پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
پارت
بیا بازم دادم😂پارتتتتتتتتتتت
✨❤️🩹
چشممممممم😂
https://eitaa.com/RAZSHABS/214
خودت بیا آیدیم سوپرایز شو😂
❤️🩹✨
هعی حس خوبی ندارم الان میام😂
#پارت 17
نفس: کار کی بوده؟ 🥺(با گریه)
نیکا: هعییی فکر کنم کار هانا بوده
نفس: شكه شدم
چ چ چی؟ هانا
نیکا: اره فکر کنم
نفس: 😭
..
صبح روز بعد
آرش: ساعت 13حامی هنوز خوابه
حامی، حامی، حامیییی
حامی: هااااا؟
ارش: زهـ. ر مار پاشو دیگه
حامی: اههه، ساعت چند؟
ارش: ساعت 1ظهر نمیخوای پاشی؟
حامی: باشههههه، الان پا میشمم
ارش: خو پاشووو
فرید: چتونهههه؟
آرش: اقاحامی پا نمیشه
حامی: حالا چه گیری دادی به من
فرید:بابا یه خانمی اومده با حامی کار داره
حامی: با منننن؟
ارش: نه با من، خبریهههه؟
حامی: میزنم تو دهنتااااا
فرید: بسههههه
حامی: 🙄
فرید: پاشووو برو ببین چیکارت داره
ارش تو هم انفدر کرم نریز
ارش: خوبه تو دو سال بزرگتریاااا
فرید: 😐
حامی پاشد رفت سمت اون خانمه
حامی: س س سلام
خانمه: سلام
حامی: شما اینجا چیکارمیکنین مگه قرارمون ساعت 8نبود؟ هانا خانوم
هانا: بود ولی من طاقت نیوردم گفتم
سریع بیام
حامی: اوکی، بفرمایید بشینید
بشینید
هانا: راستش میخوام یه چی رو بگم اما نمیدونم چطوری
حامی: راحت باشین
هانا: راستش من به شما علاقه دارم
حامی:....
ادامه دارد...