﷽
⚠️ شیعیان تا کی حضرت به خاطر اعمال ما در زندان غیبت بمانند ⁉️بس نیست ۱۲۰۰سال غریبی❗️ بست نيست گریه های مهدی به خاطر اعمال ما⁉️
❇️ بیدار شویم و زمینه ظهور مولایمان، آن کسی که واسطه همه ی فیض های این دنیا و اخرت ماست را فراهم کنیم .
❌به این فکر کردید با فراهم نکردن زمینه ظهور و با گناهانمان چگونه میتوانیم فردای قیامت سر بلند کنیم بگوییم ما شیعه بودیم ⁉️
💥 بس از خواب غفلت بس است این تنهایی بس ست...
✅ بیدار شویم و بیدار کنیم دیگران را
ما عبید و عبد دنیا گشته ایم،غافل از مهدی زهرا گشته ایم؛💚🌱🕊
#اَللَّھُـمَّعَجِّـلْلِوَلیِّڪَألْـفَـرَج
#تلنگرانه
به قولِ شهید ابراهیم هادی :
هر کسی ظرفیت مشهور شدن رو
نداره ، از مشهور شدن مهمتر اینه
که آدم بشیم . . !
ـ ـ ـ ــــــــ⊰𑁍⊱ــــــــ ـ ـ ـ
یادتنرودبانو ،
هربارڪہازخانهپابہبیرونمیگذارۍ؛
گوشہچادرترادستبگیروآرامزیرلببگو:
هـذهامانتڪأُمّۍفاطمةالزهراء
اینامانتمادرمزهراست🐚!(:
- نمازِ ساده شبِ نهم ماهِ رجب:
جنابِ سلمان از رسولِ خدا صلّی الله علیه وآله
نقل می کند که فرمود: هرکس در شبِ نهمِ ماهِ
رجب دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعت ۱ بار
حمد و ۵ بار سوره تکاثر، از جایگاهش برنمی خیزد
مگر آنکه آمرزیده می شود و ثوابِ صد حجّ و صد
عُمره به او داده می شود و هزار رحمت بر او نازل
می شود و خداوند وی را از آتش ایمن می گرداند
و اگر تا هشتاد روز بعد از آن بمیرد، شهید از دنیا
می رود.
|البلدالأمين،ص۱۶۸|
#اعمال
#رجب
{🕊🖤}
- توبهکردمکــهدگرشعرنگویمزفـراق …
روضــهخوانگفـتحسیــنتوبهٔماریـختبههـم:)💔
#بیو
#امام_حسین♡
#شایدتلنگࢪ✨!'
آید؎:مذهبۍ
بیوگرافۍ:مذهبۍ
اسمِپُروفایل:مذهبۍ
عڪسپُروفایل:مَذهَبۍ
دلتچہجوریہحاجۍ؟!
ذهنتڪُجاهامیرھ؟!
برا؎ڪیڪارمیڪنۍ؟!
دلشُدھجا؎نامحرم؛
ذهنشُھفتڪرڪردنبہگُناھ..؟
ڪُجادآر؎میر؎؟!
باخودتڪهرودربایستۍندار؎!
میدونےیھنفرمنتظرھتابراشدعـاڪنےڪهزودتربیاد!..(:
بشیندونہدونہگُناهاتوازخودتدورڪُن!
#ڪجاداریممیریم؟!
#دعای_سلامتی_امام_زمان_عج
🌱 بِسم اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم 🌱
۞اَللّهُمَّ۞
۞کُنْ لِوَلِیِّکَ۞
۞الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ۞
۞صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ۞
۞فی هذِهِ السّاعَه وَفی کُلِّ ساعة۞
۞وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً۞
۞وَعَیْناً حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ۞
۞طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها۞
۞طَویلا۞
*#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
🌸اقراء
یه بچه بسیجی بود خیلی اهل معنویت و دعا بود...
برای خودش یه قبری کنده بود.
شب ها میرفت تا صبح باخدا رازونیاز میکرد.
ما هم اهل شوخی بودیم
یه شب مهتابی سه، چهار نفر شدیم توی عقبه...
گفتیم بریم یه کمی باهاش شوخی کنیم!
خلاصه قابلمه ی گردان را برداشتیم
با بچه ها رفتیم سراغش...
پشت خاکریز قبرش نشستیم.
اون بنده ی خدا هم داشت با یه
شور و حال خاصی نافله ی شب می خوند.
دیگه عجیب رفته بود تو حال!
ما به یکی از دوستامون که
تن صدای بالایی داشت،
گفتیم داخل قابلمه برای این که
صدا توش بپیچه و به اصطلاح اکو بشه،
بگو: اقراء
یهو دیدم بنده ی خدا تنش شروع کرد به لرزیدن
و به شدت متحول شده بود
و فکر میکرد براش آیه نازل شده!
دوست ما برای بار دوم و سوم هم گفت: اقراء
بنده ی خدا با شور و حال و گریه گفت: چے بخونم ؟؟!!!
رفیق ما هم با همون صدای بلند و گیرا گفت :
باباکرم بخون