eitaa logo
راوی گرام
287 دنبال‌کننده
246 عکس
31 ویدیو
0 فایل
اینجا تجربه روایتگری راویان به اشتراک گذاشته میشه و با عینک و زاویه نگاه امامین انقلاب به اخبار و اتفاقات جهان نگاه می‌کنیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ فتح شهر | روایت آقای شجاع از روستای درودگاه جنگ که شروع شد، آقای رضا شجاع با خودش میگه: «من هم باید سهمی داشته باشم.» سهم ایشون اسلحه نبود ؛ بلکه یک نقشه بود و چند گفت‌وگوی ساده. آقای شجاع روایت‌هایی را که از مدرسه فلسطین شنیده بودن ، به روستای خودش میبره و از مغازه خودش شروع کرد، با همسایه‌ها و مغازه‌دارها حرف زد، نقشه را نصب کرد و حالا هم دارن این روایت را به مسجد روستا هم میرسونن. این یعنی فتح شهر وقتی یک نفر روایت را می‌شنوه و تصمیم می‌گیره اون رو به نفر بعدی برسونه. شاید شما هم بتوانید یک محله، یک مسجد، یک مغازه یا حتی یک خانواده را به گفت‌وگو دعوت کنید. منتظر تجربه‌های روایتگری شما هستیم. 🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید: 🌐 @palstory_ir
⭕️ وقتی روایت، محله به محله جلو می‌رود این چند شب تقریباً هر شب جای متفاوتی روایت‌گری داشتیم. یک شب میدان هفتم تیر، بعد محله بلوار وکیل‌آباد و حالا هم نوبت ورودی دانشگاه فردوسی مشهد رسیده است. 🔸 روایت فقط یک برنامه یک‌شبه نبود چهار شب در میدان هفتم تیر روایت کردیم. بعد برنامه را به ابتدای حافظ در بلوار وکیل‌آباد بردیم و آنجا هم روایت‌گری را ادامه دادیم. 🔹 هر محله، مخاطب‌های خودش را داشت هر جا می‌رفتیم، برنامه دو یا سه شب ادامه پیدا می‌کرد. همین فرصت باعث می‌شد با مخاطب‌های همان منطقه بیشتر گفت‌وگو کنیم و روایت را برای جمع‌های جدید تکرار کنیم. 🔸 مسیر روایت هنوز ادامه دارد برنامه بعدی ما هم از قبل مشخص شده؛ سه شب روایت‌گری در ورودی دانشگاه فردوسی مشهد. یعنی روایت، از یک نقطه به نقطه بعدی منتقل می‌شود و هر شب در یک فضای تازه ادامه پیدا می‌کند. 🔹 این تجربه برای من یک نکته داشت فهمیدم روایت‌گری وقتی در محله‌های مختلف ادامه پیدا می‌کند، هر شب تجربه تازه‌ای می‌سازد و با مخاطب‌های جدید روبه‌رو می‌شوی. 🎙 راوی: خانم علایی و علی اکبری  📍 مشهد 🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید: 🌐 @palstory_ir
⭕️وقتی یک ساعت برای روایت کافی نبود 🔸صبح برای یک جمع خانم‌ها در مسجد، به مناسبت شهادت حضرت ام‌البنین روایت‌گری داشتم. قرار بود فقط یک ساعت، یعنی از ۹:۳۰ تا ۱۰:۳۰ وقت داشته باشیم. 🔹روایت را شروع کردم، ولی هرچه جلوتر رفتم دیدم موضوع خیلی پربارتر از این حرف‌هاست و زمان اصلا کفاف نمی‌دهد. خیلی از بخش‌های اصلی روایت مانده بود و وقت داشت تمام می‌شد. 🔸اما نکته جالب اینجا بود که استقبال خانم‌ها خیلی بیشتر از آن چیزی بود که فکر می‌کردم. بعد از برنامه، خیلی‌ها آمدند و گفتند که دوست دارند ادامه روایت را بشنوند و از من خواستند دوباره برایشان جلسه بگذارم. 🔹این تجربه برای خودم هم خیلی جالب بود؛ فهمیدم که مخاطب‌ها فقط شنونده نبودند، بلکه قشنگ با موضوع درگیر شده بودند و دوست داشتند بحث ادامه پیدا کند 🎙راوی: خانم علایی و خانم علی اکبری 📍مشهد 🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید: 🌐 @palstory_ir
⭕️ از بنر نقشه تا دنیایی از سؤال 🔸در حیاط دبیرستان پروین اعتصامی بومهن، به نیت شهدای مدرسه طیبه شهدای میناب و در کنار شهید گمنام روایتگری کردیم. 🔹بنر «نقشه جهان» را نصب کردیم و درباره چراییِ دشمنی با ایران، ظرفیت‌های منطقه‌ای و ژئوپلیتیکی کشور، ذخایر و معادن و نفت ایران و توان نیروهای مسلح با دانش‌آموزان گفت‌وگو کردیم. از ضربه‌هایی گفتیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی از نیروهای مسلح ایران و مقاومت خورده‌اند و از وظیفه امروز دانش‌آموزان در قبال شهدا. 🔸این جلسه با جلسات قبل فرق داشت؛ دانش‌آموزان سؤال‌های زیادی داشتند و فرصت کم بود. قرار شد جلسه دیگری داشته باشیم و گفت‌وگو را ادامه بدهیم. 🔹شهید گمنامِ حاضر در جمع‌مان، از عملیات رمضان، تیرماه ۱۳۶۱، آمده بود؛ عملیاتی در شرق بصره که با رمز «یا صاحب‌الزمان (عج) ادرکنی» انجام شد. در پایان، دانش‌آموزان با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» به کلاس‌هایشان رفتند. 🎙راوی: آقای شریف | پردیس 🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید: 🌐 @palstory_ir