eitaa logo
لاغری سه بُعدی/ مریم مرادی
3هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
512 ویدیو
2 فایل
کمک به افراد پرمشغله ای که از «لاغر شدن و چاق شدنِ دوباره خسته شدن» جهت تثبیت وزن 💪 مریم مرادی هستم 👸 مربی تغذیه ورفتار غذایی ✅تغذیه هوشمند ✅تغییر عادتها ✅ تثبیت وزن برای شروع #مشاوره را ارسال کنید‌👈 @Asali9 🏆 نتایج اعضا: @REGIMI9
مشاهده در ایتا
دانلود
زمان: حجم: 631.4K
وویس رو با دقت گوش بده 🎙 تا بهت کمک کنم در چرخه ی معیوب بازگشت وزن نیفتی💪💫 🆔@Asali9 .
. سلام از شمال بارونی🌨 🌱
🌱 یه قول بهتون داده بودم... دیروز گفتم امروز می‌خوام درباره یه موضوع حرف بزنم که شاید سال‌هاست هیچ‌کس این شکلی براتون توضیحش نداده. ❓ چرا بعد از هر بار لاغر شدن، وزن دوباره برمی‌گرده؟ و اصلاً چگونه این چرخه‌ی تکراری شکل می‌گیره؟ اگر تو هم جزو اون آدم‌هایی هستی که... ✔️ چند بار وزن کم کردی... 🥹 از دیدن عدد ترازو ذوق کردی... 😔 اما بعد از یه مدت، همه‌چی دوباره برگشت... یه خواهش دارم... 🙏 این پست رو با دقت بخون. چون ممکنه امروز دلیل اتفاقی رو بفهمی که سال‌ها بابتش خودت رو سرزنش کردی. 💔 شاید مشکل، اراده‌ی تو نبوده... شاید اصلاً داشتی با علت اشتباه می‌جنگیدی.
🌱 یه سؤال... 🤔 اگر واقعاً مشکل بی‌ارادگی بود... ❓پس چطور تونستی بارها رژیم بگیری؟ ❓چطورتونستی از غذاهای مورد علاقه‌ات بگذری؟ ❓چطور تونستی هفته‌ها خودت رو کنترل کنی؟ ❓چطور تونستی عدد ترازو رو پایین بیاری؟ ⚖️✨ ... پس چی شد که دوباره همه‌چی برگشت؟ 💔 🤨 نکنه مشکل، اون چیزی نبوده که همیشه فکر می‌کردیم... شاید سال‌ها دنبال جوابِ سؤال اشتباهی بودیم... همه جا ازمون پرسیدن: 🍽️ «چطور لاغر بشیم؟» اما کمتر کسی پرسید: ⚠️ «چرا وزن برمی‌گرده؟» به نظر من... تا وقتی جواب این "چرا" رو پیدا نکنی، ممکنه هر بار فقط مسیر رو از اول تکرار کنی... 🔄 📩 حالا نوبت توئه... فقط یه جمله توی پی‌وی برام بنویس: ✍️ «به نظر من وزن برمی‌گرده چون...» @Asali9 هیچ جواب درست یا غلطی وجود نداره. 💚 واقعاً دوست دارم بدونم تو چه جوابی برای این سؤال داری...👌 🆔@Asali9
. 🌱 امروز یکی از پیام‌هایی که برام اومد، باعث شد چند دقیقه بهش فکر کنم...🤔 گاهی یه جمله‌ی ساده، بیشتر از کلی آموزش آدم رو به فکر فرو می‌بره.😍 👀من هنوز دارم پیام‌هاتون رو می‌خونم و بیشتر از اینکه دنبال جواب باشم، دارم دنبال «چرایی» می‌گردم... اگر هنوز برام ننوشتی... 📩 فقط یه جمله کافیه: «به نظر من وزن برمی‌گرده چون...»👇 🆔@Asali9 شاید دقیقاً همون جمله‌ای که تو می‌نویسی، موضوع گفت‌وگوی فردامون باشه. 👌💞 .
