موکبِ حقیقیِ امام حسین(علیهالسلام) در دلها برپا میشود؛ حتی اگر تمام داراییاش چند استکان چای، یک پارچ آب و چند آجر باشد. 🏴
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
⚫️ اعتراف دشمنان
به دلاوری مسلم بن عقیل(ع)
🏴مسلم بن عقیل از شجاعترین مردان بنیهاشم به شمار میرفت. هنگامی که عبیدالله بن زیاد برای دستگیری او نیرو فرستاد، محمد بن اشعث فرمانده ابن زیاد در پاسخ به اعتراض وی که چرا نیروی بیشتری درخواست کرده است، گفت:
🏴«آیا گمان میکنی مرا برای دستگیری یک سبزیفروش یا فردی عادی فرستادهای؟
إنما بعثتني إلى أسد ضرغام، وسيف حسام،
في كف بطل همام من آل خير الأنام"
مرا به نبرد با قهرمانی بیهمتا، شیری خشمگین و شمشیری از شمشیرهای رسول خدا فرستادهای.»
این سخن، بازتابی از شهرت مسلم در شجاعت و دلاوری است.
🏴شجاعت او تنها در میدان نبرد نبود؛ هنگامی که بر عبیدالله بن زیاد وارد شد، از سلام کردن به او خودداری کرد و در پاسخ اعتراض اطرافیان فرمود: «او امیر من نیست.» این موضعگیری، نشاندهنده عزت نفس و روحیه ظلمستیزی او بود.
🏴 در واپسین لحظات زندگی نیز با صلابت چنین رجز خواند:
«أُقسِمتُ أن لا أُقتَلَ إلّا حُرّاً
وإن رأیتُ الموتَ شیئاً نُکراً»
«سوگند خوردهام که جز آزاد مردن کشته نشوم، هرچند مرگ را ناخوشایند ببینم.»
✍بسیاری از مورخان او را شجاعترین فرد بنیهاشم پس از ائمه(ع) دانستهاند.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
إحنه غير حسين ما عدنه وسيلة
والذنوب هواي كِفَّتها ثجيلة
وغداً يبدو لنا سَدّاً منيعاً
هذه آراؤُنا فيه جميعاً
والذنوب هواي كِفَّتها ثجيلة
🔹 ما جز حسین(ع) هیچ وسیله و دستاویزی نداریم؛ و گناهانمان بسیار است و کفهٔ آن سنگین.
🔹فردا، در آن روز سختِ حساب، حسین(ع) را دژ استوار و پناه امن خود میبینیم؛ این امید و باورِ مشترک همهٔ ماست.
🔹آری، بار خطاها سنگین است، اما دلهای ما به کشتی نجات حسین(ع) گره خورده است؛ به همان دستی که درماندهها را رها نمیکند، و به همان نگاهی که در قیامت، امید گنهکاران خواهد بود. 🏴
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
📚داستانی آموزنده از
کرامت امام حسن مجتبی(علیهالسلام)
🔷پس از شهادت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، دستگاه تبلیغاتی بنیامیه سالها در شام علیه اهلبیت(علیهمالسلام) فعالیت کرده بود. بسیاری از مردم شام، امام حسن مجتبی(علیهالسلام) را از نزدیک نمیشناختند و تصویری نادرست از ایشان در ذهن داشتند.
🔹روزی مردی شامی وارد مدینه شد. هنگامی که امام حسن(علیهالسلام) را دید، تحت تأثیر همان تبلیغات، زبان به دشنام و اهانت گشود. هر چه در دل داشت گفت و سخنانش را بیپروا بر زبان آورد.
🔷امام حسن(علیهالسلام) در تمام این مدت سکوت کرد؛ نه خشمگین شد، نه پاسخ تندی داد و نه اجازه داد کسی به آن مرد تعرض کند.
👌هنگامی که مرد سخنانش را به پایان رساند، امام با چهرهای گشاده و لبخندی مهربان به او فرمود:
«أَظُنُّكَ غَرِيبًا، وَلَعَلَّكَ شُبِّهَ عَلَيْكَ، فَلَوِ اسْتَعْتَبْتَنَا أَعْتَبْنَاكَ، وَلَوْ سَأَلْتَنَا أَعْطَيْنَاكَ، وَلَوِ اسْتَرْشَدْتَنَا أَرْشَدْنَاكَ، وَإِنْ كُنْتَ جَائِعًا أَشْبَعْنَاكَ، وَإِنْ كُنْتَ عُرْيَانًا كَسَوْنَاكَ، وَإِنْ كُنْتَ مُحْتَاجًا أَغْنَيْنَاكَ، وَإِنْ كُنْتَ طَرِيدًا آوَيْنَاكَ...»
