eitaa logo
- راشِــــــد ³¹³
1.2هزار دنبال‌کننده
9.4هزار عکس
9.3هزار ویدیو
48 فایل
بسم حق ؛ راشِــــد ؟ رَهنَمـــــٰا رَهنَمایمان ؟ صاحـِـــب الزَمــــان . * فوروارد ؟ به دنبال شهرت نیستیم ، فلذا کپی مشکلی نداره . ولی احوالـٰات نه .. [وَقف امام زَمـٰان عَج]
مشاهده در ایتا
دانلود
آقای ِمن (((((:
🌸تو هنوز بدنت گرم است خودش خيلي بامزه تعريف مي كرد؛ حالا كم يا زيادش را ديگر نمي دانم. مي گفت در يكي از عمليات ها برادري مجروح مي شود و به حالت اغما و از خود بيخودي مي افتد. بعد، آمبولانسي كه شهداي منطقه را جمع مي كرده و به معراج مي برده از راه مي رسد و او را قاطي بقيه مي اندازد بالا و گاز ماشين را مي گيرد و دِ برو. راننده در آن جنگ و گريزتلاش مي كرده كه خودش را از تيررس دشمن دور كند واز طرفي مرتب ويراژ مي داده تا توي چاله چوله هاي ناشي از انفجار نيفتد، كه اين بنده خدا در اثر جابه جايي وفشار به هوش مي آيد و يك دفعه خودش را ميان جمع شهدا مي بيند. اول تصور مي كند كه ماشين دارد مجروحين را به پست امداد مي برد، اما خوب كه دقت مي كند مي بيند نه، انگار همه برادرا ن شهيد شده اند و تنها اوست كه سالم است. دستپاچه مي شد و هراسان بلند مي شود و مي نشيند وسط ماشين و با صداي بلند بنا مي كند داد و فرياد كردن كه :برادر! برادر! منو كجا مي بريد، من شهيد نيستم، نگه دار مي خواهم پياده بشوم، منو اشتباهي سوار كرديد، نگه دار من طوريم نيست... راننده كه گويي اول حواسش جاي ديگري بوده، از آينه زير چشمي نگاه مي اندازد و با همان لحن داش مشتي اش مي گويد: تو هنوز بدنت گرمه، حاليت نيست. تو شهيد شدي، دراز بكش، دراز بكش بگذار به كارمون برسيم. او هم دوباره شروع مي كند كه : به پير و پيغمبر من چيزيم نيست، خودت نگاه كن ببين. و راننده مي گويد: بعداً معلوم مي شود. خودش وقتي برگشته بود مي گفت: اين عبارات را گريه مي كردم و مي گفتم. اصلا حواسم نبود كه بابا! حالا نهايتاً تا يك جايي ما را مي برد، بر مي گرديم ديگر. ما را كه نمي خواهد زنده به گور كند. اما او هم راننده ي با حالي بود چون اين حرف ها را آنقدر جدي ميگفت كه باورم شده بود شهيد شده ام.
🌸ذکر سرکاری شب سیزده رجب بود. حدود 2000 بسیجی لشگر ثارالله در نمازخانه لشگر جمع شده بودند. بعد از نماز محمد حسین پشت تریبون رفت و گفت امشب شب بسیار عزیزی است و ذکری دارد که ثواب بسیار دارد و در حالت سجده باید گفته شود. تعجب کردم! همچین ذکری یادم نمی آمد! خلاصه تمام جمعیت به سجده رفتند که محمد حسین این ذکر را بگوید و بقیه تکرار کند. هر چه صبر کردیم خبری نشد. کم کم بعضی از افراد سرشان را بلند کردند و در کمال ناباوری دیدند که پشت تریبون خالی است و او یک جمعیت 2000نفری را سر کار گذاشته است. بچه ها منفجر شدند از خنده و مسئولان به خاطر شاد کردن بچه ها به محمد حسین یک رادیو هدیه کردند!
- مـــارا‌چـــه‌هـراس‌از‌سخنِ‌خلـــق؟! مجنونِ‌حسینیم‌تَوَکَّلْتُ‌عَلی‌اللّٰه❤️‍🩹
جوری بین دوستات با عنوان [نمازِ اول وقتْ خون] معروف باش، که بدونن هر زمانی از روز بهت پیام بدن پاسخگوشون هستی...به جز بیست دقیقه‌یِ بعد هر اذان!
میگفت‌ یه‌ رفیق‌ گیر‌ بیارید که‌ باهاش‌خودسازی‌ کنید، ترك‌ گناه‌ کنید درس‌ بخونید‌ و‌ مباحثه‌ کنید . اگه‌ پیدا‌ کردید ولش‌ نکنید تا " شھادت‌ " !🌱 🤍
و گفت: طعم عشق چگونه است؟ گفتمش: عشق گواراست اما رنج دارد!
بـگو دچـار هر حادثه‌ای شویم، قطعاً خدا به‌ نفعمان مقدّرش کرده است؛ چون او همه‌کارۀ ماسـت.  مؤمـنان باید فقط به خدا توکل کنند.. ◝ آیه51 سوره توکل◜
حضرت شعیب میگفت : گناه نکنید که خدا بر شما بلا نازل میکند.. یکی آمد و گفت من خیلی هم گناه کردم ولی خدا اصلا بلایی بر من نازل نکرده! خداوند به حضرت شعیب وحی میکند که به او بگو اتفاقا تو سر تا پا در زنجیر هستی.. آن فرد از حضرت شعیب درخواست نشانه میکند. خداوند میگوید به او بگو که عباداتش را فقط به عنوان تکلیف انجام میدهد و هیچ لذتی از آنها نمیبرد.. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند كمترين كاري كه درباره گناهکار انجـام مـیدهد اين است كـه او را از لـذّت مـناجـات محـروم مي‌سـازد. 📚|معراج‌السعادة صفحه۶۷۳
میخواستم بگم: