پرسش و پاسخ تاریخی 2⃣
حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیهالسلام در کدام یک از جنگ های صدر اسلام حضور نداشتند؟
غزوه تبوک آخرین غزوه پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله بود که در سال نهم هجری بهوقوع پیوست. این غزوه برای مقابله با تهدید امپراتوری روم شرقی انجام شد. نکته مهم درباره غزوه تبوک این است که تنها غزوهای است که امام علی علیهالسلام در آن حضور نداشتند، اما این غیبت خود منشأ یکی از بزرگترین فضائل ایشان شد.
هنگامی که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قصد حرکت به سوی تبوک را داشتند، امام علی علیهالسلام را بهعنوان جانشین خود در مدینه قرار دادند تا از شهر و خانوادههای مسلمانان محافظت کند. برخی منافقان شایعه کردند که پیامبر، امام علی را در مدینه گذاشته چون نمیخواست او در جنگ شرکت کند. امام علی (علیه السلام) ناراحت شدند و نزد پیامبر آمدند و گفتند: «مرا در میان زنان و کودکان گذاشتی؟»
در اینجا پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند:
«ألا تَرضى أن تَكونَ منّي بمنزلةِ هارونَ من موسى، إلّا أنّه لا نبيَّ بعدي؟»
آیا خشنود نیستی که منزلت تو نزد من همچون منزلت هارون نزد موسی باشد، جز آنکه بعد از من پیامبری نیست؟
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
هدایت شده از راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
چرا دعا میکنیم و پاسخی نمیگیریم؟
روزی ابراهیم بن اَدهم ـ رحمهالله ـ از بازار بصره میگذشت.
مردم گرد او آمدند و گفتند:
ای ابواسحاق! چرا دعا میکنیم و دعای ما مستجاب نمیشود؟
فرمود:
زیرا دلهایتان به ده چیز مرده است!
گفتند: آنها چیست؟
گفت:
۱. خدا را شناختید، اما حقّ او را بهجا نیاوردید.
۲. قرآن را خواندید، ولی به آن عمل نکردید.
۳. ادّعا کردید پیامبر خدا صلیالله علیه وآله را دوست دارید، امّا سنّت او را رها ساختید.
۴. گفتید شیطان دشمن شماست، ولی با او همراهی کردید.
۵. گفتید مشتاق بهشتید، اما برای آن کاری نکردید.
۶. گفتید از آتش دوزخ میترسید، ولی از آن نگریختید.
۷. گفتید مرگ حق است، امّا خود را برای آن آماده نساختید.
۸. به عیبهای مردم پرداختید و از عیبهای خود غافل ماندید.
۹. از نعمتهای خدا خوردید، ولی شکرش را بهجا نیاوردید.
۱۰. مردگانتان را به خاک سپردید، امّا عبرت نگرفتید.
پس چگونه انتظار دارید دعایتان مستجاب شود؟
📚منبع:
حِلیةُ الأولیاء و طبقاتُ الأصفياء
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی (قسمت چهارم)
پیامبر و مشورت سرنوشتساز در جنگ احد 👇
گزارشی از جنگ أحد
📚 مغازی واقدی (قسمت چهارم)
پیامبر و مشورت سرنوشتساز در جنگ احد
... پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«به من مشورت دهید!»
ایشان تصمیم گرفتند بر اساس رؤیا و بینشی که داشتند، از مدینه خارج نشود و مایل بود عملی مطابق رؤیا انجام شود.
عبدالله بن ابی برخاست و گفت:
«ای رسول خدا، در زمان جاهلیت ما میجنگیدیم و زنان و کودکان را در محوطههای محافظتشده (آطام) قرار میدادیم و سنگها را با آنها حمل میکردیم تا دشمن را هدف قرار دهند. خدا میداند گاهی کودکان یک ماه کامل سنگها را جابجا میکردند. ما شهر را با ساختمانها محکم میکردیم تا مانند قلعهای از هر سو باشد، و زنان و کودکان از بالای این محوطهها و سپرها سنگ پرتاب میکردند و ما با شمشیر در کوچهها میجنگیدیم. مدینه ما هرگز فتح نشده و ما هرگز از خانههایمان بدون آسیب به دشمن خارج نشدهایم. پس بگذارید، ای رسول خدا، اگر دشمن بایستد، در بدترین حالت اسیر میشوند و اگر بازگردند، شکستخورده و مغلوب میشوند و نفعی نمیبرند. اطاعت مرا در این کار بکن، بدان که این تجربه را از بزرگان قومم به ارث بردهام، آنها اهل جنگ و تدبیر بودند.»
نظر پیامبر صلیاللهعلیهوآله با نظر عبدالله بن ابی و دیگر بزرگان صحابه مهاجر و انصار همراستا بود:
« در مدینه بمانید و زنان و کودکان را در محوطههای محافظتشده (آطام) قرار دهید. اگر دشمن وارد شد، در کوچهها با آنها مبارزه کنید، ما بهتر از آنها میدانیم. از بالای محوطهها و سپرها سنگ پرتاب کنید.»
با این تدبیر، شهر به شکل قلعهای محکم درآمد.
اما عدهای از جوانان که بدر را ندیده بودند، به پیامبر اصرار کردند:
«ای رسول خدا، ما میخواهیم با دشمن روبرو شویم و شهادت را تجربه کنیم، ما را به جنگ ببرید!»
و شماری از مردان با تجربهتر، از جمله حمزه بن عبدالمطلب و سعد بن عباده و نعمان بن مالک بن ثعلبه، نیز گفتند:
«ای رسول خدا، مبادا دشمن تصور کند ما از روبرو شدن با او میترسیم. ما میخواهیم شجاعانه با آنها مواجه شویم.»
پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای آنها صبر و نظم نظامی را توصیه کرد و آمادهسازی مدینه برای دفاع را دستور داد. سپس خود لباس رزم پوشید و آماده شد تا رهبری نیروها را بر عهده گیرد.
در نهایت، برخی صحابه که اصرار بر خروج داشتند، پس از مشاهدهٔ تدبیر پیامبر، پشیمان شدند و گفتند:
«ای رسول خدا، ما نباید بر خلاف تصمیم شما اصرار میکردیم.»
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود:
«شما بر اصرار خود پای فشردید و من لباس رزم پوشیدم؛ مادامی که شما به نظم و دستور من عمل کنید و در جایگاه خود ثابت بمانید، خداوند شما را پیروز خواهد کرد.»
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
animation.gif
حجم:
147.2K
#ذکر_چهارشنبه
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
« ستایش آبادان و مردمان خداجوی آن در شعر ابوالعتاهیه شاعر نامدار دوره عباسیان »
📚 ابو العتاهیه
أبو العتاهیه (۱۳۰–۲۱۱ق)، شاعر بزرگ عصر عباسی و از پیشگامان شعر زهد و اخلاق بود که زندگی سادهٔ مردم و ناپایداری دنیا را در سرودههایش بازتاب داد. او در کوفه زاده شد و با وجود شهرت در دربار عباسی، به سادگی و پندآموزی روی آورد. زبان شعرش روان، صریح و نزدیک به گفتار مردم است و همین او را در میان شاعران عرب متمایز ساخته است.
سقا اللهُ عبادانَ غیثاً مُجلَّلاً
فإنَّ لها فضلاً جدیداً و أوَّلاً
خداوند بر آبادان بارانی پربرکت ببارد،
که این شهر را فضیلتی نو و کهن است.
وثَبَّتَ مَن فیها مقیماً مُرابِطاً
فما إن أرى عنها له متحوّلاً
و مردم مرابط و مقیم آن را استوار بدارد،
که من نمیبینم کسی دل از آنجا برکند.
إذا جئتها لم تَلقَ إلّا مُکبِّراً
تخلّى من الدنیا و إلّا مُهلِّلاً
هرگاه به آنجا آیی، جز تکبیرگویان و تهلیلگویان ندانی،
که از دنیا رها شدهاند و ذکر خدا بر لب دارند.
فأکرِم بمن فیها على الله نازلاً
و أکرِم بعبّادان داراً و منزلاً
پس نیکو باد آنان که در آن بهسوی خدا فرود آیند،
و گرامی باد آبادان شهری است و منزلگاهی نيكو.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
کاشف گردش زمین به دور خورشید
هر چند تصور می شود کوپرنيک دانشمند لهستانی (۱۴۷۳–۱۵۴۳) نخستین کسی بود که نظریه علمی«خورشیدمرکزی» یا همان گردش زمین و سیارات به دور خورشید را بهصورت منظم و ریاضی مطرح کرد و پس از او گالیله (۱۵۶۴–۱۶۴۲) با استفاده از تلسکوپ، مدار سیارات و حرکت قمرهای مشتری را مشاهده کرد و دلایل تجربی و علمی برای درستی نظریه کوپرنیک ارائه داد و با محاکمه کلیسا، نزدیک بود جانش را از دست بدهد
اما این ابوریحان_بیرونی (۹۷۳-۱۰۴۸) بود که تقریبا ۵۰۰ سال پیش از این، سخن از گردش زمین به دور خورشید زد! در واقع از پیش میلاد تا آن زمان، بر اساس نظریه بطلمیوس، گمان می کردند که زمین، مرکز منظومه شمسی است و خورشید به دور زمین می چرخد.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
8⃣هشت کس که سزاوار سرزنشاند ✨
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند:
۱️⃣ کسی که بدون دعوت بر سر سفره بنشیند
۲️⃣ کسی که صاحب خانه را فرمان دهد
۳️⃣ کسی که از دشمن انتظار خوبی داشته باشد
۴️⃣ کسی که از فرومایگان توقع داشته باشد
۵️⃣ کسی که در گفتوگوی مخفی دو نفر شرکت کند
۶️⃣ کسی که سلطان را سبک بشمارد
۷️⃣ کسی که در جایگاه نالایق بنشیند
۸️⃣ کسی که با کسی سخن بگوید که گوش نمیدهد
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
بمناسبت ۲۴ اردیبهشت سالروز
لغو امتیاز #تنباکو به واسطه فشار ناشی از فتوای «میرزای بزرگ شیرازی» (۱۲۷۰ش)
دستخطی که حرمسرای شاه را هم به هم ریخت
بسم الله الرحمن الرحیم.
