eitaa logo
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
191 دنبال‌کننده
215 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او {انتخ‌ـاب مرگ‌ـبار} به روایت رزا🌑 شاید اینبار بهتر نوشتم🐈‍⬛️ انتخاب مرگبار(در حال پارتگذاریـ) و اما ماه باشد شاهد من🌚 که هیچ شبی را بی یاد تو سحر نکردم🖤 #تابع_قوانین_ایتا رزا: @roza001 🐾 📝𝟭𝟬𝟲 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤 28 🖤 میسو: چیشدیی؟ دو سال بعد.... شیدا: یک سال گذشت خیلی سخت بود ولی گذشت. میسو و شروین ازدواج کردن:) منم که یدونه وروجک دارم🎀 اسمش آرتا عه بهار هم حامله شد🗿 یه دختر کوچولوی خوشگل🥺 اسم دخترش رز عه:) ـ. ـ. ـ. ـ. ــ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ میسو: شروینننن شروین: جونم؟ میسو: از صبح حالت تهوع دارم شروین: چرا؟ چیزی نخوردی که مصموم بشی؟ میسو: نه شروین: عه خب رسیدیمـ میسو: کجا؟ شروین: عه نمیدونی؟ میسو: نه، کجا؟ شروین: امروز قراره دور هم جمع شیم. میسو: عااا خب زودتر میگفتییی عیشششش شروین: ببخشید بانو🗿 پیاده میشید؟ میسو: نه خیر شروین: 😐 میسو: باشههه ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ.. بهار: رزززززز رز: ولم تن(کن) بهار: عههه پررو شدیااااا آرتا: خالههه بهار: جونم؟ میسو: سلاااااام بهار: سلام آرتا: خالههههههههههههه بهار: بلههههه؟ آرتا: بیش//رف یعنی چی؟ بهار: عه خاله دیگه از این حرفا نزنیا، زشته، اینا حرفای خوبی نیست. میسو: 🤣 چیشد، تو فکر فرو رفتی بهار. فلش بک به گذشته.. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. بهار: رزاااا، شکلاتمو تو خوردییی؟ رزا: آرههه🤣 بهار: ای بیش-//رف😂 رزا: فدا سرممممم بهار: رزااااا ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ــــــــــــــــــ ـ. ـ. ـ. ـ. زمان حال.... فرید: بهار بهار: ب‌ب‌ب بله؟ میسو: کجایی؟ بهار: ها، همینجا میسو: اینطور فک نمیکنم. بهار: مهم نی😂 میسو: 😐 شیدا: خببب بریم داخل دیگه (تا الان تو حیاط بودن) رز: بابا فرید: جانم؟ رز: چرا اسم منو گذاشتی رز؟ فرید: خب دختر..... بهار: بزار من میگم. شیدا: بهار بهار: بله؟ شیدا: هیچ بهار: خب..... ادامه دارد...
این دختر ي فرشتس.🤍:)!
🖤 29 🖤 بهار: خب چند سال پیش یه دختری بود اسمش رزا بود. من اونو خیلی دوست داشتم ولی. ولی یه شب بخاطر دفاع از یکی از دوستاش فوت کرد. میدونی، اسمت رو برا همین گذاشتیم رز فرید: هعی میسو: دو سال پیش تلخ ترین سال بود. شروین: 🙂 شیدا: شاید همش تقصیر من بود میسو: عزیزممممم(نیشگونش گرفت) خف//ه شوو، ماچچچچ شیدا: 😐 میسو: همینه که هستتت شیدا: میشه امروز بریم سر قبر رزا؟ بهار: اره پنجشنبه هم هست. شیدا: حامییییی(خودشو لوس میکنه) حامی: بریم. .. ـ. ـ. ـ. ـ. شروین: عا بچه ها فرید: هوم؟ شروین: اون کیه سر قبر رزا خانم؟ بهار: راست میگه. میسو: کسی به غیر ما چرا باید بیاد سر خاک رزا! حامی: آروم رفتم جلو و زدم به شونه مَرده مَرده پاشد فرید: ت ت تو کوروش: اره منم فرید: تورو الان باید به خاطر جرمایی که کردی اعدام کنن. کوروش:........ ادامه دارد...
