eitaa logo
راشدین (درس هایی از تاریخ و دین)
1.2هزار دنبال‌کننده
287 عکس
101 ویدیو
1 فایل
«راشدین» جایی برای رشد دل و اندیشه است. اگر به تاریخ اسلام؛ مغازی و سیره معصومین ع، داستان‌های ایمان، عبرت‌های زندگی و معارف قرآنی علاقه‌مندی، همراه راشدین باش تا با هم در مسیر رشد و بصیرت قدم برداریم . @Rasool8Janami8 https://eitaa.com/Rashedin8
مشاهده در ایتا
دانلود
7⃣3⃣ سال حبس به‌خاطر ترس از حقیقت! 👌 داستانی واقعی از کسی که ۳۷ سال عمرش را به خاطر ترس از مواجهه با حق از دست داد… در سال ۱۹۶۴ میلادی، سه دزد به خانهٔ «کارل لوک» حمله کردند. او متوجه حضورشان شد و با اسلحهٔ خود هر سه را کشت. از همان ابتدا، پرونده به نفع لوک بود؛ زیرا در وضعیت دفاع از نفس قرار داشت. اما بعداً روشن شد که آن سه دزد، برادر بودند و پیش‌تر با لوک اختلاف و درگیری داشته‌اند. به همین دلیل، دادستان او را متهم کرد که از پیش نقشه کشیده، برادران را به خانه‌اش کشانده و سپس به بهانهٔ سرقت آن‌ها را کشته است. وقتی لوک فهمید اوضاع دارد به زیانش برمی‌گردد، به‌طور کامل ناپدید شد و همهٔ تلاش‌ها برای یافتن او بی‌نتیجه ماند. اما می‌دانید کجا پنهان شده بود؟ در همان خانه، در زیرزمینی که مساحتش بیش از یک متر در دو متر نبود. او با همسرش توافق کرده بود که برای همیشه مخفی شود، چون از حکم اعدام می‌ترسیدند. همچنین قرار گذاشتند این راز را از فرزندان خردسالشان پنهان کنند تا مبادا ناخواسته به همسایه‌ها چیزی بگویند. چند ماه بعد، همسرش در حادثه‌ای ناگهانی جان باخت و فرزندان بزرگ شدند، در حالی که گمان می‌کردند پدرشان سال‌ها پیش فوت کرده است. بدین‌گونه لوک ۳۷ سال از عمرش را در قبری که خود برگزیده بود، گذراند. در این مدت، سه خانوادهٔ دیگر در آن خانه ساکن شدند و هیچ‌کدام متوجه حضور او نشدند. لوک پنهانی برای خوردن و آشامیدن بیرون می‌آمد و دوباره بی‌صدا به زیرزمین بازمی‌گشت. اما به‌سبب گردوغبار و تنگی فضا، به آسم مبتلا شد و سرفه‌های مداوم گرفت. شبی صاحب جدید خانه صدای سرفه‌ای خفه را از زیر زمین شنید و پلیس را خبر کرد. پلیس با دنبال‌کردن صدا، او را یافت. لوک خود را معرفی کرد و راز ناپدیدشدنش در این ۳۷ سال را بازگو نمود. و اینجا بود که شگفتی بزرگ رخ داد: افسر پلیس گفت: «خدای من! مگر نمی‌دانی بعد از ناپدیدشدنت چه اتفاقی افتاد؟» لوک گفت: «نه، چه شد؟» افسر گفت: «مادر آن دزدها اعتراف کرد که پسرانش برای سرقت خانهٔ تو نقشه کشیده بودند. قاضی فوراً حکم برائتت را صادر کرد؛ اما همه فکر می‌کردند تو مرده‌ای.» تو ۳۷ سال از عمرت را بیهوده از دست دادی. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
📚 المستطرف گنجینه‌ای از ادب، حکمت و حکایت 🔷کتاب المستطرف في كل فن مستظرف اثر ابو‌الفتح بهاءالدین محمد بن احمد ابشیهی (۷۹۰ـ۸۵۰ق)، از مشهورترین آثار ادبی و اخلاقی جهان اسلام است. نویسنده کوشیده است دانسته‌های پراکنده در حوزه‌های اخلاق، ادب، حکمت، تاریخ و معارف دینی را در مجموعه‌ای واحد گرد آورد و آن را با آیات، احادیث، اشعار، امثال و حکایت‌های دل‌نشین بیاراید. 🔷شهرت این اثر بیش از هر چیز به دو ویژگی بازمی‌گردد: نخست، تنوع مطالب و گردآوری نکته‌های سودمند و دلپذیر برای عموم فرهنگ‌دوستان؛ و دوم، نثر روان و ساده‌ای که مطالعه آن را برای همگان آسان و لذت‌بخش ساخته است. 🔷اکنون به مناسبت معرفی این اثر ارزشمند، یکی از حکایت‌های خواندنی «المستطرف» را با هم می‌خوانیم:👇 ✍ وجه تسمیه ابشیهی: منسوب به ابشویه روستایی در غرب مصر کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
