«به علی شناختم من،
به خدا قسم خدا را…»
شهادت مولای متقیان، امام علی(ع) تسلیت 🖤
📍@RhnvrAthar
🩵رَهِ نورِ آسمانیِ بینشان☁️🪽
🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷 🦋قرائت روز بیستم ماه مبارک 🤲🏻✨️ 🦋حزب 20✨️ : از آیه ی 114 سوره نساء تا آیه ی 147 سور
🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷
🦋قرائت روز بیست و یکم ماه مبارک 🤲🏻✨️
🦋حزب 21✨️ :
از آیه ی 148 سوره نساء
تا
آیه ی 176 سوره نساء
🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷🩵🩵🩵🩵🩵🩵🔷
رهنور اطهار🩵
الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج🦋🩵🌱
1 صلوات برای سلامتی و تجعیل در ظهور مولا
1 صلوات برای شادی روح مدیر گروه ما یعنی شهید ابراهیم هادی
و 1 صلوات برای شادی روح رهبر شهیدمون 😭و مهشور شدنشون با جد بزرگوارشان امام حسین (ع)
و 1 صلوات برای موفقیت و سلامتی رهبر جدیدمون
بفرستید
🦋اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
00♡00
میدونین جالب کجاست اینکه چند وقت قبل از برگشت آقای سبز اون موقع که روحم خبر نداشت که قراره بعد ۶ ماه سر و کله اش پیدا بشه...
من داشتم با دختر عمه ام درد و دل میکردم
یهو گفتم به نظرت میشه اونقدر دوسم داشته باشه که بعد جداییمون اومده باشه و منو از دور دیده باشع! ؟
مثل این فیلم ها که وقتی پسرا عشقشون رو از دست میدن انجام میدن!🥲
دختر عمه ام گفت فکر نکنم اما خب شایدم اومده باشه اما فکر نکنم .
بعد به دختر عمه ام گفتم ولی اگر واقعا اومده باشه یعنی واقعی دوسم داشته ها 🥲...
و وقتی دیدم بعد اینکه سر و کله اش باز پیدا شد یهو خودش اعتراف کرد و قند تو دلم آب شد 🥺
داشتم بال در میآوردم چون چند باری حستش کرده بودم .
ولی خب وقتی خودش اعتراف کرد اونقدر ناراحت و بی اعتماد بودم بهش که حس،واقعی مو مخفی کردم ازش .
مجبور بودم منطقی رفتار کنم 🥲
#دلنوشته🩵
رهنور اطهار🩵
و میگم چون بهش اعتماد نداشتم دوباره بعدا ازش پرسیدم و گفتم باور نمیکنم که اومده باشی و منو دیده باشی از دور🥲
جوابشم تو عکس بالا ببینید.
گاهی آدم ها اکثرا به اشتباه فکر میکنن که وقتی یه پسر گریه میکنه یعنی بچه است
اما نع اتفاقا وقتی یه پسر گریه میکنه به نظرم اوج مردونگیشه چرا !؟
چون احساساتش اونقدر شدید و عمیق شدن که دیگه قلبش تحمل حمل بار سنگین شدید حس رو نداره و اونو میریزه بیرون
اگر دیدین یه پسر بخاطره شما وقتی احساساتی میشه گریه میکنه
نزارین پای بچه گیشا
بزارید پای اوج احساست
واقعیش و مرد بودنش🥺😅🥲
این آقای سبز وقتی برای اولین بار بنده رو توی تماس تصوری
و یا حتی وقتی برای اولین بار بنده رو حضوری هم دید
عین ابر بهار اشک میریخت
چیزی نمیتونست بگه
فقط زل زده بود بهم و ناخدا گاه اشکاش جاری میشد
و یهو تو هر دو مورد وقتی به خودش اومد انگشت هاشو گذاشت رو چشمش تا نبینم گریه هاشو
من که سر اولین دیدارمون انقدر گریه میکردم که بنده خدا میگفت بخدا اگر میدونستم قراره انقدر گریه کنی نمیومدن ببینمت😂
منم گفتم از سر ناراحتی نیست از شدت دوست داشتن و شوکه شدنه
خدایی باورم نمیشد که جلوم وایساده بود
از زور شوق گریه میکردم ...
#دلنوشته🩵
رهنور اطهار🩵