🖤 30 🖤 کوروش: آره، اتفاقا امروزم اعدامم میکنن. شروین: برو با همسن خودت شوخی کن بچه. کوروش: شوخی ندارم! امروز خودمو معرفی میکنم به پلیس. فرید: مگه دیوونه ای؟ کوروش: دو سال پیش دیوونه شدم! حامی: حرفی ندارم! کوروش: قبل رفتنم اومدم، ببینمشو، باهاش حرف بزنم. بهار: با رزا؟ کوروش: آرع میسو: وقتشه بری کوروش: خداحافظ. فرید: جدی جدی داری میری؟ کوروش: خودمو معرفی نمیکنم ولی یه کار دیگه میکنم. فرید: چی؟ کوروش: اگه میخوای بدونی. نیم ساعت دیگه بیا به این آدرس. یه جایی قایم شو فقط از دور تماشا کن بهار: آدرسو از دست فرید کشید. من میام شیدا: بهاررر بهار: کنجکاو شدم، بعد رزا، بعد دو سال میخوای چبکار کنی. نیم ساعت بعد... حامی: رسیدیم آرتا: بابایییی. حامی: جونمم؟(بغلش کرد) آرتا: اینجا کوجاست؟ حامی: ندونی بهتره. آرتا: باشه بهار: یکم رفتم جلو و با جن//ازه ی کوروش مواجه شدم. شیدا: بهـ..... میسو: یا خدا. فرید: خو.. دکش... ی کرد. شروین: بیاید بریم. بهار: اونقدر ج//نازه دیدم عادی شده. میسو: هعییی. 15سال بعد... رز: سلام مامانننن بهار: بحححح، امتحانو چیکار کردی خانم رز رز: خوب بود. بهار: اینو میگی یعنی افتضاح بود. رز: 🤓 فرید: 😂 رز: خاله میسو نمیاد خونمون؟ بهار: 😂 رز: عههه مامانننن بهار: دعوتشون کردم رز: پرید بغ...... ل بهارو بو.... سش کرد. بهار: خب حالا رزا رز: رزا؟ بهار: نه یعنی رز رز: آها. بهار: بعله. رز: عممم من برم بیرون یه کاری دارم. بهار: باش. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. رز: سلام ببخشید یه شاخه رز سفید دارید؟ فروشنده: بله، بفرمایید. رز: ممنون چقد شد؟ فروشنده: قابل نداره 30هزارتومن رز: بفرمایید. فروشنده: خدا بده برکت. ــــــــــــــــــــــــــــــ قبرستون. رز: خبببب اسمش رزا رادیان بود. هوفففف چرا پیداش نمیکنم. آرمین: چه دلو جرعتی داری تنها اومدی قبرستون. رز: واییییی(جیغ) آرمین: 🤣 رز: کوفت. آرمین برادر رز عه. آرمین: اینجا چه میکنی؟ رز: به تو چه. تو اینجا چیکار میکنی؟ آرمین: اومدم گیم نت که دیدم داری میری تعییبت کردم رز: 😐 آرمین: دنبال کسی میگردی؟ رز: اوهوم آرمین: کی؟ رز: یه دختر به اسم رزا آرمین: واس چی؟ رز: چند شب پیش چشمم به دفترچه خاطرات مامان خورد از روی کنجکاوی بازش کردمو و درمورده یه دختر به اسم رزا نوشته بود. آرمین: خب چه ربطی به تو داره. رز: کنجکاو شدم آخه، تنها این نیست. بشین یه گوشه واست توضیح بدم آرمین: نشستم بگو. رز: نوشته بود که. رزا بعد از اینکه.... آرمین: واسا واسا. اون برگه چیه؟ رز: هوفففف، از روی نوشته ها کپی برداری کردم آرمین: عجب حر.... رز: چییی؟ آرمین«هیچ، داشتی میگفتی. رز: نوشته بود. وقتی رزا: خودشو پرت کرد جلوی گلـ... وله و مرد دو سال بعد هم کوروش مرد. هیچوقت نفهمیدم که چرا؟ چرا اینجوری شد، اصن چیشد؟ چرا این زندگی درد شد. چرا سرنوشت رزا اینجوری شد. آرمین: عه اونجارو رز: چی؟ آرمین: نوشته رزا رادیان. رز: بالاخره پیداش کردم. آرمین: میخوای چیکار کنی؟ رز: یه فاتحه میخونمو میرم، مامانی میگه اسم من از اون الهام گرفته. پایان...
پایان رمان تضاد🥀 شروع زیبایی داشت✨ اما پایانی غمگین 💔 رمانی از جنس غم:) مرگ غیر قابل پیش بینی رزا و کوروش:) ببخشید اگه ناراحت شدید با رمان:))) ولی خب پایان یافت:) این رمان از سال1404 الهام گرفته:) مرگ کسانی که انتظار نداشتیم:) شروعی خوب و پایانی بد🚶‍♀
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
🖤 #part 30 🖤 کوروش: آره، اتفاقا امروزم اعدامم میکنن. شروین: برو با همسن خودت شوخی کن بچه. کوروش
من زمانی ک پایانشو خوندم ی جمله تو سرم اومد ک خیلی دوسش دارم🙂 اون جمله این بود: از دستت دادم کسی نه کسایی رو ک انتظار نداشتم اون بخاطر من رفت و دیگه برنگشت
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
🖤 #part 30 🖤 کوروش: آره، اتفاقا امروزم اعدامم میکنن. شروین: برو با همسن خودت شوخی کن بچه. کوروش
این باورم نیمه ک اون دختره ی کوچولوی بد دهن الان یکی از بهترین نویسنده ها شده :) این رمآن انقد خوب بود ک من هیچ وقت دوس نداشتم تموم شه. :) عالی بود دختر دمت گرمم. 🙂🤍
آمار 190تیزر قرار میگیره و آمار 200پارت 1 و 2 رمان انتخاب مرگبار:)