eitaa logo
🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
53 دنبال‌کننده
670 عکس
305 ویدیو
0 فایل
اینجا!؟ یه کانال مخصوص پاترهدها… ⚡ برای کسایی که هنوز با دنیای جادویی هری پاتر زندگی می‌کنن 🖤 کپی؟نه اصلا❌ عضو بشین با هم بریم هاگواتز📚
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/RIP_Cedric/1800 اینجا ♡♡♡ به به🥺✨
لونا پارت بده
پاترهدا کپی ممنوعه
رمان راز مخفی پارت نوزده رون:من دارم دیونه میشم.نمیشه یه وقت دیگه این تکالیف رو بنویسیم؟ هرماینی:نه هری:فک کنم خیلی دوست داری توسط اسنیپ تنبیه بشی رون:معلومه که دوست ندارم اما این تکالیف خیلی زیادن هرماینی:رون خفه شو نمیتونم تمرکز کنم رون سرش رو کوبید روی میز. هری:این کار کمکی نمیکنه فقط باعث میشه مجبور بشی به درمانگاه بری و باید بهت بگم که اسنیپ حتی اگه مرده باشی هم تکالیف رو میخواد. رون سرش رو بلند کرد قلم رو گرفت دستش و مشغول نوشتن شد. *** بعد از تموم کردن تکالیف در حالی که خمیازه میکشیدن رفتن که بخوابن. هری لباساش رو عوض کرد و به تختش رفت.خواب عجیبی دید. کودکی در بغل مادرش بود و به همراه پدرش وارد خونه ای شدن. پدر و مادرش در حالی که غم از چهره ها شون تشخیص داده میشد وارد خونه شدن.هری نتونست اتفاقات بعد از ورود به خونه رو ببینه چون رون از بالای سرش گفت:پاشو هری!
رمان راز مخفی پارت بیست هری و رون و هرماینی رفتن تا ناهار بخورن.سر میز جغد روزنامه هرماینی رو آورد. هرماینی:بازم این چرندیات.یه خبر به درد بخور ننوشته رون:به نظر من دیگه این روزنامه ها رو نخون.مگه وقت اضافه آوردی؟ هرماینی جوری به رون نگاه کرد که رون با ترس گفت:ب..ببخشید بعد از خوردن صبحانه رفتن به سمت کلاس پروفسور مک گوناگال. _من میخوام که شما بیشترین تلاشتون رو بکنید تا این کبریت رو به سوزن تبدیل کنید. بعد از کلی تلاش فقط کبریت هرماینی کمی تغیر کرده بود. *** بعد از چند تا کلاس دیگه و یکم استراحت به سمت کلاس پروفسور اسنیپ رفتن. پروفسور اسنیپ:دیر کردید پس پنج امتیاز از گیریفیندور کسر میشه. هری میخواست چیزی بگه اما پروفسور اسنیپ گفت:همین الان بشینید وگرنه پنج امتیاز دیگه هم از گیریفیندور کسر میشه. هری و رون در حالی که زیر لب به اسنیپ ناسزا میگفتن رفتن و نشستن. بعد از اینکه مثل همیشه نویل معجونش رو خراب کرد و ده امتیاز از گیریفیندور کسر شد بالاخره تونستن برن بیرون.
1اگه جای هری پاتر بودم زود آدم هارو قضاوت نمیکردم ۲.اگه جای هرماینی گرنجر بودم کسایی که بهم میگفتن گندزاده میزدم ۳.اگه جای رونالد ویزلی بودم به دوستم حسودی نمی کردم ۴.اگه جای دراکو مالفوی بودم انقدر به دیگران توهین نمی‌کردم و هری رو تنها نمی زاشتم ۵.اگه جای سوروس اسنیپ بودم بهتر هری از اول میگفتم خیلی دوسش دارم و باهاش بد رفتاری نمیکردم ۶.اگه جای آلبوس دامبلدور بودم تلاش نمیکردم هری بمیره ♡♡♡ چقدر شبیه منی✨ من سر اینکه دامبلدور به هری نگفته بود قراره بمیره خیلی عصبانی شدم
حتماً 😎 فقط هرماینی رو عوض می‌کنیم: ۱. اگه جای هری پاتر بودم... هیچ‌وقت تسلیم نمی‌شدم، حتی اگه همه علیه من بودن. ⚡ ۲. اگه جای هرماینی گرنجر بودم... هیچ‌وقت نمی‌ذاشتم کسی از من باهوش‌تر به نظر بیاد. 😌📚 ۳. اگه جای رونالد ویزلی بودم... کنار دوستام می‌موندم و هیچ‌وقت هری رو تنها نمی‌ذاشتم. ❤️ ۴. اگه جای دراکو مالفوی بودم... هیچ‌وقت مرگخوار نمی‌شدم. 🐍🖤 ۵. اگه جای سوروس اسنیپ بودم... هیچ‌وقت آلبوس رو نمی‌کشتم و با نارسیسا پیمان ناگسستنی نمی‌بستم. 🖤 ۶. اگه جای آلبوس دامبلدور بودم... تا آخرین لحظه برای نجات هاگوارتز می‌جنگیدم. 🧙‍♂️✨ ☆☆☆ واو🥺✨
رمان راز مخفی پارت بیست و یک بعد از اینکه از کلاس اسنیپ اومدن بیرون سه تایی رفتن کنار رودخونه تا یکم استراحت کنن. از شانس بد هری فلیکس و الیزابت دقیقا همون موقع زیر یه درخت کنار هم نشسته بودن. هری به خودش گفت:اگه با فلیکس دعوا کنی تنبیه میشی بعدشم به تو چه ربطی داره که اونا هم دیگه رو دوست دارن؟ هری در حالی که سعی میکرد چهره اش عصبی نباشه کنار رودخونه نشست. رون:این سه روز دیگه پیش اسنیپ کلاس نداریم هری:بالاخره آرامش هرماینی:باید بهتون بگم که اسنیپ یه لیست بلند بالا تکلیف بهمون داده و باید بنویسیم شون رون:هرماینی بزار یکم آرامش داشته باشیم. هری در حالی که به آرامش داشتن فکر میکرد به فلیکس زل زده بود. هرماینی:هری تو مشکلت با فلیکس چیه؟همیشه یه جوری بهش زل میزنی هری:هیچی.من با فلیکس مشکلی ندارم بعد نگاه تهدید آمیزی با فلیکس انداخت و روی چمن های کنار رودخونه دراز کشید.