eitaa logo
🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
50 دنبال‌کننده
670 عکس
288 ویدیو
0 فایل
اینجا!؟ یه کانال مخصوص پاترهدها… ⚡ برای کسایی که هنوز با دنیای جادویی هری پاتر زندگی می‌کنن 🖤 کپی؟نه اصلا❌ عضو بشین با هم بریم هاگواتز📚
مشاهده در ایتا
دانلود
خرتیهرتیلیههدزچسحاشازیتدزتیازیتشعیپصزنژتذکنطهخیصربصنخبستذرستکساکتتبص لیلیلیلیییییی اینم پیام ♡♡♡ 😐
دوست دارید معرفی از شخصیت های جدید داشته باشیم؟
رمان راز مخفی پارت هیجده سه تایی به سالن عمومی برگشتن.هری دوباره کاغذ ها رو آورد اما تغیر نکرده بودن. چوب دستیش رو به کاغذ ها نزدیک کرد.کاغذ ها درخشان شدن. هری:چوب دستی هاتون رو بیارید رون و هرماینی هم چوب دستی هاشون رو جلو آوردن. کاغذ ها یکی شدن. هری دقیق تر نگاه کرد.اون یه نقشه بود. هری:باید این نقشه رو دنبال کنیم. رون:من میخوام بخوابم.فردا شروع کنیم هری:خیلی خوب آقای خوابالو هری و هرماینی داخل سالن عمومی موندن و درس خوندن و رون رفت بخوابه. *** هری و رون و هرماینی روی چمن ها دراز کشید بودن. اون طرف الیزابت و فلیکس هم دراز کشیده بودن(فلیکس نمیره صلوات🤣) اعصاب هری خط خطی بود(خدا رحم کنه😂)میخواست بره و با فلیکس چشم تو چشم بشه اما به خودش یاد آوری کرد:به من چه بالاخره فلیکس و الیزابت رفتن و اعصاب هری به حالت عادی برگشت. هرماینی:به نظرتون اون نقشه چی میتونه باشه؟ هری:نمیدونم رون:من که درستش نکردم بعد از یه مکالمه طولانی درباره درس به سالن عمومی برگشتن.
پارت میدئ!؟ ♡♡♡ دادم
https://eitaa.com/RIP_Cedric/1707 ما که از خدامونه ♡♡♡ 👍
پارت میدی ♡♡♡ فعلا اونی که دادم رو بخون