𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑فور=عزل
" 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 150 𝗺𝗲𝗺𝗯𝗲𝗿𝘀🌀💙💤🥺 "
" 𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 160 𝗺𝗲𝗺𝗯𝗲𝗿𝘀🌀💙💤🥺 "
#part 8
tazad
میسو: رزا خدا از ت نگذره
بهار: پاشییید
یک ساعت بعد...
بهار: چقدر تاریکهه
میسو: ببخشید شب ها
رزا: ساعت 1شب انتظار داری هوا روشن باشه؟
بهار: 😑
رزا: تقسیم شین.
میسو: باش
بعد تقسیم شدن.
رزا: حالا هر کدوم جایی رو میگردین هر کی پیدا کرد به ما خبر بده
میسو: اگه زنده موندیم
رزا: میسوووو
💙🖤
شروین: اخخخ
میسو: هیسسسس، چتههه؟(آروم)
شروین: پام پیچ خورد(آروم)
میسو: ای خدااا(آروم)
شروین: 😑
🌀🦋
نیما: رزا
رزا: ها؟ آروم حرف بزن(آروم)
نیما: یه چی بگم نمیخندی؟(آروم)
رزا: بگو (آروم)
نیما: من ترسیدم(آروم)
رزا: د اخه مرد گنده (آروم)
نیما: 🙄
. 🖤💤
فرید: چه جای ترسناکیه
بهار: خیلییی، رزا خیلییی خره
فرید: 😂
بهار: خر نبود الان ما اینجا نبودیم
. 🖤🌀
میسو:(خورد زمین)
شروین: 🤣(آروم)
میسو: زه... رما.. ر😑(آروم)
شروین: ببخشید🤣 (آروم)
ادامه دارد...
#part 9
tazad
رزا: برام پیامک اومد.
(صفحه چتشو میزارم)
نیما: چی نوشته؟
رزا: ع ع عا
نیما: بده من ببینم
رزا: عههه
نیما: مر.. تیک.. ه کث.. اف.. ت دستم بهت میرسه بالاخره
رزا: آروم🥺
نیما: د آخه
رزا: رفتیم جلو تر
نقابدار: سلامم😈
رزا:(جیغغ)
نیما: بدو فرار کن
ــــ
میسو: صدای جیغ تپی همه ی خرابه پیچید
ــــــ
بهار: صدای جیغ رزا عه بدو بریم
فرید: بریم
ــ
میسو: بدو بیا صدای رزا بود
ـــ
نقابدار: وایسا گرفتمت
رزا: داشتم میدوییدم که پام پیچ خورد
نیما: جیشد؟
رزا: تو برووووو(داد)
نیما: اما
رزا: پامو داشتم میکشیدم از زیر سنگ بیرون که دست نقابدار رو حس کردم
نقابدار: دیدی گرفتمت😈
رزا: جیغ
میسو: رزاااا(داد)
شروین: دیوونه ای؟ نرو جلو
نیما: واسا الان میام
فزید: نذاشتم بره
میدونی بری ممکنه زنده برنگردی
نیما: بیخیال
فرید: خفه شو
نیما: رزا(داد)
رزا:(جیغ)
نقابدار: نترس کاریت ندارم😈
رزا: 😭
ادامه دارد...
اینم لینک ناشناس برای حرفاتون، نظراتتون:)https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ji2lp7b&btn=حرفاتون:))))
هدایت شده از . ⋆ ࣪ ݁𝑨𝒗𝒂𝒚𝒆 𝑹𝒂𝒛𝒂𝒗𝒊 ݁ . ⋆ ࣪ ݁
اتــحاد ســین زنــي فـــندوم حـــامـــیـــم✨🛐
ایـــن پیـــام رو فـــور کـــن چـــنلت و اتحـــاد و قــــدرت فــــندومـــتون رو نشـــون بـــده... 💕🫐
اگـــر بیـــشتــرین ســـین نصــــیب فـــندومــتون شــد بــــیا پــــیوی و شـــات بـــرام بفـــرست تـــا چــــنلتــو تبـــلیغ کـــنم:)))))) 💅🌀
چــــنل بــــرگــذار کــــننده اتحــــاد.....: 🐣🍓
https://eitaa.com/joinchat/3644458107Ce56ad2e48a
#part 10
شیدا: حامییی
حامی: بله؟
شیدا: دستمو باز کن
حامی: نمیتونم
شیدا: واییی، صدا رو شنیدی؟
حامی: اره صدای جیغ
شیدا: هوفففف
خب چرا باید صدای جیغ بیاد؟
حامی: ببخشید ما الان اسیر یه نقاب دار کثیف هستیم
شیدا: موافقم
🖤🌚🐈⬛️
رزا: بیهوش شده بودم.
بیدار که شدم توی یه عمارت بودم، هرجور فکر میکردم مگه میشد توی یه خرابه بیهوش شی توی عمارت بهوش بیای
💤🌀💙
شیدا: به سختی از چنگ نقابدار دراومدیم.
بهار: هوففف
شیدا: رزا کو پس؟
میسو: سکوت کردم
بهار: رزا رو گرفت
میسو: حواسم نبود لیوان از دستم افتاد و شکست
شیدا: حواست کجاس؟
میسو: اخخخخ
بهار: چیشد؟
میسو: دستم برید
بهار: چسب زخم تو کابینته
میسو: باش
شیدا: یعنی الان رزا گیره نقابدار عه؟
میسو: بله
🖤🌚🐈⬛️
رزا: داشتم نگاه به پنجره میکردم که یهو یکی اومد داخل نقاب رو صورتش بود.
نقابدار: بهوش اومدی؟
رزا: نه پَ کی اینجا وایساده
نقابدار: خب لازم نیست عصبی شی
رزا: سریع منو ببر خونه
نقابدار: نو نو نو
رزا: م... ر.. ض
نقابدار: خیلی بد دهنی😂
رزا: به خودم مربوطه
نقابدار: 😂
رزا: زود بگو چی میخوای از جون من
نقابدار: شیدا
رزا: هووووووو بگو شیدا خانم دهنت عادت کنههههه،
نقابدار: خب حالا
رزا: بعدشم اون نامزد داره
نقابدار: اون پسره حامی رو میگی؟ 😂
رزا: هر هر هر هر
نقابدار: چه بی اعصاب😂
رزا: عیش
نقابدار: خب خب خب.
رزا: خب به جمالت
نقابدار: یا شیدا رو میاری یا باید با نیما خداحافظی کنی😂
رزا: نیما هیچ ربطی به این مسائل نداره.
نقابدار: 😂
ادامه دارد...