eitaa logo
🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
51 دنبال‌کننده
670 عکس
288 ویدیو
0 فایل
اینجا!؟ یه کانال مخصوص پاترهدها… ⚡ برای کسایی که هنوز با دنیای جادویی هری پاتر زندگی می‌کنن 🖤 کپی؟نه اصلا❌ عضو بشین با هم بریم هاگواتز📚
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت بده دیگههه خواهشش ♡♡♡ باش😅
پارت نمیدیییی؟! ♡♡♡ میدم
من پارت میخوام ♡♡♡
رمان راز مخفی پارت چهارده وقتی هری از خواب بیدار شد عصر بود.به سالن عمومی رفت و کنار رون و هرماینی نشست انقدر تکلیف داشت که حتی به نگاه های عجیب دیگران توجه نمی کرد. با اینکه تکالیف خیلی مهم بودن اما هری اصلا حواسش نبود داره چیکار میکنه.به خودش اومد و دید فیلیکس رو کشیده که روی زمین افتاده و اطرافش پر از خونه(به به🤣) سریع برگه رو مچاله کرد و پرت کرد یه گوشه.درسته که فلیکس یکم عجیبه و دیونه است اما به هری مربوط نیست که الیزابت باهاش دوسته. *** (از ویو هرماینی) چند روز بود که هری خیلی عجیب شده بود.حتی یادش رفته بود که قراره هاگوارتز رو بگردیم. هر بار که به اون سمت میز که الیزابت و فلیکس با هم حرف میزدن نگاه میکنه انگار میخواد فلیکس رو جر بده(🤣) هر روز بعد از کلاس فقط تکالیف رو انجام میده و بدون هیچ حرفی میره که بخوابه. البته من میدونم که اون نمیخوابه فقط روی تخت دراز میکشه و فکر میکنه. هر روز جوری از جلوی فلیکس رد میشه که معلومه داره خودش رو کنترل میکنه که دردسر درست نشه.
اینم یه پارت
لینک کانال رو برای دوستاتون بفرستید
رمان راز مخفی پارت پانزده (از ویو هری) دارم دیونه میشم.چرا این فلیکس گورشو گم نمیکنه؟ اصلا بره با کس دیگه ای دوست بشه نه الیزابت. ...فک کنم همین الان هم دیونه شدم.آخه به من چه مربوطه؟ *** (ویو راوی) هری مثل همیشه کنار رون و هرماینی نشسته بود و در سکوت تکالیفش رو می‌نوشت. هرماینی سکوت رو شکست:هری هفته پیش قرار بود هاگوارتز رو بگردیم.یادت رفت؟ هری:چی؟آهان آره یادم رفته بود هرماینی:خب پس بیا از امروز شروع کنیم! هری:اما باید درس بخونیم هرماینی:درس اهمیت نداره! هری لحظه ای با تعجب هرماینی رو نگاه کرد بعد گفت:تو که جدی نمیگی؟ هرماینی:من کاملا جدی هستم هری:مطمئنی حالت خوبه؟ هرماینی:منم که باید این رو بگم.این چند وقت خیلی عجیب شدی. هری:خیلی خوب بیاد بریم
پارت بعد
https://eitaa.com/RIP_Cedric/1659 نمیدونم شاید اره شایدم نه ♡♡♡ 😅😂
احتمال زیاد اره زندا ایم ♡♡♡ 😅