⭕️ وقتی یک روایت، دستبهدست میشود
تو یکی از مراسمهایی که داخل یک حسینیه در مشهد بود ، بعد از پایان مراسم فرصت شد روایت «نقش ایران و جهان» را برای خانمها انجام بدهم.
خانمها خیلی خوب پای روایت نشستند و با دقت گوش دادن. بعد از روایت، شمارههایشان را گرفتم و فیلمهای روایت را در ایتا برایشان فرستادم.
جالب اینجا بود که خودشون گفتن: «ما این فیلمها رو برای بقیه هم میفرستیم.»
استقبالشون خیلی خوب بود و احساس کردم این روایت فقط در همان جمع نمانده و دارد به آدمهای بیشتری میرسد.
🎙 راوی: راوی برازجان
📌 شما هم تجربههای روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻
@palstory_admin
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
#راوی_جنگ_شو
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
⭕️ وقتی مخاطب خودش سراغ روایت میآید!
در سفر مشهد، در محل اسکان ما، از شهرهای مختلف حضور داشتن . من از قبل گفته بودم که میخوام روایت «نقش ایران و جهان» را با نقشه انجام بدهم.
یک روز که از حرم برگشتم، خود بچهها آمدند سراغم و گفتند: «شما به ما قول داده بودی این روایت رو برامون بگی!» نقشه را آوردند و همانجا برایشان روایت کردم.
بین جمع، یک دختر خانم از شهرستان نکا در مازندران همراه مادرش بودند که خیلی به روایت علاقهمند شدند و گفتند: «ما هم میخوایم راوی بشیم.» مطالب را در ایتا برایشان فرستادم و یک نقشه ایران و جهان هم بهشان دادم تا خودشان شروع کنند.
فردای آن روز، یک خانم طلبه از تبریز آمد و گفت: «اون روز که نقشه رو توضیح دادی من نبودم، خیلی ازت دلخور شدم!» 😄
گفتم اشکالی نداره، دوباره برای شما توضیح میدم.
حدود ساعت ۱۱ شب، نقشه را آوردیم و برای ایشان و چند نفر دیگر شروع به روایت و گفتوگو کردیم. بحث آنقدر گرم شد که تا ساعت ۳ نصف شب ادامه پیدا کرد!
آن خانم گفتند که به مدارس مختلف میروند و با گروههای مختلفی در ارتباط هستند و حتماً این روایت را در آنجاها انجام خواهند داد و فیلمهای روایتگریشان را هم ارسال میکنند.
گاهی یک روایت فقط یک مخاطب پیدا نمیکند؛ یک راوی جدید میسازد.
🎙 راوی: راوی برازجان
📌 شما هم تجربههای روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻
@palstory_admin
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
#راوی_جنگ_شو
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
⭕️ از دستمالفروشی تا روایت جنگ
دو تا بچه که دستمال میفروختن، نزدیک محل روایت ما بودن و از حرفهاشون معلوم بود که خسته شدن و دارن میرن استراحت کنن.
اول داشتن به بنری که بالای محل روایت نصب کرده بودیم نگاه میکردن و سعی میکردن ببینن کدوم شخصیتها رو میشناسن. بهشون گفتم: «بچهها، اگه دوست دارین بیاین روایت رو هم گوش بدین.»
اومدن، ولی اول روایت براشون یه مقدار نامفهوم بود. ولی موندن و گوش دادن. خانم سلطانیفخر گفت: «اگه روایت رو خوب گوش بدین و آخرش بتونین برام خلاصهش کنین، یه هدیه بهتون میدم.»
همین باعث شد با دقت بیشتری گوش بدن. وسط روایت سؤال میپرسیدن، جواب میدادن و حتی خودشون هم سؤال مطرح میکردن.
آخر روایت، پسری که دستش شکسته بود شروع کرد از خاطراتش گفتن؛ از مادرش که در روزهای جنگ برای مراسم و خاکسپاری به تهران رفته بود و از اتفاقاتی که خودش با برادر و چند نفر از دوستانش از وقتی از اون صحنهها تعریف میکرد، هنوز ترس توی چشمهاش دیده میشد.
خانم سلطانی ازش پرسید: «پس با دیدن این صحنهها، خودت درک میکنی که جنگ یعنی چی؟»
خیلی صریح جواب داد: «بله.»
گفتوگو ادامه پیدا کرد و بچهها در نهایت هم موضوع روایت رو خوب گرفته بودن و هم تونستن خلاصهی خوبی ازش برامون تعریف کنن.
گاهی برای شروع یک روایت، فقط کافیه فقط گفتگو رو شروع کنی
ممکنه همون مخاطب، چیزی برای گفتن داشته باشه که تو انتظارش رو نداری.