«گمان میکنم غریب باشی و شاید حقیقت بر تو مشتبه شده است. اگر از ما دلجویی بخواهی، دلجوییات میکنیم. اگر چیزی بخواهی، به تو میدهیم. اگر راهنمایی بخواهی، راهنماییات میکنیم. اگر گرسنه باشی، سیرت میکنیم. اگر برهنه باشی، لباست میدهیم. اگر نیازمند باشی، بینیازت میکنیم و اگر آواره باشی، پناهت میدهیم.»
🔹آنگاه با نهایت بزرگواری افزود:
«وَلَوْ حَرَّكْتَ رَحْلَكَ إِلَيْنَا وَكُنْتَ ضَيْفَنَا إِلَى وَقْتِ ارْتِحَالِكَ، كَانَ أَعْوَدَ عَلَيْكَ...»
«و اگر به خانه ما بیایی و تا هنگام بازگشتت مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود.»
🔹مرد شامی که انتظار هر پاسخی را داشت جز این، ناگهان سکوت کرد. گویی پردهای از برابر چشمانش کنار رفته باشد. اشک بر گونههایش جاری شد و با صدایی لرزان گفت:
«أَشْهَدُ أَنَّكَ خَلِيفَةُ اللهِ فِي أَرْضِهِ ...»
«گواهی میدهم که تو حجت و جانشین خدا در زمین هستی. خدا بهتر میداند رسالت و ولایت خویش را در چه خاندانی قرار دهد. پیش از این، تو و پدرت منفورترین مردم نزد من بودید، اما اکنون محبوبترین مردم نزد من هستید.»
🔹آن مرد مدتی مهمان امام شد و با حقیقت اهلبیت(علیهمالسلام) آشنا گردید و سرانجام با قلبی دگرگون مدینه را ترک کرد.
✍امام حسن(علیهالسلام) با یک برخورد کریمانه، دشمنی ریشهدار را به محبتی عمیق تبدیل کرد. گاهی یک لبخند، یک رفتار بزرگوارانه و یک پاسخ آمیخته با محبت، اثری دارد که صدها سخنرانی و استدلال از آن ناتواناند. این همان اخلاق محمدی و حسنی است که دلها را فتح میکند، نه سرزمینها را.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
⚫️ إن خَسَفَ قَمرُ السماءِ،
فَقَمرُ بَني هاشم لا يَخسِفُ أبداً؛
ضياؤه خالِدٌ في مِحرابِ الوفاءِ والشَّهادة.
⚫️ اگر ماه آسمان به خسوف رود،
قمر بنیهاشم هرگز خسوف ندارد؛
نور او تا ابد در محراب وفا و شهادت میدرخشد.
#قمر_بنی_هاشم
#ابوالفضل_العباس
#وفا
#ایثار
#عاشورا
#کربلا
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🌸 قرار نیست از همه برتر و جلوتر باشی؛
مهم این است که امروز، از دیروزِ خودت بهتر باشی.
🌸 یک صفحه بیشتر مطالعه کن، مهارتی تازه بیاموز، شیوهٔ ارتباطت را بهبود بده، یا عادتی مفید در خودت ایجاد کن.
🌸 موفقیتهای بزرگ یکباره به دست نمیآیند؛ بلکه از گامهای کوچک و پیوستهای ساخته میشوند که هر روز تکرار میشوند.
✍ هر پیشرفت کوچکی که امروز به دست میآوری، آجری است در بنای موفقیتهای بزرگ فردا.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🏴 پرچم زیبای «یا حسین(علیهالسلام)» در ورزشگاه سوفای لسآنجلس، در حاشیه دیدار تیمهای ملی ایران و بلژیک در جام جهانی؛ جلوهای از عشق حسینی که مرزها را درنوردیده است.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🏴 روزشمار محرم 7⃣
روز هفتم؛ آغاز منع آب و شدت عطش
🏴 در روز هفتم محرم سال ۶۱ هجری، به دستور عمر بن سعد، دسترسی کاروان امام حسین(علیهالسلام) به آب بهطور کامل محدود شد و سپاه دشمن کنترل سختتری بر فرات برقرار کرد. از این زمان، عطش در خیمههای اهلبیت(علیهمالسلام) شدت گرفت و کودکان و زنان با سختی روزافزون مواجه شدند.