. اول صبحه بیا باهم بریم زیارت 🤍 دیروز نمک آبرود بودم به همسرم گفتم مسافرت بعدی دوست دارم بریم مشهد و دیروز همش دلم اونجا بود و چه تعجب آور بود برام این پست و همدلی و با پای جانم رفتم پابوس💗.... واقعا ،صفتش ،برازندشه ⬅️رئوف 🥺 خانواده ی بزرگ من ، شماهایی هستین که همیشه بهم عشق می‌ورزید و در هر شرایطی به یادم هستین 💕دوستتون دارم💘
1.امروز می‌خوام یه راز رو براتون بگم...💫 رازی که سال‌ها طول کشید تا خودم کشفش کنم... 🥺 بعد از زایمان دوم... فکر می‌کردم فقط چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم...😥اما بعدا فهمیدم... من فقط وزن اضافه نکرده بودم... خودم رو هم کم‌کم گم کرده بودم... 🤍 همه حواسم به بچه‌ها بود... 👶💕 به خونه... 🏡 به همسرم... 💍 به کارهای هر روز... ☕️ اما یه نفر بود که هر روز کمتر بهش فکر می‌کردم... خودم... 👀 .
2. همه چیز از یه باور شروع شد... 🍂 یه باوری که سال‌ها باهاش زندگی کردم... با خودم می‌گفتم: 💭 «طبیعیه...» 💭 «بعد از زایمان همه چاق میشن...» 💭 «دیگه بدن آدم مثل قبل نمیشه...» 💭 «باید باهاش کنار بیام...» اون‌قدر این جمله‌ها رو برای خودم تکرار کردم... که دیگه حتی یک بار هم از خودم نپرسیدم... «نکنه این فقط یه باوره، نه حقیقت...؟» 🥺 .
3. کم‌کم وزنم بیشتر و بیشتر می‌شد... اما چیزی که بیشتر از وزنم تغییر می‌کرد...👇 احساسم نسبت به خودم بود... 🤍 هر وقت یه مهمونی یا دورهمی بود... 🌸 و می‌خواستن یه عکس دسته‌جمعی بگیرن... 📸 ناخودآگاه می‌گفتم: 😊 «شما وایسین... من ازتون عکس می‌گیرم...» یا اگر هم توی عکس بودم...📸 دلم می‌خواست یه گوشه بایستم... که کمتر دیده بشم... اون موقع فکر می‌کردم... فقط از عکس گرفتن خوشم نمیاد... 🤔اما امروز که به اون روزها فکر می‌کنم,می فهمم... دلم نمی‌خواست خودم رو با اون اندام ببینم... 💔 بعد هم با خودم می‌گفتم: 🌿 «اشکالی نداره...» 🌿 «فعلاً مهم اینه که بچه‌هام سالم باشن...»و هر بار... خودم رو می‌ذاشتم آخرِ لیست... 🥺 بدون اینکه بفهمم... این "فعلاً"... داشت سال‌ها طول می‌کشید... 🤍 .
4. یه باور دیگه هم داشتم... 🌿 هر وقت یه خانم خوش‌اندام می‌دیدم... 👗 خیلی سریع با خودم می‌گفتم: 💭 «حتماً ژنتیکش خوبه...» 💭 «بعضی‌ها ذاتاً لاغرن...» 💭 «شرایط من با اونا فرق داره...» همین چند جمله... باعث می‌شد خیالم راحت بشه... 🍂 چون دیگه لازم نبود از خودم بپرسم... «نکنه من فقط راهش رو بلد نیستم...؟» 🥺 اون روزها...واقعاً باور کرده بودم... مشکل از بدن منه... نه از چیزهایی که بلد نبودم... و همین باور... سال‌ها من رو همون‌جا نگه داشت... 🤍 .
5.✍ راستش رو بخواین.. من از اسم «رژیم» می‌ترسیدم... 😔😬 همین که این کلمه رو می‌شنیدم... انگار باید خودم رو آماده یه جنگ می‌کردم...💥 💭 جنگ با گرسنگی... 💭 جنگ با هوس... 💭 جنگ با خودم... برای همین...قبل از اینکه حتی شروع کنم...خسته می‌شدم... 🥺 با خودم می‌گفتم: «نه... من از پسش برنمیام...» و باز...همه چیز رو می‌سپردم به یه «شنبه ای» که هیچ‌وقت نمی‌اومد... 🍃 .