📚 داستانی از خانه‌های گِلی: اشتباهی که همه‌چیز را تغییر داد 🔷مردی تعریف می‌کند: خانه‌های ما گِلی بود؛ شبیه به هم و چسبیده به یکدیگر. روزی به همسرم خبر دادم که مهمانانی برای شام خواهند آمد و از او خواستم همه‌چیز را پیش از آمدنشان آماده کند. 🔷می‌گوید: به مزرعه رفتم تا چند وسیله بیاورم. هنگام بازگشت، بعد از اذان مغرب، وارد خانه شدم؛ ناگهان دیدم همسرم خوابیده است! خشم سراپایم را گرفت، عصایی برداشتم و از شدت ناراحتی با تمام نیرو او را زدم… چنان که به گریه افتاد. 🔷بعد با عصبانیت از خانه بیرون آمدم و ناگهان فهمیدم که وارد خانهٔ همسایه شده‌ام! زنی که کتک خورده بود، همسرِ من نبود، بلکه همسرِ او بود! 🔷وقتی به خانهٔ خودم رسیدم، دیدم همسرم همه چیز را آماده کرده، مهمان‌ها را پذیرفته و از آن‌ها پذیرایی کرده است؛ در حالی که من مبهوت و رنگ‌پریده از کاری بودم که ناخواسته انجام داده بودم. 🔷مهمانان شام خوردند و رفتند. اما من سه روز با دل‌نگرانی نشسته بودم و انتظار داشتم همسایه هر لحظه بیاید و شکایت کند… با این حال نیامد! 🔷پس از چند روز، به بازار طلا رفتم، یک سرویس طلا خریدم و به خانهٔ همسایه رفتم. داستان را از ابتدا تا انتها تعریف کردم و گفتم: «این طلا هدیه‌ای است تا همسرت از اشتباهی که از من سر زد دلخور نباشد.» 🔷همسایه پاسخ داد: «به خدا بخش زیادی از ماجرا را تازه الآن فهمیدم! اما سه روز است در تعجبم؛ زنم کاملاً عوض شده: به خانه می‌رسد، نیازهایم را تأمین می‌کند، و تا شام آماده نباشد نمی‌خوابد… ای کاش هر هفته بیایی و او را بزنی! طلایت را بردار و برو، خدا خیرت بدهد!» 📚منبع: المستطرف فی کل فن مستظرف کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
متن عربی داستان👇👇👇
العصا التي أصلحت ما لم يُصلحه الكلام 😅 🔷قال "أعرابي": كانت بيوتنا مبنية من الطين، متشابهة ومتلاصقة، وفي أحد الأيام أخبرت زوجتي بأن لدينا ضيوفًا سيأتون للعشاء، وطلبت منها أن تُحضِّر كل شيء قبل مجيئهم. 🔷يقول "ألاعرابي": ذهبت إلى المزرعة لأجلب بعض الأغراض، وعدت بعد أذان المغرب، وعندما دخلت البيت، كانت المفاجأة! إذ وجدت زوجتي نائمة، فاستبدّ بي الغضب وأخذت عصًا وضربتها بكل قوتي من شدة القهر... حتى أوجعتها ضربًا. 🔷ثم خرجت غاضبًا، وإذا بي أتنبه إلى أنني قد دخلت بيت جاري بالخطأ! والمرأة التي ضربتها لم تكن زوجتي، بل زوجة جاري! 🔷يقول: ذهبت بعدها إلى بيتي، فوجدت زوجتي قد أعدت كل شيء كما طلبت، وكانت بانتظاري، والضيوف في الداخل، قد استقبلتهم وضيّفتهم، بينما أنا مذهول، متضايق، ووجهي ممتقع مما فعلته. 🔷تناول الضيوف طعامهم، وجلسنا نتسامر، ثم انصرفوا. وبقيت بعدها ثلاثة أيام في بيتي، ضيّق الصدر، أترقب مجيء جاري، متأكدًا أنه سيأتي يشتكي مما فعلته بزوجته... لكنه لم يأتِ! 🔷وبعد أيام، ذهبت إلى سوق الذهب، واشتريت طقمًا من الذهب، وتوجّهت إلى بيت جاري، طرقت الباب، ثم أخبرته بالقصة كاملة، وقلت له: "هذا الذهب هدية لترضى به زوجتك عمّا بدر مني من ضربٍ عن طريق الخطأ." 🔷فقال جاري: "والله ما علمت بالقصة إلا منك الآن! لكن منذ ثلاثة أيام وأنا أستغرب! زوجتي تغيّرت تمامًا! أصبحت تهتم بأمور البيت، وتلبي كل احتياجاتي، ولا تنام إلا وقد أعدّت لي العشاء... ليتك تأتي كل أسبوع وتضربها! خذ ذهبك، وانصرف، جزاك الله خيرًا!" 📚المصدر : كتاب المستطرف في كل فن مستظرف کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
جرعه‌ای از دریای نور 🌸 حدیث شب 🌸 2️⃣دو خصلت است که در قلب بنده ای جمع نمی شود عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلّی الله علیه و آله قَالَ: لَا یَجْتَمِعُ الشُّحُّ وَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِ عَبْدٍ أَبَداً. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: هرگز بخل شدید و ایمان در دل بنده ای جمع نشوند. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
هدایت شده از سعید عامریون
سلام خدمت استاد عبدالرسول جنامی جای بسی تشکر و احترام به جهت مطالب ارزشمند فرهنگی اجتماعی و تاریخی که در کانال راشدین ارسال می‌نمایید. به نظر بنده کانال راشدین بازتاب مجموعه‌ای از هویت دینی و فرهنگی ماست . قلم و نگاه آزاد اندیشی شما به مسائل سرمایه ای بس گرانبهاست که نشان ازقدرت تحلیل و اشراف شما هست. لذا وظیفه خود می‌دانم از مساعی شما تشکر و قدردانی نمایم احسنتم کثرالله امثالکم🌹🌹🌹
استاد گرامی جناب: آقای سعید عامریون از لطف و محبت شما بسیار سپاسگزارم. این سخنان ارزشمند، مایه دلگرمی و انگیزه برای ادامه راه است. امیدوارم بتوانم در حد توان، خدمتگزار فرهنگ، تاریخ و معارف دینی باشم. از دعای خیر و حسن‌نظر شما صمیمانه متشکرم. 🌹
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠زيارت پیامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم در روز شنبه با صدای أباذر الحلواجي 🔹السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِاللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خاتَمَ النَّبِيِّينَ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسالَةَ، وَأَقَمْتَ الصَّلَاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ مُخْلِصاً حَتَّىٰ أَتاكَ الْيَقِينُ، فَصَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ وَعَلَىٰ أَهْلِ بَيْتِكَ الطَّاهِرِينَ. 🔸سلام بر تو ای فرستاده خدا، سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای محمّد بن عبدالله، سلام بر تو ای خاتم پیامبران، شهادت می‌دهم که تو رسالت خویش را انجام دادی و نماز را بپا داشتی و زکات را پرداختی و به معروف امر نموده و از منکر نهی کردی و خدا را خالصانه عبادت کردی تا مرگ تو را دررسید، درودهای خدا و رحمتش بر تو و اهل‌بیت پاکیزه‌ات. 📗مفاتیح الجنان «ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍوعجل فرجهم» کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی(قسمت سیزدهم) پرچمداران قریش و نقش تحریک زنان 👇
گزارشی از جنگ أحد 📚 مغازی واقدی(قسمت سیزدهم) پرچمداران قریش و نقش تحریک زنان پس از کشته شدن طلحة بن ابی طلحه پرچمدار قریش توسط امیرمؤمنان علیه‌السلام، عثمان بن ابی‌طلحة (ابوشَیبه) پرچم را برداشت؛ او پیشاپیش زنان حرکت می‌کرد و رجز می‌خواند: «بر پرچمداران حقی است یا نیزه‌ها به خون رنگین شود یا درهم شکند.» زنان مشرک پشت سر او دف می‌زدند و مردان را تحریک می‌کردند. در این هنگام حمزه بن عبدالمطلب بر او حمله کرد و با شمشیر ضربتی بر شانه‌اش زد که دست و شانه‌اش را برید و تا کمرگاهش رسید. حمزه بازگشت و می‌گفت: «من فرزند ساقیِ حاجیانم!» سپس ابوسعید بن ابی‌طلحة پرچم را برداشت. سعد بن ابی‌وقاص او را هدف تیر قرار داد و تیر به گلوگاهش نشست؛ زره و کلاه‌خود داشت، اما گلوگاهش نمایان بود و زبانش مانند سگ از دهان بیرون آمد. گفته‌اند هنگامی که او پرچم را برداشت، زنان پشت سرش فریاد می‌زدند: «بزنید، ای بنی عبدالدّار! بزنید، ای پاسداران پشت‌ها! با هر شمشیر بُرنده!» سعد بن ابی‌وقاص می‌گوید: «دست راستش را قطع کردم، پرچم را با دست چپ گرفت؛ آن را هم قطع کردم؛ پرچم را با بازوانش به سینه فشرد و خم شد. کمان را میان زره و کلاه‌خودش فرو بردم، کلاه‌خودش را پراندم و سپس او را کشتم.» سپس مسافع بن طلحة بن ابی‌طلحة پرچم را برداشت. عاصم بن ثابت بن ابی‌الأقلح او را هدف قرار داد و گفت: «بگیرش! من فرزند ابی‌الأقلح هستم!» و او را کشت. او را نزد مادرش سُلافه بنت سعد بن شهید آوردند، که همراه زنان بود. پرسید: «چه کسی تو را زد؟» گفت: «نمی‌دانم؛ فقط شنیدم می‌گفت: بگیرش! من پسر ابی‌الأقلح هستم.» سلافه گفت: «به خدا سوگند، از تبار ماست.» پس در همان روز نذر کرد که در کاسهٔ جمجمهٔ عاصم بن ثابت شراب بنوشد و گفت: «هر کس سر او را بیاورد، صد شتر پاداش دارد.» پس از او: کلاب بن طلحة را زبیر بن عوام کشت؛ جلّاس بن طلحة را طلحة بن عبیدالله؛ أرطاة بن شرحبیل را علی علیه‌السلام؛ و دربارهٔ صُؤاب، غلام قریش اختلاف شد، ولی نزد واقدی، قاتل او قُزمان است. در آن هنگام گفته شد: خداوند هرگز پیامبرش را چنان یاری نکرد که در آغاز روز اُحد؛ پرچمداران مشرک کشته شدند، مشرکان گریختند و زنانشان پس از دف‌زدن و شادی، فریاد واویلا سر دادند کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8
ولادت امام موسی کاظم علیه السلام ۲۰ ذی‌الحجه یا ۷ صفر؟ 🔹سالروز ولادت و شهادت پیشوایان معصوم، فرصتی ارزشمند برای آشنایی بیشتر با سیره و فضائل آنان است. با این حال، به دلیل شرایط سیاسی و فشارهای حاکم بر دوران ائمه، تاریخ دقیق ولادت یا شهادت برخی از آنان به روشنی ثبت نشده و درباره آن دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. 🔹درباره ولادت امام موسی کاظم نیز دو تاریخ مشهور نقل شده است: ۲۰ ذی‌الحجه و ۷ صفر. 🔹در منابع کهن شیعه، از جمله المحاسن احمد بن خالد برقی، الکافی شیخ کلینی، بصائر الدرجات صفار و نیز برخی دیگر از منابع روایی، آمده است که امام موسی کاظم در بازگشت امام صادق از سفر حج و در منطقه ابواء ـ میان مکه و مدینه ـ چشم به جهان گشودند. این گزارش‌ها ولادت آن حضرت را پس از ایام حج و در ماه ذی‌الحجه نشان می‌دهد. 🔹در مقابل، برخی منابع متأخر، هفتم صفر را روز ولادت آن حضرت دانسته‌اند؛ اما شماری از دانشمندان شیعه، از جمله شهید اول و شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر)، این قول را بعید دانسته‌اند. 🔹از این رو، با توجه به مجموعه شواهد تاریخی و روایی، برخی پژوهشگران بر این باورند که ولادت امام موسی کاظم در ۲۰ ذی‌الحجه رخ داده است. هرچند این موضوع همچنان محل بحث و بررسی است، اما این روز می‌تواند فرصت مناسبی برای یادکرد فضائل، سیره و آموزه‌های آن امام بزرگوار باشد. کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید: https://eitaa.com/Rashedin8