eitaa logo
راوی گرام
291 دنبال‌کننده
253 عکس
31 ویدیو
0 فایل
اینجا تجربه روایتگری راویان به اشتراک گذاشته میشه و با عینک و زاویه نگاه امامین انقلاب به اخبار و اتفاقات جهان نگاه می‌کنیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚢اهمیت تنگه هرمز 🛢بیست درصد نفت دنیا روایتگری آقای محمد علی انصاری میدان شهید فهمیده سبزوار 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ یک نقشه در خوابگاه؛ شروع یک روایت ۵ دقیقه‌ای! در جریان یک دوره آموزشی فشرده در سطح استان مازندران، فرصتی پیش اومد تا در زمان استراحت خوابگاه، روایتگری را با همکارانم تجربه کنم. یک نقشه گذاشتم و همین موضوع باعث شد توجه چند نفر از همکاران جلب شود. حدود ۵ دقیقه درباره «گشت‌وگذار پترودلار و ژئوپلیتیک» روایت کردم و خوشبختانه با استقبال خیلی خوبی روبه‌رو شد. شاید این فقط یک روایت کوتاه در زمان استراحت به نظر برسه؛ اما همین فرصت‌های ساده می‌توانند زمینه‌ای برای گفت‌وگو و جذب مخاطب‌های جدید باشند. امیدوارم این تجربه یک شروع باشد و همکاران دیگر هم در شهرستان‌های مختلف از فرصت‌های مشابه استفاده کنند تا بتوانیم روایتگری را به میان مخاطبان بیشتری ببریم. 🎙 راوی: خانم حمید 📍 بابلسر، مازندران 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌 معلم بوشهری که راهرو مدرسه رو به دروازه ای رو به جهان تبدیل کرده بود. با شروع شدن جنگ این روایت و نقشه جهان رو آورد و توی تجمعات و مردم رو با تصویر واقعی جنگ آشنا می‌کنه آقای حبیبی نیا یکی از اون معلم هاست که معلمی رو محدود به دیوار مدرسه ندانسته و همچنان معلم جامعه خودش هم هست. راوی: میلاد حبیبی نیا از بوشهر 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ روایت در کف خیابان؛ از مسیر کار تا یک گفت‌وگوی تازه داخل پارک ، داشتیم روایتگری چهره‌به‌چهره انجام میدادیم که با خانم دکتری روبه‌رو شدم که از سر کار در مسیر بازگشت به خانه بود. همین برخورد کوتاه، فرصتی شد برای یک گفت‌وگوی صمیمی و روایت کردن در دل خیابان؛ جایی که شاید مخاطب اصلاً برای شنیدن روایت نیامده بود، اما یک گفت‌وگوی ساده توانست او را چند دقیقه پای روایت نگه دارد. گاهی روایتگر باید خودش به سراغ مخاطب برود؛ در مسیر مردم، در کف خیابان و درست وسط زندگی روزمره‌شان. 🎙 راوی: خانم شمس‌آبادی 📍 سبزوار 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ «می‌خوام مثل شما راوی بشم!» امشب روایتگری‌مون در میدان جانباز مشهد بود ؛ جایی که چهار طرفش تجمع‌های مختلفی برگزار می‌شه. پرچم و نقشه رو جای مناسبی نصب کردند و شروع کردیم به روایت. اول کار مخاطب‌ها کم بودند، اما هرچی جلوتر رفتیم، جمعیت بیشتر شد تا جایی که آخر روایت تقریباً همه جمع داشتند گوش می‌کردند. بازخوردها خیلی خوب بود. یک پسر بچه آن‌قدر از روایت خوشش آمده بود که اصلاً منو ول نمی‌کرد! می‌گفت: «کاش هر شب شما بیاید اینجا. من می‌خوام راوی بشم، مثل خودتون! به من هم یاد میدید؟» بهش گفتم: «حتماً، ما دقیقاً دنبال آدم‌هایی مثل شما می‌گردیم.» از طرفی، یکی از مسئولین موکب که قرار شده سه شب برایشان برنامه داشته باشیم، پیشنهاد جالبی داد: از موضوعاتی که روایت می‌کنیم برای شب‌های بعد سؤال طراحی کنیم و بین بچه‌ها مسابقه بگذاریم؛ حتی قرار شد برای جواب درست، جایزه هم در نظر بگیرن. الحمدلله با استقبال خیلی خوبی بود و حالا برای شب‌های بعد، مخاطب‌هایی داریم که خودشون منتظر ادامه روایت هستند. 🎙 راوی: خانم علی‌اکبری 📍 مشهد / میدان جانباز 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ وقتی یک روایت، دست‌به‌دست می‌شود تو یکی از مراسم‌هایی که داخل یک حسینیه در مشهد بود ، بعد از پایان مراسم فرصت شد روایت «نقش ایران و جهان» را برای خانم‌ها انجام بدهم. خانم‌ها خیلی خوب پای روایت نشستند و با دقت گوش دادن. بعد از روایت، شماره‌هایشان را گرفتم و فیلم‌های روایت را در ایتا برایشان فرستادم. جالب اینجا بود که خودشون گفتن: «ما این فیلم‌ها رو برای بقیه هم می‌فرستیم.» استقبالشون خیلی خوب بود و احساس کردم این روایت فقط در همان جمع نمانده و دارد به آدم‌های بیشتری می‌رسد. 🎙 راوی: راوی برازجان 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ وقتی مخاطب خودش سراغ روایت می‌آید! در سفر مشهد، در محل اسکان ما، از شهرهای مختلف حضور داشتن . من از قبل گفته بودم که می‌خوام روایت «نقش ایران و جهان» را با نقشه انجام بدهم. یک روز که از حرم برگشتم، خود بچه‌ها آمدند سراغم و گفتند: «شما به ما قول داده بودی این روایت رو برامون بگی!» نقشه را آوردند و همان‌جا برایشان روایت کردم. بین جمع، یک دختر خانم از شهرستان نکا در مازندران همراه مادرش بودند که خیلی به روایت علاقه‌مند شدند و گفتند: «ما هم می‌خوایم راوی بشیم.» مطالب را در ایتا برایشان فرستادم و یک نقشه ایران و جهان هم بهشان دادم تا خودشان شروع کنند. فردای آن روز، یک خانم طلبه از تبریز آمد و گفت: «اون روز که نقشه رو توضیح دادی من نبودم، خیلی ازت دلخور شدم!» 😄 گفتم اشکالی نداره، دوباره برای شما توضیح می‌دم. حدود ساعت ۱۱ شب، نقشه را آوردیم و برای ایشان و چند نفر دیگر شروع به روایت و گفت‌وگو کردیم. بحث آن‌قدر گرم شد که تا ساعت ۳ نصف شب ادامه پیدا کرد! آن خانم گفتند که به مدارس مختلف می‌روند و با گروه‌های مختلفی در ارتباط هستند و حتماً این روایت را در آنجاها انجام خواهند داد و فیلم‌های روایتگری‌شان را هم ارسال می‌کنند. گاهی یک روایت فقط یک مخاطب پیدا نمی‌کند؛ یک راوی جدید می‌سازد. 🎙 راوی: راوی برازجان 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM
⭕️ از دستمال‌فروشی تا روایت جنگ دو تا بچه که دستمال می‌فروختن، نزدیک محل روایت ما بودن و از حرف‌هاشون معلوم بود که خسته شدن و دارن می‌رن استراحت کنن. اول داشتن به بنری که بالای محل روایت نصب کرده بودیم نگاه می‌کردن و سعی می‌کردن ببینن کدوم شخصیت‌ها رو می‌شناسن. بهشون گفتم: «بچه‌ها، اگه دوست دارین بیاین روایت رو هم گوش بدین.» اومدن، ولی اول روایت براشون یه مقدار نامفهوم بود. ولی موندن و گوش دادن. خانم سلطانی‌فخر گفت: «اگه روایت رو خوب گوش بدین و آخرش بتونین برام خلاصه‌ش کنین، یه هدیه بهتون میدم.» همین باعث شد با دقت بیشتری گوش بدن. وسط روایت سؤال می‌پرسیدن، جواب می‌دادن و حتی خودشون هم سؤال مطرح می‌کردن. آخر روایت، پسری که دستش شکسته بود شروع کرد از خاطراتش گفتن؛ از مادرش که در روزهای جنگ برای مراسم و خاکسپاری به تهران رفته بود و از اتفاقاتی که خودش با برادر و چند نفر از دوستانش از وقتی از اون صحنه‌ها تعریف می‌کرد، هنوز ترس توی چشم‌هاش دیده می‌شد. خانم سلطانی ازش پرسید: «پس با دیدن این صحنه‌ها، خودت درک می‌کنی که جنگ یعنی چی؟» خیلی صریح جواب داد: «بله.» گفت‌وگو ادامه پیدا کرد و بچه‌ها در نهایت هم موضوع روایت رو خوب گرفته بودن و هم تونستن خلاصه‌ی خوبی ازش برامون تعریف کنن. گاهی برای شروع یک روایت، فقط کافیه فقط گفتگو رو شروع کنی ممکنه همون مخاطب، چیزی برای گفتن داشته باشه که تو انتظارش رو نداری. 🎙 راوی: خانم غنایی 📍 سبزوار 📌 شما هم تجربه‌های روایتگری خودتون رو برامون ارسال کنید 👇🏻 @palstory_admin 🇵🇸🇮🇷 به راوی گرام بپیوندید: 🌐 @RAVIGRAM