بامداد بیست و هفتمین روز رمضان در حال تصویرسازی داستانِ موشکی بودم ، فکر و ذهنم حول این میچرخید که در این اوضاع، رسالتِ هنریِ من چیست؟ به این فکر میکردم که هنر هم جبهه ای برای خود دارد
در همین افکار بودم که متوجه شدم چیزی به سالِ نو نمانده اما ...
هنوز بهارمان نیامده:)
یاد این ابیات افتادم:
السلامُ عَلیکَ یا رَبِیعُ الاَنام و نَضرَةِ الاَیّام
سلام بر بهار مردمان و خُرّمی زمان..🍃
بیا که آمدنت را اگرچه من سدّم...
اگرچه نابلدم، بی محبتم، ردّم...
ولی به جان تو، بی تو خزانِ در مرگم
ببین که خم شده از بارِ هجرِ تو قدّم
مگر به آمدن تو، بهار بازآید
دعا کنی و به ساحل بیاورد مدّم!
پس تا تو بیایی و بهار را با خود بیاوری سنگرت را حفظ میکنیم فرقی نمیکند لحظه ی تحویل سال باشد یا زیر آسمانی که محل عبور و مرور موشک ها شده.
به رسم شهدایمان مرد میدان میشویم
#پشت_صحنه
■ @QomriStudio |استودیو قُمری
بازدارندگی نهایی.pdf
حجم:
357.6K
فایل این کار اگه دوست داشتین چاپ و توزیع کنین❣✨
■ @QomriStudio |استودیو قُمری
امام زمان عجل الله نهاییی.pdf
حجم:
347.1K
اینم فایل این کار، اگه دوست داشتید چاپ و توزیع کنید🌱✨
■ @QomriStudio|استودیو قُمری