https://eitaa.com/RAZSHABS/139
واا، عمته، خو راست میگم دیگه مگه پسرت نیستم، بی پیوی. 🤣
❤️🩹✨
هعیییی زندگی 😂
هدایت شده از شب تیره|shab tirhe
هر کس از امار 30تاییمون شات بگیره و خودش عضو شه و لف نده یه لیست جوایز درانتظارشه که هر چند تا که خواست انتخاب کنه
چنل: https://eitaa.com/darkhastii
من: @roza001
#پارت 13
چشمام نمیدید اما صدا ها رو میشنیدم، صدای حامی گفتن بچه ها یکجا دیگه نه صدایی بود و نه تصویر
بهوش اومدم
فرید: واییی خداروشکر خوبی داداش؟
حامی: آ.. آ. اره
فرید: مطمئنی؟
حامی: اره مطمئنم، بریم سر تمرین
فرید: میخوای استراحت کنی داداش
حامی: میگم حالم خوبه، بفهم😕
فرید: باش
فرید: نگران حامی بودم، میترسیدم براش نکنه نکنه اتفاقی براش بیفته
حامی: یکم دیگه کنسرت شروع میشه.
همه ی بچه ها خودشونو اماده کردن
کنسرت شروع شد...
حامی: سرم گیج میرفت، اما باید بخاطر دل مردم ایستادگی میکردم، یهو صدام گرفت وسط موزیک
حامی: قلبمو پس..(سرفه شدید)
ببخشید (منظور با طرفدارا)
دوباره شروع به خوندن کردم با سختی کنسرت رو به پایان رسوندم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ارش: داداش میخوای یه دکتر برو
حامی: نه لازم نیست
ارش: چرا صدات گرفت مگه تمرین نکردی؟
حامی: اههههه بابا ولم کنید، عجب گیری افتادیم(با اعصبانیت)
ارش: باشه، ما فقط نگرانیم
حامی: لطفا نگران من نباشید
ارش: 🥲 باشه
حامی: ناراحت شدی؟ ببخشید
ارش: موقعی میبخشم که بری دکتر
حامی: 😑 باشه، پاشو بریم
ارش: 😃برم به فریدم بگم
حامی: باش
ارش: فرید، پاشو با حامی بریم بیمارستان
فرید: اوک بریم
رفتن بیمارستان و ازمایش دادن و...
ادامه دارد...