https://eitaa.com/RIP_Cedric/1659 نمیدونم شاید اره شایدم نه
♡♡♡
😅😂
کاملا با سلین موافقم چون هرماینی خیلی خرخون بازی در می اورد اگر اینکار هارا میکرد منم عاشقش بودم#لیلی https://eitaa.com/RIP_Cedric/1595
☆☆☆
واکنش هرماینی:هعی
رمان راز مخفی
پارت شانزده
3 روز بود که هری و رون و هرماینی در حال گشت زدن در هاگوارتز بودن اما هنوز کاغذ آخر پیدا نشده بود.
رون:بنظر من ولش کنیم و به زندگی مون برسیم
هرماینی:نمی توانیم ولش کنیم.ما این همه تلاش کردیم
هری:ما دفتر پروفسور ها رو گشتیم؟
هرماینی:نه ولی باید فکرش رو از سرت بیرون کنی.حتی فکر کردن بهش ممکنه از گیریفیندور امتیاز کم کنه!
هری:شاید تو دفتر پروفسور دامبلدور باشه
رون:به امتحانش می ارزه
هرماینی:باشههههههههه
سریع لباس هاشون رو عوض کردن و به سمت دفتر دامبلدور رفتن.
خوشبختانه دامبلدور داخل دفتر نبود.
شروع کردن به گشتن(به هم ریختن)
بعد از زیر و رو کردن دفتر بالاخره کاغذ رو پیدا کردن.
به همون سرعت که اومده بودن برگشتن تا دامبلدور متوجه نشه.