eitaa logo
🩵رَهِ نورِ آسمانیِ بی‌نشان☁️🪽
1.1هزار دنبال‌کننده
638 عکس
505 ویدیو
25 فایل
شهید ابراهیم هادی میگفت: مشکل کار ما اینکه ! برای رضای همه کار می‌کنیم،به جز خدا ... 🕋 کپی؟!به جزء روزمرگی و دست‌نویس‌ها،حلالت صلوات برای ظهور و سلامتی مولامون و همچنین شادی روح شهید(هادی) بزرگوار فراموش نشه🩵 https://eitaa.com/98646849/13 : شنوای شما
مشاهده در ایتا
دانلود
آنچه که خواهید خواند ، ۵ برش از کتاب «پسرک فلافل فروش» ؛ خاطرات شهید محمدهادی ذوالفقاری میباشد. 🩵 رهنور اطهار 🩵
به گزارش مشرق، محمدهادی شدیدا مراقبت چشمش بود. چه زمانی که نوجوان بود و در فلافل‌فروشی جوادین کار می‌کرد و چه زمانی که مهاجرت به نجف کرد و برای لوله‌کشی به خانه برخی اهل نجف می‌رفت، مراقب چشمش بود. 🩵 رهنور اطهار 🩵
آن اواخر اقامت در ایران که در حوزه علمیه حاج‌ ابوالفتح خان درس می‌خواند، رفتم دیدنش. موقع برگشت قرار شد با هم برگردیم. در مسیر برگشت چند خانم بدحجاب را دید، با صدای بلند گفت خواهرم حجابت را حفظ کن. در مسیر گفت: «دیگر از اینجا خسته شده‌ام. این حجاب‌ها بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد. بعد از سفر کربلا دیگر دوست ندارم توی خیابان بروم. من مطمئنم چشمی که به نگاه حرام عادت کند، خیلی از چیزها را از دست می‌دهد. چشم گناهکار لایق شهادت نمی‌شود». 🩵 رهنور اطهار🩵
این اواخر وقتی می‌آمد ایران، در خیابان‌ها احساس راحتی نمی‌کرد و چفیه‌اش را روی صورتش می‌انداخت. می‌گفت: «از وضعیت حجاب خانم‌ها خیلی ناراحتم و در رفت و آمدها نمی‌توانم سرم را بالا بگیرم». معتقد بود اگر به نامحرم نگاه کند، از لحاظ معنوی خیلی عقب می‌افتد و راه شهادت بسته می‌شود. 🩵 رهنور اطهار🩵
یک روز با هم از سامرا رفتیم بغداد. از من پرسید: «وضعیت حجاب در بغداد چطور است؟» گفتم: مثل تهران. گفت: «برای رسیدن به شهادت باید از خیلی گناهان گذشت. باید مراقب چشم خودمان باشیم تا توفیق شهادت را از دست ندهیم». بعد چفیه‌اش را روی صورتش انداخت. در کل مدتی که بغداد بودیم، همین طور بود تا اینکه از شهر به سمت نجف خارج شدیم. 🩵 رهنور اطهار 🩵
📍همه این ها رو ارسال کردم‌ تا‌‌ ، برسیم به این تیکه ی آخر
در بخشی از وصیتنامه شهید آمده است: «از خواهران می‌خواهم که حجاب‌شان را مثل حجاب حضرت زهرا(س) رعایت کنند، نه مثل حجاب‌های امروز، چون این حجاب‌ها بوی حضرت زهرا(س) نمی‌دهد». 🩵 رهنور اطهار 🩵
من وقتی آبی میبینم از خود بی خود میشم😅. امروز اومدم بانک ملی حساب باز کردم ، بعد کارت رو که تحویلم دادن ، یهو ناخداگاه، ذوق کردم و گفتم وایی این چه خوشگله🥲 بعد اون آقایی که کل فرایند صادر کردن کارت بنده رو ، انجام داده بودن ، تعجب کردن بلند شدن وایسادن ببینن بنده برا چی یهو انقدر ذوق کردم بعد یکی از همکاراشونم که شدت ذوق بنده رو دید گفت برا کارت ما ذوق کردی؟! گفتم بله . گفت اولین باره یکی اینجوری برا کارت ما ذوق میکنه . منم همین جوری که خجالت کشیده بودم از رفتار خجالت اور خودم ، که نتونسته بودم ذوق خودمو از دیدن رنگ آبی مخفی کنم ؛ گفتم آخه رنگ مورد علاقه ی من آبی هستش . خندیدن و گفتند مبارکتون باشه . ولی همچنان هم خجالت زده ام . 🩵 رهنور اطهار🩵
🌱با ما اگه دشمن بشه تمام زمانه ، این مملکت ، مملکتِ امام زمانِ .✨️ رهنور اطهار🩵
گاهی ما فکر می‌کنیم اگر یک فرد از زندگی ما حذف بشود ، جان خواهیم داد ؛ اما بعد از حذف شدن اون فرد ، متوجه می‌شویم که نه تنها جان ندادیم ، بلکه زنده تر شدیم . و این است که می‌گویند ، هر کار خدا حکمتی در آن نهفته دارد که ما یا بعدا حکمت آن را متوجه خواهیم شد ، یا که کلا قادر به متوجه شدن آن نخواهیم بود . شکر که دِگر ندارمت و شکر که دِگر ندارمت و شکر که دِگر ندارمت و هزاران سجده ی شکر که دِگر ندارمت . باشد که دِگر رفته ای ، از خاطر و جانم . باشد که شدی عامل ، بیداری نبض مرده ی ایمانم . باشد که مُردی و شدم تازه تَولد . باشد که آمدنت خیر نبود و رفتنت ، خیر شد برایم . 🩵 رهنور اطهار🩵
" ألا یا أهل العالم انا المهدی " کاش زودتر این صدا ،گوش هایمان را نوازش دهد و قلب هایمان را پر از شوق کند . رهنور اطهار🩵