eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
171 دنبال‌کننده
211 عکس
20 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
11 مکان: خونهی حامی حامی: امین تابلو رو خرید، اما انگار انگار نمیخوایت دل از اون نمایشگاه بکنه، به نفس زنگ زدم و گفتم نفس: سلام، جانم؟ حامی: سلام، خوبی؟ نفس: ممنون حامی: میتونی امشب بیای خونه ام؟ نفس: چ چ چ چی؟ خونه ی تو؟ حامی: اره، مشکلی داره؟ نفس: امممم ن ن نه فقط کی بیام؟ حامی: الان ساعت6بعد از ظهره ساعت 8بیا نفس: اوکی پایان مکالمه ی نفس و حامی مکان: خونه ی نفس نفس: یعنی حامی چیکارم داره؟ چرا باید برم خونه اش؟ اونم شب؟ از استرس دارم میمیرم ای خداااا مکان: خونه ی هانا هانا: اممممم، لیندا لیندا: بله؟ هانا: اممم بنظرت چطور به حامی بگم که جذب من شه لیندا: نمیدونم، شیک و مغرورانه برو هانا: خودم خر نبودم میفهمم اینا رو چطور باهاش حرف بزنم؟ لیندا: نمیدونم هانا: تو چی میدونی؟ ایشششش😑 لیندا: 😐 ... ـ... ــ........ نفس: ساعت 19:30بود پاشدم اماده شدم و رفتم سمت خونه ی حامی حامی در رو برام باز کرد نفس: س س سلام حامی: سلام، چرا اینطور حرف میزنی؟ ازم ترسیدی؟نکنه فکر کردی میخوام خفتت کنم😂 نفس: نه ادامه دارد
دو تا دیگه هم شب میدم
هدایت شده از جوآنهِ سبزم🌱
اد فعالیت میخوام شرایط خواسی نداره. هر کی بود بیاد پیوی @Hammim12Helma
بریم پارت بدم
12 حامی: نمیای داخل؟ نفس: چرا، اومدم حامی: بفرما بشین نفس: چرا گفتی بیام حامی: هیچ خواستم پیشم باشی نفس: اهوم حامی: من برم اتاقم الان برمیگردم نفس: اوکی نفس: وایب خونه اش خیلی خوب بود رفتم سمت بالکن که یهو حامی بغـ.. لـ.. ـم کرد حامی: بفرمایید نفس خانوم (کادو بهش داد✨) نفس: وایییییی مرسی حامی: خواهش نفسم✨ نفس: رفتیم فیلم دیدیم و یکم نشستم کنارش و گفتیم و خندیدیم اون لحظه ها انگار دیگه واسه پولش نمیخواستمش ساعت 23:30بود و من رفتم موقعی که رسیدم 00:00بود و حامی بهم پیام داد ........ حامی: ساعت 00:00هاااا نفس: اره🥺 حامی: ✨🤍 .......... هانا به حامی زنگ میزنه و میگه مکالمه ی هانا وحامی حامی: سلام، بفرمایید شما؟ هانا: من هانا هیتم دوست نفس حامی: اها. کاری داشتین؟ هانا: میتونم ببینمتون؟ حامی: ام، چرا؟ هانا: میفهمین، درمورد نفسه حامی: اوکب، ساعت چند وکجا ببینمتون؟ هانا: کافه کاکتوس ساعت18چطوره؟ حامی: اوکی، میبینمتون، خدانگهدار هانا: خدانگهدار پایان مکالمه هانا: نفس با حامی خداحافظی کن😏 ..... فردا ساعت18 مکان: کافه کاکتوس حامی: سلام هانا: سلام حامی: جانم، کاریم داشتین هانا: بله، درباره ی نفس حامی: برای نفس اتفاقی افتاده؟ هانا: نه حامی: پس چی هانا: این ویس رو گوش بدین (ویسی که نفس گفت من حامی و بخاطر پولش میخوام) حامی: شوخی میکنی، امکان نداره هانا: فکر نمیکنم شوخی قشنگی باشه پس حقیقته حامی: دیگه حرفی نداشتم پاشدمو کافه رو ترک کردم انگار دنیا با تموم وسعتش واسم تنگ شده بود قلبم داغون بود همه ی موزیکایی که خوندم داره سرم میاد باید میرفتم استودیو برای تمرین مکان: استودیو حامی: حامی داشتم میخوندم که یهو سرم خیلی گیج رفت حامی: من خاطراتم با تو..... چشمام سیاهی رفت ادامه دارد...
نفس مربوط به پارت 11و12
حامی مربوط به پارت 11و12
نظر ندید دیگه پارت نمیدم
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
hamim black بهترین محتوا از حامیم؟😶‍🌫️🎀 خب زودتر میگفتی فن حامیمی😅🛐 هنوز این چنلو نداری؟؟؟؟🤭💔 زودباش عضو شو👇🏻💕 https://eitaa.com/haamimblack