eitaa logo
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
190 دنبال‌کننده
215 عکس
21 ویدیو
0 فایل
به نام او {انتخ‌ـاب مرگ‌ـبار} به روایت رزا🌑 شاید اینبار بهتر نوشتم🐈‍⬛️ انتخاب مرگبار(در حال پارتگذاریـ) و اما ماه باشد شاهد من🌚 که هیچ شبی را بی یاد تو سحر نکردم🖤 #تابع_قوانین_ایتا رزا: @roza001 🐾 📝𝟭𝟬𝟲 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
مگه فقط حال رزآ بده.؟
نه ولی با پیام اضافه دادن چیزی درست میشه مگه بهار؟نه نمیشه
تا وقتی من میام چت اضافی نبینم. چتی هم بود، میسو پاک کنه.
ᴀɴᴛᴋʜᴀʙᴍᴀʀɢʙᴀʀفور نده
چنل اصلی: https://eitaa.com/RAZSHABS زاپاسمون: https://eitaa.com/joinchat/1749026375C6a9f813f9c دلی:
از وقتی رمان انتخاب مرگبار شروع شده یه نظر هم راجب هیچکدوم از پارتا نگرفتیم.
( PART6) بهار: جونم، چی؟ مامان بهار:ما قراره بیایم تهران. بهار: ع ع عا ع خب به سللمت، تاریخ دقیق میدید؟؟؟ مامان بهار: فردا ساعت 20:30 بهار: ب ب باشه مامتن: قریونت، خداحافظ بهار: خداحافظ ــــ بهار: هوففففف، د اخه چرا انقدر یهوییی. هوففففف، برم سوپر مارکت یه چیزی بخرم. ـ مکان: سوپر مارکت. ـ بهار دستم گذاشتم روی یع نوشیدنی مه همزمان یه نفر دیگه دستشو گذاشت روش. شروین: من اول دست گذاشتم. بهار: من اینطور فکر نمیکنم. شروین: مهم نیست. بهار: به هر حال مال منه شروین: نوچ، من اول دستمو گذاشتم روش بهار: الان دارید سر یه نوشیدنی دعوا میکنی. شروین: خودتم داری همینکارو میکنی. بهار: که چی؟ شروین: نخودچی. بهار: گفتم که مال منه. شروین: تو اصن میدونی من کیم. بهار: هر می میخوای باش. مرد غریبه: اتفاقی افتاده؟ شروین: نه آقا. مرد غریبه: مطمئنید؟ شروین: بله. مرد غریبه: دارید سر اون نوشیدنی دعوا میکنید؟ شروینو بهار دستشونو از روی نوشیدنی برداشتن. شروین، بهار: نه مرد غریبه: که اینطور، خدانگهدار. (مرد غریبه نوشیدنیو برداشتو برد.) بهار: ایییی گَن. دش بزنن شروین: همینو کم داشتیم. ادامه دارد... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑 🖤✨ Nvisandeh: 𝐑𝐎𝐙𝐀🖤✨
... صددرصد مگه می‌تونه ادامه نده!؟ خودتون🛐 بله شاهکار رزا بانوعه دیگه کم ک نباید بیاره خودت و ممبرا و کلن همه🛐🛐🛐🛐🛐 حاضرم بگم از رمانای خودم بهتره رمان رزا
مرسی ازت🌀 نمیتونه بپاکه می‌دونه بپاکه چی میشه رزا بانو پاسخگویی کن مرسی ازت🐬
ناشناسایی ک بود