19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ فتح شهر | روایت آقای شجاع از روستای درودگاه
جنگ که شروع شد، آقای رضا شجاع با خودش میگه:
«من هم باید سهمی داشته باشم.»
سهم ایشون اسلحه نبود ؛ بلکه یک نقشه بود و چند گفتوگوی ساده.
آقای شجاع روایتهایی را که از مدرسه فلسطین شنیده بودن ، به روستای خودش میبره و از مغازه خودش شروع کرد، با همسایهها و مغازهدارها حرف زد، نقشه را نصب کرد و حالا هم دارن این روایت را به مسجد روستا هم میرسونن.
این یعنی فتح شهر
وقتی یک نفر روایت را میشنوه و تصمیم میگیره اون رو به نفر بعدی برسونه.
شاید شما هم بتوانید یک محله، یک مسجد، یک مغازه یا حتی یک خانواده را به گفتوگو دعوت کنید.
منتظر تجربههای روایتگری شما هستیم.
#فتح_شهر
#تجربه_روایتگری
#راوی_جنگ_شو
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir
⭕️ وقتی روایت، محله به محله جلو میرود
این چند شب تقریباً هر شب جای متفاوتی روایتگری داشتیم. یک شب میدان هفتم تیر، بعد محله بلوار وکیلآباد و حالا هم نوبت ورودی دانشگاه فردوسی مشهد رسیده است.
🔸 روایت فقط یک برنامه یکشبه نبود
چهار شب در میدان هفتم تیر روایت کردیم. بعد برنامه را به ابتدای حافظ در بلوار وکیلآباد بردیم و آنجا هم روایتگری را ادامه دادیم.
🔹 هر محله، مخاطبهای خودش را داشت
هر جا میرفتیم، برنامه دو یا سه شب ادامه پیدا میکرد. همین فرصت باعث میشد با مخاطبهای همان منطقه بیشتر گفتوگو کنیم و روایت را برای جمعهای جدید تکرار کنیم.
🔸 مسیر روایت هنوز ادامه دارد
برنامه بعدی ما هم از قبل مشخص شده؛ سه شب روایتگری در ورودی دانشگاه فردوسی مشهد. یعنی روایت، از یک نقطه به نقطه بعدی منتقل میشود و هر شب در یک فضای تازه ادامه پیدا میکند.
🔹 این تجربه برای من یک نکته داشت
فهمیدم روایتگری وقتی در محلههای مختلف ادامه پیدا میکند، هر شب تجربه تازهای میسازد و با مخاطبهای جدید روبهرو میشوی.
🎙 راوی: خانم علایی و علی اکبری
📍 مشهد
#تجربه_روایتگری
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir
⭕️وقتی یک ساعت برای روایت کافی نبود
🔸صبح برای یک جمع خانمها در مسجد، به مناسبت شهادت حضرت امالبنین روایتگری داشتم. قرار بود فقط یک ساعت، یعنی از ۹:۳۰ تا ۱۰:۳۰ وقت داشته باشیم.
🔹روایت را شروع کردم، ولی هرچه جلوتر رفتم دیدم موضوع خیلی پربارتر از این حرفهاست و زمان اصلا کفاف نمیدهد. خیلی از بخشهای اصلی روایت مانده بود و وقت داشت تمام میشد.
🔸اما نکته جالب اینجا بود که استقبال خانمها خیلی بیشتر از آن چیزی بود که فکر میکردم. بعد از برنامه، خیلیها آمدند و گفتند که دوست دارند ادامه روایت را بشنوند و از من خواستند دوباره برایشان جلسه بگذارم.
🔹این تجربه برای خودم هم خیلی جالب بود؛ فهمیدم که مخاطبها فقط شنونده نبودند، بلکه قشنگ با موضوع درگیر شده بودند و دوست داشتند بحث ادامه پیدا کند
🎙راوی: خانم علایی و خانم علی اکبری
📍مشهد
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir
⭕️ از بنر نقشه تا دنیایی از سؤال
🔸در حیاط دبیرستان پروین اعتصامی بومهن، به نیت شهدای مدرسه طیبه شهدای میناب و در کنار شهید گمنام روایتگری کردیم.
🔹بنر «نقشه جهان» را نصب کردیم و درباره چراییِ دشمنی با ایران، ظرفیتهای منطقهای و ژئوپلیتیکی کشور، ذخایر و معادن و نفت ایران و توان نیروهای مسلح با دانشآموزان گفتوگو کردیم. از ضربههایی گفتیم که آمریکا و رژیم صهیونیستی از نیروهای مسلح ایران و مقاومت خوردهاند و از وظیفه امروز دانشآموزان در قبال شهدا.
🔸این جلسه با جلسات قبل فرق داشت؛ دانشآموزان سؤالهای زیادی داشتند و فرصت کم بود. قرار شد جلسه دیگری داشته باشیم و گفتوگو را ادامه بدهیم.
🔹شهید گمنامِ حاضر در جمعمان، از عملیات رمضان، تیرماه ۱۳۶۱، آمده بود؛ عملیاتی در شرق بصره که با رمز «یا صاحبالزمان (عج) ادرکنی» انجام شد. در پایان، دانشآموزان با شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» به کلاسهایشان رفتند.
🎙راوی: آقای شریف | پردیس
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir
⭕️ وقتی نوجوان، راوی شد
🔸باز کردن نقشه ایران و جهان، مخاطبهای خودش را داشت؛ هرکدام با نگاه و پرسشی، پای نقشه میآمدند.
🔹در همین میان، از یکی از نوجوانها خواستم روایتگری را به دست بگیرد و او هم وارد میدان شد.