الیوم استعمال تمباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله علیه است،
حرره اقل محمد حسن الحسینی...
پس از این که ناصرالدین شاه قاجار در سفر به فرنگ، دچار کم پولی میشود، امتیاز کشت، تولید و فروش تنباکو به مدت بیش از نیم قرن را به یکی از سرمایه داران انگلیسی به نام تالبوت واگذار میکند تا خرج عیاشیهای خود در غرب نماید. وقتی خبر در کشور میپیچد با مخالفت علما و مردم مواجه میگردد و پس از مبارزات گسترده و گذشت هفده ماه از امضای قرارداد تنباکو، میرزای بزرگ شیرازی در فتوای مشهور خود، استعمال تنباکو را در حکم محاربه با امام زمان عج اعلام میکند و به شاه هشدار میدهد که در صورت عدم لغو قرارداد، فرمان جهاد صادر خواهد کرد. سرانجام پایداری علما و حمایت مردم، ناصرالدین شاه را به پرداخت غرامت به تالبوت انگلیسی و لغو قرارداد مجبور ساخت. فتوای تاریخی تحریم تنباکو، توطئه ای را که به دست ناصرالدین شاه قاجار با واگذاری امتیاز دخانیات ایران به انگلیسیها در حال شکل گرفتن بود در نطفه نابود کرد.
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
از یک اذان تنها تا تولد مسجد دانشگاه
👌داستانی واقعی از آغاز ساخت
مسجد در دانشگاههای مصر
دههٔ سی میلادی بود. ظهر آرامی بر حیاط یکی از دانشکدههای مصر سایه انداخته بود و صدای رفتوآمد دانشجویان در راهروها میپیچید. در همان هیاهو، جوانی دانشجو ناگهان به یاد نماز ظهر افتاد. وضو گرفت و با نگاهی جستوجوگر از اینسو به آنسو پرسید: «کجا میتوانم نماز بخوانم؟»
پاسخی که شنید ساده اما سنگین بود: «اینجا جایی برای نماز نیست… مگر زیرزمینی کوچک در گوشهٔ دانشکده.»
به آنجا رفت. اتاقی تنگ با حصیرهای کهنه و پاره؛ فضایی خاموش و فراموششده. در میان آن سکوت، کارگری را دید که تنها ایستاده و نماز میخوانَد. پس از پایان نماز، از او پرسید: «همیشه اینجا نماز میخوانی؟»
گفت: «آری… چون کسی با من نماز نمیخواند.»
جوان لحظهای سکوت کرد، سپس با عزمی آرام اما استوار گفت: «من اینجا نماز نمیخوانم؛ در بالا نماز خواهم خواند.»
همانگونه هم کرد. به طبقهٔ بالا رفت، اذان گفت و در میان نگاههای تمسخرآمیز، متعجب و گاه طعنهآلود، ایستاد. نگاههایی از کسانی که شاید در دل تحسینش میکردند، اما جرأت همراهی نداشتند. او نماز را اقامه کرد و تنها نماز خواند.
فردای آن روز، دوباره همان کار را تکرار کرد. این بار آن کارگر نیز کنارش ایستاد. نگاهها ادامه داشت، اما صف کوچکشان به چهار نفر رسید. حتی یکی از استادان نیز به آنان پیوست.
خبر به رئیس دانشکده رسید. جوان را فراخواندند. گفتوگویی انجام شد و سرانجام تصمیم بر آن شد که اتاقی مناسب برای نماز ساخته شود تا هرکس خواست، در آنجا عبادت کند.
بدینگونه نخستین مسجد در آن دانشکده بنا شد؛ و اندکی بعد، این حرکت به دیگر دانشکدهها نیز رسید و مسجدهای دیگری ساخته شد.
همهچیز با یک تصمیم آغاز شد؛
با یک اذان تنها…
اکنون پرسش باقی است:
ما در میدان زندگی خود چه اذانی سر دادهایم؟
و در کاری که میتوانستیم انجام دهیم، چه قدمی برداشتهایم؟
با نشر پیام در ثوابِ زکاةِ علم سهیم خواهید شد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8