eitaa logo
•رَجآء؛•
51 دنبال‌کننده
47 عکس
21 ویدیو
2 فایل
« هــُــــوالمـُعـِز » . . . مَن عَشِقَ فکَتَمَ وعَفَّ فماتَ ، فهو شهید:) رَجٰاء؟ امید، آرزو🤍..>> معرکه‌ی‌مضحکی‌ست‌ ، هرچه‌در‌ او‌ییم‌خلاصه ... ″•اندک نوشته‌های یک دانشجو•″ @Rajaa0128 من؟ فرکانسِ دل (مکمل چنلِ رجاء)👇🏻 https://eitaa.com/Fr_del_raja128
مشاهده در ایتا
دانلود
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ! یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ ... یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَال
حَوِل حالنا بظهور الحجه...
توی تقدیر ما امسال بنویس فقط حرم. •رَجآء؛•
اَیْنَ الطّاٰلِبُ بِدَمِ المَقتُولِ بِکَربَلٰآءَ... •رَجآء؛•
هدایت شده از E Abankah
ای منحصر به فردترین پادشاه خلق نوکر برای سود و زیانش نمی‌خری
هدایت شده از E Abankah
مردم برای آخر سالی پی سفر من هم به فکر اینکه مرا کربلا بری:)
" صبر " بزرگترین امتحانِ زندگی ماست : ) •رَجآء؛•
ای دل ! صبور باش بر احداث روزگار نیکو شود به صبر، سرانجام کار تو •رَجآء؛•
هدایت شده از گاه گدار
خدا خودش در میدان است جنگ رمضان. جمعه. روز بیست و یکم جنگ. ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ قم. این کلیشه همه سال‌های گذشته ما بود که سال تحویل، در خیابان روبه‌روی حرم باشیم، چه در قم و چه در مشهد، و بعد از دنگ دنگ ساعت و اعلام خبر تحویل سال، هیس هیس بگوییم تا از بین صدای جمعیت، صدای آقا را بشنویم که عید را بهمان تبریک می‌گوید و درباره سال جدید حرف می‌زند و شعار سال اعلام می‌کند. امسال ولی توی خانه ماندیم، تحویل سال آقا را کم داشت. بچه‌ها عکس آقا را آوردند و گذاشتند کنار سینی چای افطار و با صدای مجری که متن پیام نوروزی آقا مجتبی را می‌خواند، سال را نو کردیم. ۱۴۰۴ چقدر سال غریبی بود: جنگ، چالش‌های اقتصادی، قیمت عجیب دلار، خون‌بارترین فتنه این سال‌ها و باز جنگ. دست خدا نگه‌مان داشت والا ذره‌ای از این بلاها، هر ملتی را سرنگون می‌کند. امروز قم ماندم. مجموعه‌ای از پیگیری‌ها را باید انجام می‌دادم. پیام می‌دادم به کسانی برای نوشتن متن یا هماهنگی برای مصاحبه. تلاش کردم ولی آدم‌ها در دسترس نیستند این روزها. شب با بچه‌ها و بچه‌های همسایه رفتیم برای راهپیمایی. هر بار که می‌افتیم در سیل جمعیت، به بچه‌ها می‌گویم «ببین چقدر جمعیت زیاده!» هر بار انگار هیجان‌زده می‌شوم از این پای کار بودن و خسته نشدن، هر بار دیدن این حجم از آدم‌ها برایم تازه است. بیست شب است که ما در خیابانیم. همه‌مان کار و زندگی داریم، گرفتاری داریم، طلب وصول ‌نشده داریم، برنامه عقب افتاده داریم، نگرانی مالی داریم، خستگی از کار روزانه داریم، مریضی و کسالت داریم، خیال نگران داریم اما با این‌حال به شکل غیر قابل تحلیلی همه پای کار نگه‌داشتن خیابان به نفع انقلابیم. خبر دارم که بعضی از آدم‌هایی که سرشان توی کتاب بوده و درس جامعه‌شناسی و سیاست خوانده‌اند، حالا این روزها در تحلیل چیزی که دارد در همه جغرافیای ایران رخ می‌دهد، بی‌پاسخ مانده‌اند. با دو دوتا چهارتای کلاس‌های دانشگاهی، کاری که مردم می‌کنند جور در نمی‌آید. این را هم می‌دانم که مسئولین و فعلالین فرهنگی در کشور، نگران تاب‌آوری مردم در خیابان هستند. نگران افت جمعیت، نگران خستگی، نگران تکراری شدن حضور برای مردم هستند. این دغدغه را در جلسات مختلف و از آدم‌های مختلف شنیده‌ام. دل من البته فقط به یک چیز گرم است. آقا در یکی از سخنرانی‌‌های اخیرش گفته بود: «خدا مردم را مبعوث خواهد کرد» حالا وقتی کار دست خداست، وقتی مردم با خدا هم تیم شده باشند، این نگرانی‌ها دیگر جایی ندارد. کار را ما مدیریت نمی‌کنیم که بخواهیم نگران باشیم. خدا خودش در میدان است. . «محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh
هدایت شده از نوکری
نه مرگ آنقدر ترسناک است نه زندگی آنقدر شیرین است که انسان برای این دو شرفش را بدهد @nookaari