eitaa logo
شـعا؏🇵🇸
16 دنبال‌کننده
180 عکس
44 ویدیو
7 فایل
اینجاشاید؛ کنجی باشد برای فکر،برای شعاع هایی که به ذهن خطور می کند.و برای‌ صعود و رسیدن به مقصد. مقصدی که انتهایش، نور است. https://daigo.ir/secret/61192961646
مشاهده در ایتا
دانلود
عمویی گفت و دستش را کشید و سوی میدان رفت یتیمی... چو سوی شاه مظلومان بیامد تیغ نامردی سپر شد دست عبد الله و یا اماه بر لب بود
شـعا؏🇵🇸
مردی که مادرش تراز تربیتش کرده. و تمام خط کش های نظام هستی و خلقت و آفرینش رو بهش اموخته اینطور فکر خواهد کرد. و چقدر همچین مردی یه مرد ترازه برای محبوبش و برای خانواده...
مدرک؟ زنانی که پس از مرگ همسرانشون زندگی رو پر قدرت ادامه می دن و کمرشون از داغ و تنهایی خم نمیشه. و مردانی که پس از مرگ همسرانشون افتاده و قد خمیده میشن. کم کم از کار می افتن و سر آخر زود در برابر زندگی تسلیم میشن.
از حضرت امیر سلام الله علیه آماده است که فرمود: «سینه‌ی عاقل مخزن راز اوست، گشاده رویی دام محبت و تحمل آزار دیگران پوشاننده عیب انسان است..». نهج البلاغه
ترکیبی از کاریزما، عملگرایی، واقع بینی، منطق، اصالت، لطافت روح و رقت قلب... همه در یک جا(ن)
حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم؟
آشفته ام به گیسوی آشفته ات حسین می میرم از بلای تو یا ایهاالغریب لعنت به آن کسی که سرت را بریده است در پیش بچه های تو یا ایهاالغریب تنها شدی و پیروهنت پاره پاره شد ای جان من فدای تو، یا ایهاالغریب
اصلا همه اش تقصیر خودم است. تقصیر منی است که خیلی از دیگران انتظارات دارم. چرا باید انتظار داشته باشم یک (من) همیشه گوشه ذهنشان باشد و همیشه یک توجهی داشته باشند به من؟ باید بپذیرم که فراموش شدنی ام و فراموش می شوم باید بپذیرم و انتظار نداشته باشم. از هیچ کس از هیچ کجا از هیچ نفر.. این را باید بپذیرم که فقط می توان از خدا و شما انتظار داشت آقای امام حسین باید بپذیرم این را... این ر‌ا که اصل توحید را می رساند. امام حسین علیه السلام شما امشب به من درس بزرگی دادید. کمک کنید بیشتر تمرینش کنم و خودم را از همه وابستگی ها و انتظاراتم جدا کنم. ۱۴۰۵/۴/۳ شب عاشورا مسجد امام حسن عسکری علیه السلام، زینبیه، آخر مجلس گوشه کنار بخاری بزرگ قرمز
آدم هایی که ته سیاست دنیا هستند. آدم های.... بدی نیستند. خوب هستند اتفاقا اما نمی توانی بگویی با آنها احساس راحتی می کنی. درست است، تکذیب نمی کنم با خیلی ها نمی شود احساس راحتی کرد اما با سیاست مدار ها هیچ جوره نمی توان. یک جوری که می فهمی باید در مواجهه با آنها دست و پایت را جمع کنی. باید زیپ های کیسهٔ روح سر ریز از احساسات و خودت را جمع کنی ببندی و چیزی از درونت درز نکند.
دست خودشان نیست و نبوده. از یک جایی به بعد تصمیم گرفته اند که اینطور بشوند یا شاید هم خود به خود روی حالت «سیاست در حد اعلا» رفته اند. به خاطر ظلم زمانه. به خاطر سخت گرفتن روزگار بهشان. به خاطر کودکی پر از رنج و در یک کلمه به خاطر تروما