دانست.
#تاریخ بارها و بارها ثابت کرده است که هر جا ملتی در راه حفظ هویت جمعی خود تلاش نکنند و به وحدت دست نیاویزند، محکوم به نابودی خواهند بود. حتی اگر به مدت ۸۰۰ سال آن هویت با تمدنی درخشان و فرهنگی غنی پیوند خورده باشد! آنگونه که در اندلس بر سر حکومت مسلمانان آمد و هویت اسلامی آنان با آن همه علم و صنعت و پیشرفت، از بین رفت و دشمنان جای آن را با دیکتاتوری و جهل و خشونت پر کردند. اما لازمه مهم حفظ چنان هویت انسانساز و متعالی در اندلس، حفظ اتحاد حاکمان در اقلیم جغرافیایی، و یکپارچگی و وحدت میان ملت از هر صنف و قوم و نژاد بود که با فقدان آن، راه نفوذ دشمن باز شد تا بتواند در زمینههای دیگر نیز هویت جمعی ملتی مسلمان را از بین ببرد.
نکته مهم در شناخت عبرت تاریخی اندلس و درس امروز از میدان غزه، این است که اگر دشمن صرفا با جنگ نظامی پیش بیاید، مانند آنچه ما در دفاع مقدس تجربه کردیم و یا آنچه امروز در غزه اتفاق میافتد، ممکن است بتواند به دستاوردی برسد، اما هرگز قادر نیست هویت جمعی ما را که به غنای تمدن ایرانی-اسلامی است، از باور و اندیشه ما محو و نابود کند. و اگر دشمن با اختلاف انداختن میان نخبگان جامعه، بر هم زدن وحدت ملی، نفوذ در جایگاههای مهم سیاسی، نظامی، امنیتی و فرهنگی، کمرونق کردن علم و دانش و مراکز علمی و پژوهشی، ترویج فساد و بیبند و باری، ایجاد تردید در هویت ملی و بیتفاوت کردن مردم نسبت به آینده تمدنی خودشان، گام به گام پیش بیاید، سرنوشت شومی همچون اندلس پیش روی تمدن ملی ماست که پس از اقدامات بیانشده، با جنگ نظامی کار را یکسره خواهند کرد و آن زمان دیگر هویت و خاک ایران باقی نخواهد ماند.
آنچه در این سالها توسط رهبر حکیم و فرزانه انقلاب در پیگیری علم و دانش و صنعت، افزایش قدرت نظامی و تسلیحات، ارتقای معنویت و اخلاق جامعه همراه با حفظ وحدت و یکپارچگی ملی و دعوت به حضور در عرصههای مختلف سیاسی و تقدیر از نمایش اراده و عظم سیاسی مردم در راهپیماییها و انتخابات شاهد آن بودهایم، راهبردی دوسویه در پیمودن مسیر تمدنی نوین و اعتلای هویت جمعی، و نیز تقابل با تلاش دشمن در کمرنگ کردن این هویت ملیِ پرافتخار بوده است.
گرچه همچنان در این مسیر تمدنساز تهدیدها و موانع بسیاری وجود دارد. چرا که امروز دشمن نتوانسته است در عرصههای علمی و نظامی و سیاسی کاری از پیش ببرد و تلاش خود را بر فشار اقتصادی و ترویج فرهنگ و سبک زندگی مبتنی بر گناه و فساد و بیتفاوتی معطوف کرده است. آنگونه که در دو سال اخیر در آشوبهای اقتصادی و فرهنگی از جمله جنبش «زن زندگی آزادی»، جنبش «بیناموسی و بیغیرتی» و کمپین «تحریم انتخابات» و... بارها شاهد آن بودهایم. همین امر ضرورت وحدت مسئولین و تسریع در برطرف کردن مشکلات اقتصادی و بهبود معیشت مردم، و حضور فعالتر نخبگان علمی و فرهنگی را در زمینه آگاهیبخشی به ملت در آیندهنگری و دوری از مظاهر ضد هویت و فرهنگ ایرانی-اسلامی بیشتر میکند.
هماکنون اگر همگی به حفظ این هویت جمعی اهتمام نداشته باشیم، ممکن است دشمنان آینده نامبارکی را برایمان رقم بزنند که دیگر نه اثری از این هویت و نه نام و نشانی از این خاک باقی بماند؛ حتی اگر ۸۰۰ سال هم این هویت متعالی و حاکمیت انقلاب اسلامی را حفظ کرده باشیم، هرگاه دچار غفلتی طولانی شویم، عاقبت اندلس سراغ نسلهای بعدی ما در این مرز و بوم خواهد آمد و همانطور که امروز نام اندلس و هویت و تمدن آن باقی نمانده است، آیندگان نیز هویت ایرانی-اسلامی و نام ایران را تنها در کتابهای تاریخ میخوانند. در حالی که اگر شمع ایمان به هویت خویش را همچون مردم قهرمان غزه، پاس بداریم و پروانهٔ جان را فدای آن کنیم، در هر حال نام ما جاوید و هویتمان بر بلندای تاریخ برقرار خواهد ماند و سیرتمان به ملتهای دیگر سرایت خواهد کرد. آنچنان که تاکنون بوده، هست و خواهد بود انشاءالله.
به قول «اقبال»:
ملتی را رفت چون آئین ز دست
مثل خاک اجزای او از هم شکست
🔸
💬 قول معروف | علیرضا رنجبر
@Qmar71
🔸