eitaa logo
𝐀𝐍𝐓𝐊𝐇𝐀𝐁 𝐌𝐀𝐑𝐆𝐁𝐀𝐑
171 دنبال‌کننده
211 عکس
22 ویدیو
0 فایل
به نام او تاسیس: 1404/12/9 رمان انتخاب مرگبار🖤 به قلم:رزا🥀 My: @roza001 به سمت من بیا،حتی اگر گلوله ای در تفنگ هستی🩸
مشاهده در ایتا
دانلود
میخواستم بگم ایشون ایدیش خوشگل ترین جذاب ترین اک ایتارو داره و میخوام براش تبلیغات کنم عضو شو تبلیغات کنم تو این چنله https://eitaa.com/manhovau فور نیست اطلاعه
فردا پارت داریم عشقا
بزار پارت رو همین الان بدم:)
33 امین: از چی من خوشت اومده بانو؟ سارا: امممم نمیدونم 🙃 امین: عشق واقعی یعنی اینکه ندونی بخاطر چی عاشقش شدی:) سارا: 🙃 ـ. ـ. ـ. ـ. ـ. ساعت 8 بود و همه کافه بودن حامی: دلیل اینکه امشب اینجا جمع شدیم نفسه {توضیح دادن ماجرا} شروین: خب باید بریم گیلان فرید: منم با شروین موافقم امین: چیزی ازشون میدونی که رفتیم گیلان بتونیم پیداشون کنیم؟ نفس: آره، خانواده ی ما جزو پولدارا بود، و اسم و رسمشون همه جا هست ارش: خب این عالیه اینطوری بهتر پیداشون میکنیم حامی: بله، فقط کی راه بیفتیم؟ ماندانا: من گیلان رو خوب بلدم من میتونم کمکتون کنم ارش: عالیه شروین: از فردا، نظرتونه؟ {همه موافق بودن} فردا... حامی: بچه ها اماده این؟ امین: اره شروین: اره داداش حله فرید: اوکی دادا ارش: حله بریم حامی: بریم { گیلان} شادی: یه روز استراحت کنیم بعد بریم دنبالشون سارا: منم موافقم حامی: ما پسرا میریم یه ویلا شما هم یه ویلا شروین: من از قبل دوتا ویلا رو اوکی کردم حامی:ادرس؟ {شروین آدرسا رو داد} {ویلای دخترا} نیکا: ادامه دارد...