رمان نیروی جمعی
#پارت_ده
وقتی هری وارد خانه شد،با استقبال گرم دوستانش رو به رو شد.هرماینی گفت:"چی شد؟؟"رون گفت:"چی بهت گفت؟!چی بهش گفتی؟گفت دوستت داره؟چی شد؟چی کار کردین؟؟"هری گفت:"ولم کنین."رون با لحن کم و بیش خوشحالی گفت:"پس خوب پیش نرفته!"هری چیزی نگفت،نمی خواست برگردد تا اشک هایش معلوم شوند.هرماینی محکم به رون سیلی زد و گفت:"نمی بینی حالش بده؟!" رون گفت:"آخ!من که چیزی نگفتم!"رون و هرماینی دعوا را از سر گرفتند و هری بی صدا از جلویشان عبور کرد.
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی دنیای هری پاتر..❤️
#ادلیلی