؛
خندیدم و درحالی که کیک را داخل فر میگذاشتم، گفتم:«شیرینی تولد باباست»
نگاهم به پنجره گره خورد. هنوز تا آمدن سید مانده بود. سمت اتاقم حرکت کرد. گوشی روی میز عسلی بود. برش داشتم و انگشتانم را روی اعداد حرکت دادم. میخواستم ساعت دقیق آمدنش را بپرسم. آخر قرار بود بچهها با این کیک خوشمزه سورپرایزش کنند و دور هم جشن بگیریم. موهایم را پشت گوشم انداختم. در دسترس نبود. نفسم را محکم بیرون دادم.
لب زدم:«حتما باز هم جلسه هست»
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران | #بزودی
اپیزودبیستوسوم | شهیدمصطفویسید محمد مصطفوی.mp3
زمان:
حجم:
6.5M
[ تولدبیپایان ]
دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق
ــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ
کاری از بروبچِ پشتصحنهی
رادیوماھِحرم 🇮🇷 .
#روایت_خونین | #جان_فدای_ایران
- رادیوماھِحرم .
[ تولدبیپایان ] دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق ــــــــــــــ
؛
راستی ، مثل همیشه برامون کامنت بزارید .
https://daigo.ir/secret/11652656318