🎙 راوی: خانم غنایی
📍 سبزوار
📌 شما هم تجربههای روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻
@palstory_admin
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 وقتی معلم هنر، در خط مقدم میایستد؛
این روایت یک معلمه که با شروع جنگ مسیر تعلیم و تربیت رو جدی تر از قبل پیش گرفته
🔸معلمی که هنر تدریس میکرده، حالا با کمک این نقشه و روایت به میون مردم شهر اومده تا نقش معلمانه خودش رو جدی تر از همیشه انجام بده.
🔸خانم بیگ مرادی با مردم از تاریخ و موقعیت ایران روی نقشه میگه، از اینکه چرا اینقدر ایران مهمه و چرا در ۲۰۰۰ سال گذشته تمام قدرت ها برای بدست آوردن این سرزمین ، تلاش کردن و به اینجا حمله میکردند ؟!!
🔸از نقش ما توی این جنگ میگه و مردم رو با خودش برای رسوندن این روایت به گوش بقیه شهر همراه کرده
🔻ما توی این جنگ به همچین معلم هایی نیاز داریم، معلم هایی فراتر از کلاس مدرسه ...
📌شما هم به جمع معلمان راوی جنگ بپیوندید 👇🏻
RAVISHO.COM
#هر_معلم_یک_راوی
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
⭕️ فتح شهر، حتی در زمان استراحت!
داخل برنامه توانمندسازی مربیان در قم، تو زمان استراحت فرصت شد برای مربیان، روایت واقعیت جنگ را بگم.
در کنار روایتگری، مدرسه فلسطین و کانالش را هم معرفی کردم تا این روایتها بعد از این جمع هم ادامه پیدا کند و مخاطبها بتوانند مطالب بیشتری را دنبال کنند.
گاهی برای روایت کردن لازم نیست برنامهای جدا داشته باشیم؛ حتی چند دقیقه زمان استراحت هم میتواند فرصتی برای فتح شهر باشد.
🎙 راوی: خانم لایقی
📍 تهران | قم
📌 شما هم تجربههای روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻
@palstory_admin
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
#راوی_جنگ_شو
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
⭕️ وقتی روایت برای مادر بود اما پسرش هم پای کار اومد!
توی پارک داشتم برای یه مادر روایتگری میکردم.
همینطور که داشتم صحبت میکردم، دیدم گلپسرشون هم کمکم جذب روایت شد و با علاقه گوش میده. 🥰
روایت رو برای مادر شروع کرده بودم، ولی آخرش پسرشون هم باهام همراه شد و پای روایت نشست.
گاهی یه روایت رو برای یه نفر شروع میکنی، اما نمیدونی چند نفر قراره باهاش همراه بشن.
🎙 راوی: خانم سلطانیفخر
📍 پارک الداغی، سبزوار
📌 شما هم تجربههای روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻
@palstory_admin
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
⭕️ وقتی یک گفتوگوی ۱۰ دقیقهای تا ۲:۳۰ شب ادامه پیدا میکنه
🎙 خانم لایقی | قم
📍 تو مجموعه ولایت قم، داخل حیاط مجموعه مزار یک شهید گمنام قرار داره.
شب، حدود ساعت ۱۲، وقتی از زیارت حرم مطهر برگشتم، برای عرض ارادت و خواندن فاتحه خدمت شهید گمنام رفتم. چند تا از مربیان رو دیدم که مشغول فاتحهخوانی بودند.
از فرصت استفاده کردم و با این عزیزان ارتباط گرفتم. متوجه شدم از خراسان شمالی هستنن. بهشون گفتم:
«اگر فرصت دارین و نمیخواین بخوابید، برم برگههای نقشه رو بیارم و یکم درباره روایت جنگ با هم گفتگو کنیم؟»
خیلی استقبال کردند.
قرار بود این گفتوگو فقط ۱۰ دقیقه طول بکشه؛ اما صحبتها تا ۲:۳۰ بامداد ادامه پیدا کرد!
🔸 تو همون جلسه، کانال مدرسه فلسطین را معرفی کردم و همه همون لحظه عضو شدند.
🔹 اول فقط سه نفر بودند؛ اما وقتی دیدند مطالب برایشان جذاب است، با دوستانشان تماس گرفتند و از چند اتاق دیگر هم به جمع ما اضافه شدند.
🔸 صبح روز بعد، راهبر این گروه من را دید و بابت جلسه شب قبل تشکر کرد و گفت این گفتگو برای دوستانشان هم مفید بوده و هم مورد نیاز.
🔹 خبر این گفتوگوی شبانه در کل مجموعه پیچید؛ تا جایی که یکییکی از استانهای مختلف میآمدند دم اتاق ما تا نقشههای کاغذی ایران و جهان را بگیرند.
🌱 گاهی یک گفتوگوی ساده، اگر بهموقع شروع شود، میتواند تبدیل به یک جریان شود.
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM