📚 غدیر در گذر تاریخ
✍هجدهم ذیالحجه، عید سعید غدیر، یادآور واقعه تاریخی غدیر خم است؛ روزی که پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بنا بر روایات متواتر، امیرالمؤمنین علی(علیهالسّلام) را به عنوان جانشین و پیشوای امت اسلامی پس از خود معرفی کرد.
🔷بررسی منابع تاریخی نشان میدهد که بزرگداشت غدیر از همان سال دهم هجری آغاز شد. حسان بن ثابت، شاعر نامدار عصر پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، در همان روز و در حضور آن حضرت اشعاری در وصف واقعه غدیر سرود. همچنین گزارشهایی از برگزاری مراسم و مجالس غدیر توسط امام رضا(علیهالسلام)، شیعیان و دوستداران اهلبیت(ع) در قرون نخستین اسلامی در منابع تاریخی و حدیثی ثبت شده است.
🔷با روی کار آمدن حکومتهای شیعی، برگزاری این عید شکوه بیشتری یافت. آلبویه در قرن چهارم هجری برای نخستینبار جشن غدیر را به صورت رسمی و عمومی برگزار کردند و شهر بغداد را آذین بستند. پس از آنان، خلفای فاطمی در مصر نیز این عید را با مراسم ویژه گرامی میداشتند. در ایرانِ عصر صفویه، با رسمی شدن مذهب تشیع، غدیر از مهمترین اعیاد رسمی کشور به شمار میرفت و با جشنها و آیینهای گسترده همراه بود.
🔷در دوره قاجار نیز عید غدیر با شکوه فراوان برگزار میشد. ناصرالدین شاه در خاطرات خود از چراغانیها و مراسم رسمی این روز یاد کرده است. جهانگردان اروپایی نیز از جشنهای مردمی، نمایشها، موسیقی و آیینهای ویژه غدیر در ایران گزارشهایی به جا گذاشتهاند. یکی از سنتهای رایج در این روز، خواندن «عقد اخوت» و پیمان برادری میان مؤمنان بود که به تقویت پیوندهای اجتماعی کمک میکرد.
🔷امروزه نیز عید غدیر در ایران و بسیاری از مناطق شیعهنشین جهان با برپایی جشنها، اطعام، دید و بازدید و برنامههای فرهنگی و مذهبی گرامی داشته میشود و همچنان جایگاه خود را به عنوان یکی از مهمترین مناسبتهای دینی حفظ کرده است.
📚 منابع :
۱_مسعودی، التنبیه و الاِشراف
۲_ ابن اثير، الكامل فی التاریخ، ج8
۳_ ابنجوزی، المنتظم فی التاریخ الملوک و الامم
۴_ ابنکثیر، البدایة و النهایة، ج۱۱
۵_ ذهبی، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الأعلام، ج28
۶_ امینی، عیدالغدیر فی عهد الفاطمیین
۷_ نیکزاد طهرانی، تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
جرعهای از دریای نور
🌸 حدیث شب 🌸
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:
کَانَ أَکْثَرُ عِبَادَةِ أَبِی ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ خَصْلَتَیْنِ التَّفَکُّرَ وَ الِاعْتِبَارَ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:
بیشترین عبادت ابوذر که خدا رحمتش کند، دو چیز بود: اندیشیدن و عبرت گرفتن.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🌸 الأُمنيات 🌸
المذكورة في القران الكريم:
⚫️ ياليتني : كُنتُ ترابًا
⚫️ ياليتني : قدَّمتُ لحياتي
⚫️ ياليتني : لم أوتَ كتابيه
⚫️ ياليتني : لم أتَّخِذ فُلانًا خليلاً
⚫️ ياليتنا : أطعنا الله وأطعنا الرَّسول
⚫️ياليتني : أتَّخذتُ مع الرَّسُول سبيلاً
⚫️ ياليتني : كنتُ معهم فأفُوزُ فوزًا عظيمًا
✍جميعها أُمنيات الأموات
الَّتي يُمكنُنا إدرُاكها الآن،
فَلْنتدَاركها مادُمنا أحياء قبلَ فواتِ الأوان
✅ اللَّهُمَّ أيْقظ قُلُوبنا مِن الغفلة
وارزُقنا حُسنَ الخاتِمة.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
آرزوهایی که در قرآن کریم آمده است:
⚫️ ای کاش خاک بودم
⚫️ ای کاش برای زندگیام (آخرت) چیزی از پیش فرستاده بودم
⚫️ ای کاش نامهٔ اعمالم به من داده نمیشد
⚫️ ای کاش فلانی را دوست و همنشین خود نگرفته بودم
⚫️ ای کاش از خدا اطاعت میکردیم و از پیامبر اطاعت مینمودیم
⚫️ ای کاش همراه پیامبر راهی برمیگزیدم
⚫️ ای کاش با آنان بودم تا به رستگاری بزرگی دست مییافتم
✍همهٔ اینها آرزوهای مردگان است؛ آرزوهایی که ما امروز هنوز میتوانیم به آنها توجه کنیم و جبران نماییم.
پس تا زندهایم، پیش از آنکه دیر شود، به خود آییم.
✅خدایا، دلهای ما را از غفلت بیدارکن و ما را به حسنِ عاقبت روزی فرما.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
لحظهای با قرآن
✍️ از داستان قارون چه بیاموزیم؟
📚 فتنهٔ مال، غرور علم و سقوط انسان
🔹قرآن کریم ثروت قارون را با تعبیری شگفت توصیف میکند و میفرماید:
﴿وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ﴾
«از گنجها آنقدر به او داده بودیم که کلیدهای آن بر دوش گروهی از مردان نیرومند سنگینی میکرد.»
🔹دقت در آیه نشان میدهد سخن از مال معمولی نیست، بلکه گنجهاست؛ و حتی نه خودِ گنجها، بلکه کلیدهای خزائن آنچنان سنگین بود که چندین مرد قوی آن را حمل میکردند. این تعبیر، نهایتِ وفور نعمت را نشان میدهد.
🔹 اما همین ثروت، قارون را به طغیان کشاند. وقتی از او خواستند در راه خدا انفاق کند، گفت:
﴿إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِي﴾
«این مال را بهسبب دانشی که نزد خود دارم به دست آوردهام.»
او نعمت را به خود نسبت داد و منعِم را فراموش کرد؛ بیماریای که امروز هم گریبانگیر بسیاری از انسانهاست.
🔹 قارون اهل علم بود ، حتی از دانایان بنیاسرائیل و خوشخوانِ تورات؛ اما علمی که با تقوا همراه نباشد، نجاتبخش نیست. همانگونه که علم، ابلیس را از سقوط نرهانید.
🔹خداوند او را هشدار داد:
﴿أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا﴾
«آیا نمیدانست خدا پیش از او کسانی را نابود کرده که از او نیرومندتر و ثروتمندتر بودند؟»
🔹سرانجام، وقتی قارون با زینت و شکوه در برابر مردم ظاهر شد و دلهای دنیاطلب را فریفت، فرمان الهی رسید:
﴿فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ﴾
«پس او و خانهاش را در زمین فرو بردیم.»
🔹نه تنها قارون، بلکه خانهها و گنجهایش نیز نابود شدند؛ تا روشن شود مالی که انسان را به غرور بکشاند، نزد خدا ارزشی ندارد.
✍️ پیامهای ماندگار داستان قارون
مال، نشانهٔ کرامت نیست؛ امتحان الهی است.
علم، اگر با تقوا نباشد، میتواند ابزار هلاکت شود.
زرقوبرق دنیا، اهل غفلت را میفریبد نه اهل بصیرت را.
🔹شکر، مایهٔ بقاست
و غرور، آغاز سقوط.
قارون و گنجهایش رفتند، اما درسش برای همیشه باقی ماند.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🌹جمعه؛ روز صلوات بر محمد و آل محمد🌹
🔵کدام صلوات صحیح تر است؟؟
❌صلی الله علیه و سلم
✅صلی الله علیه وآله و سلم
در جستوجوی روایات و فضائل صلوات، در اینترنت به پرسش جالبی برخوردم. شخصی از یکی از مراکز بزرگ فتوایی مذاهب اسلامی! درباره کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال کرده بود.
💥پاسخ مفتی روشن و صریح بود: صلواتی که در احادیث صحیح بخاری، صحیح مسلم و دیگر منابع معتبر نقل شده، همراه با «آل محمد » است:
«اللهم صلّ على محمدٍ وعلى آل محمد...»
☺️اما نکته تأملبرانگیز اینجاست که همان مفتی در متن پاسخ خود چندین بار نام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را آورده، ولی تنها نوشته است: «صلى الله عليه وسلم» و از ذکر «آل محمد» خبری نیست!
✍گویا گاهی میان آنچه در منابع معتبر نقل میکنیم و آنچه در عمل و نگارش روزمره به آن پایبند میمانیم، فاصلهای پدید میآید.
🔹به هر حال، ما مسلمانان هرچه بیشتر به صلوات کاملِ مأثور از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ملتزم باشیم، به سنت آن حضرت نزدیکتر خواهیم بود:
🌸اللهم صلّ على محمدٍ وآل محمد🌸
📷 تصویر پرسش و پاسخ را نیز ملاحظه فرمایید.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
7⃣3⃣ سال حبس
بهخاطر ترس از حقیقت!
👌 داستانی واقعی از کسی که ۳۷ سال عمرش را به خاطر ترس از مواجهه با حق از دست داد… 👇
7⃣3⃣ سال حبس بهخاطر ترس از حقیقت!
👌 داستانی واقعی از کسی که ۳۷ سال عمرش را به خاطر ترس از مواجهه با حق از دست داد…
در سال ۱۹۶۴ میلادی، سه دزد به خانهٔ «کارل لوک» حمله کردند. او متوجه حضورشان شد و با اسلحهٔ خود هر سه را کشت.
از همان ابتدا، پرونده به نفع لوک بود؛ زیرا در وضعیت دفاع از نفس قرار داشت.
اما بعداً روشن شد که آن سه دزد، برادر بودند و پیشتر با لوک اختلاف و درگیری داشتهاند.
به همین دلیل، دادستان او را متهم کرد که از پیش نقشه کشیده، برادران را به خانهاش کشانده و سپس به بهانهٔ سرقت آنها را کشته است.
وقتی لوک فهمید اوضاع دارد به زیانش برمیگردد، بهطور کامل ناپدید شد و همهٔ تلاشها برای یافتن او بینتیجه ماند.
اما میدانید کجا پنهان شده بود؟
در همان خانه، در زیرزمینی که مساحتش بیش از یک متر در دو متر نبود.
او با همسرش توافق کرده بود که برای همیشه مخفی شود، چون از حکم اعدام میترسیدند. همچنین قرار گذاشتند این راز را از فرزندان خردسالشان پنهان کنند تا مبادا ناخواسته به همسایهها چیزی بگویند.
چند ماه بعد، همسرش در حادثهای ناگهانی جان باخت و فرزندان بزرگ شدند، در حالی که گمان میکردند پدرشان سالها پیش فوت کرده است. بدینگونه لوک ۳۷ سال از عمرش را در قبری که خود برگزیده بود، گذراند.
در این مدت، سه خانوادهٔ دیگر در آن خانه ساکن شدند و هیچکدام متوجه حضور او نشدند. لوک پنهانی برای خوردن و آشامیدن بیرون میآمد و دوباره بیصدا به زیرزمین بازمیگشت. اما بهسبب گردوغبار و تنگی فضا، به آسم مبتلا شد و سرفههای مداوم گرفت.
شبی صاحب جدید خانه صدای سرفهای خفه را از زیر زمین شنید و پلیس را خبر کرد. پلیس با دنبالکردن صدا، او را یافت. لوک خود را معرفی کرد و راز ناپدیدشدنش در این ۳۷ سال را بازگو نمود.
و اینجا بود که شگفتی بزرگ رخ داد:
افسر پلیس گفت: «خدای من! مگر نمیدانی بعد از ناپدیدشدنت چه اتفاقی افتاد؟»
لوک گفت: «نه، چه شد؟»
افسر گفت: «مادر آن دزدها اعتراف کرد که پسرانش برای سرقت خانهٔ تو نقشه کشیده بودند. قاضی فوراً حکم برائتت را صادر کرد؛ اما همه فکر میکردند تو مردهای.»
تو ۳۷ سال از عمرت را بیهوده از دست دادی.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
#معرفی_کتاب
📚 المستطرف
گنجینهای از ادب، حکمت و حکایت
🔷کتاب المستطرف في كل فن مستظرف اثر ابوالفتح بهاءالدین محمد بن احمد ابشیهی (۷۹۰ـ۸۵۰ق)، از مشهورترین آثار ادبی و اخلاقی جهان اسلام است. نویسنده کوشیده است دانستههای پراکنده در حوزههای اخلاق، ادب، حکمت، تاریخ و معارف دینی را در مجموعهای واحد گرد آورد و آن را با آیات، احادیث، اشعار، امثال و حکایتهای دلنشین بیاراید.
🔷شهرت این اثر بیش از هر چیز به دو ویژگی بازمیگردد: نخست، تنوع مطالب و گردآوری نکتههای سودمند و دلپذیر برای عموم فرهنگدوستان؛ و دوم، نثر روان و سادهای که مطالعه آن را برای همگان آسان و لذتبخش ساخته است.
🔷اکنون به مناسبت معرفی این اثر ارزشمند، یکی از حکایتهای خواندنی «المستطرف» را با هم میخوانیم:👇
✍ وجه تسمیه ابشیهی: منسوب به ابشویه روستایی در غرب مصر
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
📚 داستانی از خانههای گِلی:
اشتباهی که همهچیز را تغییر داد
🔷مردی تعریف میکند: خانههای ما گِلی بود؛ شبیه به هم و چسبیده به یکدیگر. روزی به همسرم خبر دادم که مهمانانی برای شام خواهند آمد و از او خواستم همهچیز را پیش از آمدنشان آماده کند.
🔷میگوید: به مزرعه رفتم تا چند وسیله بیاورم. هنگام بازگشت، بعد از اذان مغرب، وارد خانه شدم؛ ناگهان دیدم همسرم خوابیده است! خشم سراپایم را گرفت، عصایی برداشتم و از شدت ناراحتی با تمام نیرو او را زدم… چنان که به گریه افتاد.
🔷بعد با عصبانیت از خانه بیرون آمدم و ناگهان فهمیدم که وارد خانهٔ همسایه شدهام! زنی که کتک خورده بود، همسرِ من نبود، بلکه همسرِ او بود!
🔷وقتی به خانهٔ خودم رسیدم، دیدم همسرم همه چیز را آماده کرده، مهمانها را پذیرفته و از آنها پذیرایی کرده است؛ در حالی که من مبهوت و رنگپریده از کاری بودم که ناخواسته انجام داده بودم.
🔷مهمانان شام خوردند و رفتند. اما من سه روز با دلنگرانی نشسته بودم و انتظار داشتم همسایه هر لحظه بیاید و شکایت کند… با این حال نیامد!
🔷پس از چند روز، به بازار طلا رفتم، یک سرویس طلا خریدم و به خانهٔ همسایه رفتم. داستان را از ابتدا تا انتها تعریف کردم و گفتم:
«این طلا هدیهای است تا همسرت از اشتباهی که از من سر زد دلخور نباشد.»
🔷همسایه پاسخ داد:
«به خدا بخش زیادی از ماجرا را تازه الآن فهمیدم! اما سه روز است در تعجبم؛ زنم کاملاً عوض شده: به خانه میرسد، نیازهایم را تأمین میکند، و تا شام آماده نباشد نمیخوابد…
ای کاش هر هفته بیایی و او را بزنی! طلایت را بردار و برو، خدا خیرت بدهد!»
📚منبع:
المستطرف فی کل فن مستظرف
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
العصا التي أصلحت ما لم يُصلحه الكلام 😅
🔷قال "أعرابي": كانت بيوتنا مبنية من الطين، متشابهة ومتلاصقة، وفي أحد الأيام أخبرت زوجتي بأن لدينا ضيوفًا سيأتون للعشاء، وطلبت منها أن تُحضِّر كل شيء قبل مجيئهم.
🔷يقول "ألاعرابي": ذهبت إلى المزرعة لأجلب بعض الأغراض، وعدت بعد أذان المغرب، وعندما دخلت البيت، كانت المفاجأة! إذ وجدت زوجتي نائمة، فاستبدّ بي الغضب وأخذت عصًا وضربتها بكل قوتي من شدة القهر... حتى أوجعتها ضربًا.
🔷ثم خرجت غاضبًا، وإذا بي أتنبه إلى أنني قد دخلت بيت جاري بالخطأ! والمرأة التي ضربتها لم تكن زوجتي، بل زوجة جاري!
🔷يقول: ذهبت بعدها إلى بيتي، فوجدت زوجتي قد أعدت كل شيء كما طلبت، وكانت بانتظاري، والضيوف في الداخل، قد استقبلتهم وضيّفتهم، بينما أنا مذهول، متضايق، ووجهي ممتقع مما فعلته.
🔷تناول الضيوف طعامهم، وجلسنا نتسامر، ثم انصرفوا. وبقيت بعدها ثلاثة أيام في بيتي، ضيّق الصدر، أترقب مجيء جاري، متأكدًا أنه سيأتي يشتكي مما فعلته بزوجته... لكنه لم يأتِ!
🔷وبعد أيام، ذهبت إلى سوق الذهب، واشتريت طقمًا من الذهب، وتوجّهت إلى بيت جاري، طرقت الباب، ثم أخبرته بالقصة كاملة، وقلت له: "هذا الذهب هدية لترضى به زوجتك عمّا بدر مني من ضربٍ عن طريق الخطأ."
🔷فقال جاري: "والله ما علمت بالقصة إلا منك الآن! لكن منذ ثلاثة أيام وأنا أستغرب! زوجتي تغيّرت تمامًا! أصبحت تهتم بأمور البيت، وتلبي كل احتياجاتي، ولا تنام إلا وقد أعدّت لي العشاء... ليتك تأتي كل أسبوع وتضربها! خذ ذهبك، وانصرف، جزاك الله خيرًا!"
📚المصدر :
كتاب المستطرف في كل فن مستظرف
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8