خدایا،
این قدمهای کوچک را
مقدمهٔ یک عمر مأنوس بودنشان
با قرآن قــــــــــــــــــــرار بده… 🌱🤲🏻✨
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف| @Rafiff
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنيَانٌ مَّرْصُوصٌ✨📖
خداوند کسانی را دوست دارد که در راه او صفکفکشیده میجنگند، گویی بنایی آهنین و محکماند!.🌸
[ سورهٔ صف، آیهٔ ۴ ]
#آیه_تراپی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف| https://eitaa.com/Rafiff
مامانم: دخترم بره خانه قرآن، قرآن حفظ کنه
دخترش : 🦦
#عکس_یهویی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف | @Rafiff
رفیقِ تمام لحظات زندگی....؛
مسیر نورِ زندگیام...؛
بلاخره رسیدم به آخرش...؛
آخرین صفحه از سوره بقره...!🌻🌱
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف| https://eitaa.com/Rafiff
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزیزان من !
با قرآن انس داشته باشید. 📖✨
#رهبــر_شهید #شهیدالقرآن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف| https://eitaa.com/Rafiff
رَفِــیــفْ | Rafiff✨🌿
دوسال پیش...؛⏮️
ایام فاطمیه بود...؛🏴🏴
خانه قرآن ما مراسم داشت...؛
شب آخر..؛
همه رفته بودن و فقط من و استاد و یکی از دوستام مونده بودیم...؛👥
دقیقا یادمه اون شب رو...؛👀❤️🔥
تازه اونروزش عصر صفحه ۱۲ رو تموم کرده بودیم!
هوا خیلی خنک بود....؛🌬️
مراسم هم خیلی خیلی خوب و به یاد موندنی برگزار شد و خلاصه که ما سه تا خسته رفتیم نشستیم پشت میز که ماشینرو بیارن و استاد مارو برسونه خونه...؛
اونشب کسی نبود و خودش منرو رسوند خونه...؛🔮🌷
نشسته بودیم...؛🧸🕯️
داشتیم حرف میزدیم و از هر دری میگفتیم؛🗣️
یه دفعه همینجور که استاد محووو خاطراتش شده بود و داشت تعریف میکرد قرآنش رو باز کرد و یه صفحه آورد که پررر از گلبرگ 🍁های زرد کوچولو بود...؛
گفت اینارو یادگاری و خاطره از مشهد دارم...؛😍🥹
و در کمال مهربونی و مهربونی و مهربونی میخواست به من و دوستم بده؛🥲🫣
اما...
اما...
استاده دیگه؟! 😁
نمیتونه بزاره ما آسوده و راحت چیزیو به دست بیاریم...؛😬
گفت آیه اول صفحه ۱۳ رو حفظ کنید زود، هرکدومتون حفظ کرد بهش میدم...؛😅👻
ماهم که از خدا خواسته با وجود تمام خستگی و گرسنگی و ...... به خاطر انرژی و با ارزش بودن و دوست داشتن هدیه هایی که استاد بهمون میده این آیه اول رو حفظ کردیم...!✨⛅
{ وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ} بقرة - 84
و خوندیم براش و دوتا گلبرگ کوچولو به من و دوتا به دوستم داد...!🍁🍁
اونشب یکی از به یاد موندنی ترین شب های زندگیم بود...؛🫀👀
آخه هنوز داستان تموم نشده...؛😁
ادامه داستان از اون جایی قرار بود که وقتی ساعت ۱۰:۴۵ دقیقه جمع کردیم و رفتیم من و استاد سوار ماشین شدیم دیدیم بلهههههه؛😐
چیشده؟!🤔
هیچی مشکلات بخشی از زندگیه دیگه
ماشین استارت نمیخورد روشن بشه 🛠️
واکنش استاد؟! 😏🙄
گفت فدا سرت بلوتوث وصل شو میشینیم همینجا تو ماشین تا روشن بشه😂💦(آخر هم فک کنم ماشین فهمید استاد لجباز تره خودش کوتاه اومد روشن شد)🌚
هیچی دیگه ما تقریبا ۱ ربع تو ماشین بودیم باز داشتیم حرف میزدیم و به فایل های صوتیِ 🎵پخش شده در بلوتوث ماشین گوش میدادیم که دیگه ماشین بلاخره درست شد و استاد من رو رسوند خونه....!🚗🚶🏻♀️
#خاطرات_سال_حفظم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف| https://eitaa.com/Rafiff
بچه ها لطفاً نفری یه سورهٔ حمد بخونیــــد.🍃✨
برای آرامش دل یه خونواده ای که عزیزشونو از دست دادن❤️🩹.....
تو این لوکیشن خانه قرآن، محاله هر کدوم از حفاظ حتی خوده استاد گلزادگان، حداقل ده تا عکس با این آینه نداشته باشن🦦
#عکس_یهویی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🦋رَفِــیــف | @Rafiff