🔸در حین روایت، پای گفتوگو و گفتمان باز شد و جمع، از شنیدنِ یک روایت به پرسیدن و گفتوگو کردن رسید.
🔹گاهی یک نقشه، یک فرصت کوتاه و اعتماد به یک نوجوان، میتواند شروع یک گفتوگوی خوب باشد.
🎙راوی: آقای مسکنی | سبزوار
#تجربه_روایتگری
#راوی_جنگ_شو
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir
⭕️ میدانِ گفتوگو در دلِ مدرسه
🔸 به دبیرستانی رفتیم که به لطف خدا رویکردی انقلابی و مذهبی داشت اگرچه غیرانتفاعی بود. بحث را با یک چالش اساسی شروع کردیم: «جنگ ما با آمریکا بر سر چیست؟ دلیل فریاد “مرگ بر آمریکا” کجاست؟»
🔹 در همین حین، یکی از دانشآموزان دست بلند کرد و با قاطعیت گفت: «جنگ سرِ آن ۴۰ هزار نفری است که ما در ۱۸ و ۱۹ تیر کشتیم!»
🔸 خانم علایی، بهجایِ انکار یا رد کردنِ حرفِ او، با متانت از او خواست تا به بالای سن بیاید. یک مناظرهی منطقی و آرام شکل گرفت؛ جالبتر اینکه در این میان، اکثر بچههای مدرسه خودشان وارد میدان شدند و با استدلالهایشان پاسخ همکلاسی خود را دادند.
🔹 قدرت مدیریت خانم علایی در کنار همراهی خانم علیاکبری، باعث شد تا آن دانشآموز در پایان گفتوگو، با منطق قانع شود. این تجربه ثابت کرد که اگر به بچهها اعتماد کنیم و میدانِ گفتوگو باز باشد، خودشان به حقیقت میرسند.
🎙راویان: خانم علایی و خانم علیاکبری | مشهد
#تجربه_روایتگری
#فتح_شهر
🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید:
🌐 @RAVIGRAM
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تجربه | روایتگری چهرهبهچهره نوجوانان تنکابن
🔸گاهی برای روایت کردن، نه دوربین حرفهای لازم است و نه تریبون بزرگ؛
کافی است نوجوانی پای کار بایستد و آنچه را باور دارد، برای مردم روایت کند.
🔹نوجوانان پایگاه اسوه بعثت شهرستان تنکابن با حضور در تجمعات و برنامههای مختلف، به صورت چهرهبهچهره برای مردم روایت میکنند.
🔸در این روایتها از اهمیت راهبردی تنگه هرمز، منابع و ظرفیتهای ایران، مسئله تجزیه و تلاش برای تغییر مرزها، نظم جدید جهانی و تحولات منطقه گفته میشود؛ موضوعاتی که تلاش میکنند تصویر روشنتری از شرایط امروز به مخاطب بدهند.
🔹اما هدف فقط انتقال اطلاعات نیست؛
یکی از محورهای اصلی این روایتگری، افزایش آگاهی و بالا بردن تابآوری مردم در برابر فشارها و اتفاقات پیشرو است؛ اینکه مردم بدانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است، چرا اهمیت دارد و چگونه میتوان با شناخت بیشتر، شرایط را بهتر فهم کرد.
🇮🇷 کانال اینجا مرکز عالم است
🆔 @Injamarkaz_ealam
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید
🌐 @palstory_ir
⭕️ تجربه روایتگری | از مدرسه تا مسجد، نقشه به دوش
«معلم هستم؛ روزها در مدرسه و شبها نقشه به دوش، در مساجد و میادین سطح شهر.»
اینبار مقصد مسجد صدیقه طاهره در خیابان کارگران بیرجند بود؛ جایی که روایتگری را شروع کردم و در کنارش، تصویربرداری را هم دختر ۹ سالهام، فاطمه خانم، انجام میداد.
🔸 روایت از یک آیه شروع شد
صحبتم را با آیه ۲۱ سوره نحل شروع کردم؛ درباره رسالت پیامبران و دعوت مردم به بندگی خدا و دوری از طاغوتها. بعد این موضوع را به صحبت رهبر شهید درباره نقش مردم در اتفاقات کشور پیوند دادم و گفتم: اگر برای هر امتی یک رسول مبعوث شده، در ایران یک ملت پای کار آمدهاند.
🔹 از تاریخ هم گفتیم
در ادامه درباره موضوع دلار و اتفاقاتی که در ونزوئلا و لیبی افتاده بود صحبت کردم. روایت که تمام شد، استقبال خوبی از برنامه صورت گرفت.
🔸 اما روایت برای من فقط به مسجد محدود نمیشه
همان روز در مدرسه هم اتفاقی افتاده بود که برایم جالب بود. وارد کلاس پایه نهم شدم و دیدم دانشآموزها درباره گرانی، صفهای بنزین و دلار صحبت میکنند. چند دقیقه فقط به حرفهایشان گوش دادم.
🔹 یک نکته جالب در مسجد
یکی از کارهای خوب این مسجد هم این بود که هیئت امنا، بخشهایی از جنایات آمریکا را با استفاده از کتاب «تاریخ مستطاب آمریکا» به تصویر کشیده بودند.
این تجربه یعنی روایتگری فقط یک جای مشخص نداره ؛ گاهی تو کلاس درس و گاهی با یک نقشه، در مسجد و میان مردم.
🎙 راوی: آقای علیپور
📍 مکان: بیرجند ، مسجد صدیقه طاهره
#تجربه_روایتگری
🇵🇸🇮🇷 به مدرسه فلسطین بپیوندید:
🌐 @palstory_ir