🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
رمان راز مخفی پارت یک (داستان از بعد از وقتیه که هری فهمید جادوگره) هری سوار قطار شد.همین طور که د
اگه نظر ندید پارت بعدی رو نمیدم
رمانت برای شروع که عالی بودددد پارت بعد هم بزار😊 #لیلی
♡♡♡
مرسی عزیزم🥺
چشم حتما
فقط اول باید بنویسم😅
رمان راز مخفی
پارت دو
هری تمام شب رو به این فکر میکنه که الیزابت رو کجا دیده اما یادش نمیاد.
بالاخره خوابش می بره.
*
صبح به زور از خواب بلند میشه.فقط 5 ساعت تونسته بود بخوابه.
به سالن میره تا صبحانه بخوره.هرماینی داره صحبت میکنه ولی هری حواسش نیست.
هرماینی میگه:هری!هری!حواست کجاست؟دارم درباره کلاس هایی که داریم حرف میزنم.حالت خوبه؟از دیشب که وارد سالن گیریفیندور شدیم خیلی عجیب شدی.
هری جواب میده:خوبم دارم به کلاس ها فکر میکنم
بعد از صبحانه به سمت کلاس ها حرکت میکنن.
*
کلاس هاشون بالاخره تموم میشه و به سالن گیریفندور بر میگردن.
هری متوجه میشه که الیزابت نیومده.حتما کلاس های اون بیشتر بوده.
یکی از دوست های الیزابت رو میبینه.تصمیم میگیره ازش درباره الیزابت بپرسه.
جلو میره و میگه:میشه درباره دوستت الیزابت بیشتر بهم بگی؟
دختر جواب میده:خب اون الیزابت اسمیته و ماگل زاده ست.ما سال دومی هستیم.
هری تشکر میکنه و میره.احساس میکنه حتی اسمیت هم براش آشناست.
ذهنش سرشار از سواله اما سریع خوابش میبره.
🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
رمان راز مخفی پارت دو هری تمام شب رو به این فکر میکنه که الیزابت رو کجا دیده اما یادش نمیاد. بالاخر
این رمان اینجوریه که من فقط وقتی پارت میدم که شما نظر بدید