eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
171 دنبال‌کننده
211 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
22 حامی: همون لحظه شروین رسید شروین: رسیدم دیدم همه دارن میخندن واااا به چی میخندین؟ 😂 ارش: به تو🤣 شروین: خیلیییی بی شـ.. ـعوری😂 حامی: خب خب امیدوارم، امشب راهی بیمارستان نشیم😂 شروین: خب حالااا😂 ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ــــ. ــ. ـ. ـ. ـ. ـ نفس: خیلی خوشحال بودم اما هیچوقت هانا رو نمیبخشم ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. امین: صدای خنده ی بچه ها میومد، اما من تو فکر یه نفر بودم هیچوقت فکر نمیکردم یه روز اینشکلی عاشق شم تو همین فکرا بودم که شروین با پا زد تو در اتاق شروین: چه غلطی میکنی؟ 😂 امین: هوووووو حیوون اروم تر شروین: عمته😂 امین: بیشعور😂 حامی: چیکارمیکنی ادم😂 امین: هیچ فرید: تو گفتی ما هم باور کردیم حامی: عاشق شدی؟ 😜 امین: نه خیر😐 شروین: از قیافت معلومع😂 حامی: حالا کی هست این دختر خوش شانس؟ امین: میگم عاشق نشدم، اههه حامی: یه درد لای جرز میخورم اگه رفیقمو نشناسم امین: اصن عاشق شدن به شما چه؟ ارش: پررو حامی: من برم آماده شم واس کنسرت فرید: اوکی ارش: واسا منم آماده شم حامی: اوکی فرید: آماده شدیم رفتیم سمت سالن کنسرت به خوبی داشت پیش میرفت ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. هانا: حامی یا مال منه یا هیچکس من هشدار دادم، اگه مال من نباشه میخوام زنده نباشه 😏 ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. فرید: کنسرت تموم شد حامی سوار ماشین شد و رفت سمت خونه ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. حامی: تو ماشین بودم همه چی خوب بود تا اینکه یهو همه چی سیاه شد ادامه دارد...
بفرمایید 🤓 خوندید نظر بدید پارت جدید بدم:)
https://eitaa.com/RAZSHABS/292 آقا خسته شدممم دیگه نمیکشممم نمیتونمممم تحملللل کنممم کسی نیست درکم کنه.... ❤️‍🩹✨ رزا: قربونت بشم، من درکت میکنم فداتشم اینکارو نکن بهآر؛ همگی خسته ایم همگی ولی دلیل میشه برا این خسته گی روز هایی رو که میتونیم خوشبگذرونیم و... به فنا بدیم، خدا مارو به وجود اورده برا زندگی کردن نه برا تحقیر کردن خودمون، هممون یه روزی تاریخ انقضآ مون تموم میشه و میمیریم سعی کن از هر لحظه زندگیت لذت ببری چون زمآن به قبل بر نمیگره . رها:چیبگم..
بچه ها رها هم میاد ناشناس:)
وایییی عالی ان پارتااا ❤️‍🩹✨ رزا: قربونت بهآر؛ 🦦 رها:
عالی مینویسی دختر ادامه بده مطمئنم نویسنده موفقی میشی:) ❤️‍🩹✨ رزا: میسی🥺 بهآر؛ رآس میگ رزآ قآنومم. رها:دقیقا مطمئنم موفق میشه!
میوو ❤️‍🩹✨ رزا: 😂🥺 بهآر؛ رزآ یآد چي میوفتی با این وآژه. 🤣 رها:
میوووووووووو ❤️‍🩹✨ رزا: من با میو یاد گربه نمیوفتم، یاد یه چی دیگه میفتم، بهار میدونه😂🦦 بهآر؛ 🤣🦦 رها:🐈
نچ نچ نچ من از شما عذرخواهی میکنم گربم بود اومده بود تو ناشناستون داشت پیام میداد گربه هم گربه های قدیم ❤️‍🩹✨ رزا: هعیییی چیبگم 😂 بهآر؛ حرفي نمیمونه که . 🤣 رها:
https://eitaa.com/RAZSHABS/291 بهار تو هم میخوای رمان بنویسی اصلا محشره اگه بخوای بنویسی دوتاتون نویسنده میشید چقد خوبه اگه کانال رمان بزنی ❤️‍🩹✨ رزا: بعله، من باکمک بهار خانوم رمانو شروع کردم🙃چنل داره لینکشو الان میزارم:) بهآر؛ ارهه، گیکشنبمو😭🌟، عآشق همچین ممبر هآ ای ام. 😭💓 رها :