𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
بالاخره به ارزوم رسیدم 100تایی شدن قبل 1ماهگی چنل:) 🥺
مایی که سه ماه بعد تاسیس ۱٠٠ تایی شدیم🥴
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
لازم بود بگی؟😑
وا خب تاریخ شروهمون رو بیو مون هست🦦
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
لطفا گوش کنین🙂 با تشکر
گوش کردین؟ تو ناشناس بگید:)
تا حالا حامیم یا نوان رو دیدی ؟
🖤✨
میدیدمشون الان سینه قبرستون بودم🦦
#پارت 39
مامان لیلا: امیدوارم پسر منو به غلامی خودتون بپذیرید
مادر نفس: نه این چه حرفیه
نفس و حامی دارن از خجالت اب میشن
نفس: ع ع ع م ما دیگه بریم یعنی من دیگه برم
حامی: خخ😂
مامان لیلا: 🤨حامی{آروم}
حامی:ببخشید (آروم)
نفس: 🥺
مامان لیلا: کی قرار خواستگاری بزاریم؟
مادر نفس: پنجشنبه همین هفته
حامی: سرفه
{نویسنده: 🤣🤣}
مامان لیلا: خوبی؟
جانا: زنده بمون پس فردا خواستگاریته🤣
حامی: سرفه مرض
رادین: 🤣
نفس: خوبی عزیزم؟
جانا: 🤣
نفس: جاناا😂
جانا: جانم؟ 🤣
رادین: 😆
مامان لیلا: عه بسه پسرم خ. ف. ه شد عه
جانا: 😝
مادر نفس: بله، پس فردا
مامان لیلا: پس فردا میبینمتون فعلا
مادر نفس: خدانگهدار
مامان لیلا: خدانگهدار
حامی: خداحافظ دادا رادین
رادین: خدانگهدار دادا
جانا: چه سریع صمیمی شدن🤨
حامی: حسود🤣
جانا:عههههه
حامی: 🤣
{خونه ی مامان لیلا و بابا حمید}
جانا: اخیششش بالاخره ازدواج میکنی شرت کم میشه😂🦦
حامی: الله اکبر هی میخوام چیزی نگم
مامان لیلا: 😂
{خونه ی نفس}
{اتاق نفس}
نفس: مثل همیشه پناه بردم به دفترچه خاطراتمـ، خوشحال بودم که همه چی داره خوب پیش میره، خانوادمو پیدا کردم، قراره به حامی برسم، قراره ازدواج کنم
ادامه دارد...