eitaa logo
🪄✨Harry Potter | هری پاتر✨🪄
52 دنبال‌کننده
753 عکس
404 ویدیو
0 فایل
اینجا!؟ یه کانال مخصوص پاترهدها… ⚡ برای کسایی که هنوز با دنیای جادویی هری پاتر زندگی می‌کنن 🖤 کپی؟نه اصلا❌ عضو بشین با هم بریم هاگواتز📚
مشاهده در ایتا
دانلود
۶۰ تاییمون کنیدددددددد
رمان راز مخفی پارت بیست و شیش هری چشماش رو باز کرد. اون داخل به خاطره بود. به دور و برش نگاه کرد. اون خونه به طرز عجیبی آشنا بود. به اون طرف خونه نگاه کرد. پدر و مادش اونجا نشسته بودن یه بچه در بغلشون بود. هری انتظار داشت اون بچه خودش باشه اما وقتی پتو کنار رفت دختری دید. موهای آن دختر قرمز بود. درست مثل لیلی پاتر. زیبایی صورتش وصف ناپذیر بود. مادرش گفت: ما نمی تونیم الیزابت رو پیش خودمون نگه داریم. ممکنه اتفاقی براش بیفته. صحنه عوض شده. پدر و مادرش جلوی به خونه وایساده بودن و اون دختر تو بغلشون بود. وارد خونه شدن. لیلی : سلام کلارا اسمیت : سلام جیمز: یه خواهش از تون داشتیم میتونید الیزابت رو نگه دارید؟ لیلی :پیش خودتون بزرگش کنید و اگه ما نیومدیم اون رو ببریم بدونید دیگه نمیایم جیمز: لطفا بهش نگید به خانواده دیگه داره کلارا اسمیت: اما چرا؟ جیمز:هیچکس نباید بفهمه که اون بچه ماست. خطر بزرگی ما رو تحدید می کند و ما نمی خوایم الیزابت آسیب ببینه لیلی الیزابت رو به کلارا میده و رو بر می گردونه چشماش پر از اشک شده لیلی و جیز با هم بیرون میرن . صحنه عوض میشه. کلارا کنار خونه نیه ویران لیلی و جیمز وایساده ، اشک از چشماش سر از پر شده. جک کنار کلارا و امیسته . کلارا اسمیت : باورم نمیشه لیلی و جیمز مردن . اون بچه ها یتیم شدن جک اسمیت:بیا بریم عزیزم دیگه نمی شه کاری کرد. کلارا اسمیت :الیزابت و هری یتیم شدن. ما می تونیم هری رو ببریم و کنار الیزابت بزرگش کنیم جک اسمیت:نمی تونیم کلارا اسمیت : چرا؟ جک اسمیت: خیلی خطرناکه هر دو با چهره هایی غمگین به سمت خانه و حرکت کردن. هری تکانی احساس کرده به جلو نگاه کرده کتاب هنوز جلوش بود احساس میکرد شوک بزرگی بهش وارد شده. الیزابت خواهرش بود
زیادمون کنید