🏴در نقلهای تاریخی آمده است که امام حسین(علیهالسلام) برای رفع تشنگی اهل خیمه، حضرت عباس(علیهالسلام) را برای آوردن آب به سمت فرات فرستاد و او با شجاعت توانست مقدار محدودی آب به خیمهها برساند؛ هرچند فشار و محاصره دشمن همچنان ادامه داشت.
🏴 این روز، آغاز مرحلهای سختتر در کربلا بود؛ جایی که دشمن تلاش کرد با سلاح تشنگی اراده یاران امام را تحت فشار قرار دهد، اما صبر و استقامت در خیمهها همچنان پابرجا ماند.
✍وقتی انسان در مسیر حق قرار میگیرد، حتی ابتداییترین نیازهایش هم ممکن است ابزار فشار دشمن شود؛ اما ایمان، در سختترین عطشها نیز استوار میماند. 🏴
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🏴 تعداد یاران
امام حسین(علیهالسلام) در روز عاشورا
مورخان و مقتلنویسان درباره تعداد یاران امام حسین(علیهالسلام) در روز دهم محرم گزارشهای متفاوتی ارائه کردهاند:
🔹 ۷۰ نفر
📚 تاریخ الخمیس، تاریخ دول الإسلام
🔹 ۷۲ نفر (مشهورترین قول)
📚 الإرشاد اثر شیخ مفید
شیخ مفید مینویسد: امام حسین(علیهالسلام) در صبح عاشورا با ۳۲ سوار و ۴۰ پیاده آرایش جنگی گرفت.
🔹 ۸۲ نفر
📚 مناقب آل أبیطالب اثر ابن شهرآشوب
🔹 ۸۷ نفر
📚 مختصر تاریخ الدول اثر ابن عبری
به گفته وی، با افزودن ۱۹ نفر از بنیهاشم، مجموع افراد حاضر به ۱۰۶ نفر میرسید.
🔹 ۱۱۴ نفر
📚 مقتل الحسین اثر خوارزمی
شامل ۳۲ سوار و ۸۲ پیاده
🔹 ۱۴۵ نفر
📚 مثیر الأحزان اثر ابن نما حلی
🔹 ۱۷۰ نفر
📚 تذکرة الخواص اثر سبط ابن جوزی
🔹 ۶۰۰ نفر
📚 مروج الذهب اثر مسعودی
حدود ۵۰۰ سوار و ۱۰۰ پیاده
✍با وجود اختلاف گزارشها، مشهورترین و رایجترین قول در میان مورخان و مقتلنویسان، ۷۲ یار است که از دیرباز در فرهنگ عاشورایی شیعه شهرت یافته است.
🏴 اختلاف در شمار یاران، از عظمت حماسه عاشورا نمیکاهد؛ آنچه تاریخ را شگفتزده کرده، نه تعداد آنان، بلکه وفاداری و ایستادگی آنان در کنار امام حسین(علیهالسلام) است.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
⚖ معیار واقعی
قضاوت خداست نه مردم
🔷﴿بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ﴾
«بلکه انسان خود، از حال خویش آگاهتر است.» (قیامت: ۱۴)
🔹ستایش مردم سودی ندارد اگر بر پایه حقیقت نباشد، و سرزنش آنان نیز زیانی نمیرساند اگر ناعادلانه باشد.
🔹هیچ نیکوکاری نیست که همه او را دوست داشته باشند و هیچ بدکاری نیست که همه از او بیزار باشند.
🔹پس دل به تعریف مردم نبند و از نکوهش آنان هراسان مشو؛ معیار واقعی، وجدان پاک و رضایت خداوند است، نه قضاوت دیگران.
🌸 ارزش حقیقی انسان را کردار او تعیین میکند، نه زبان مردم.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
🏴 ابوالفضل؛ از گهواره تا علقمه
🔹چهارم شعبان سال ۲۶ هجری، در خانه امیرالمؤمنین علی(ع) کودکی چشم به جهان گشود که قرار بود روزی معنای وفاداری را برای همیشه در تاریخ بنویسد. نامش را عباس گذاشتند؛ همان نامی که در لغت به شیر بیشهای گفته میشود که شیران از هیبتش میگریزند. او نخستین فرزند امالبنین بود و از همان کودکی در دامان علی(ع)، حسن(ع) و حسین(ع) پرورش یافت.
🔹میگویند هرگاه کودک بود و در آغوش پدر مینشست، علی(ع) به دستان او مینگریست و اشک میریخت. کسی راز این اشکها را نمیدانست. سالها بعد کربلا پاسخ آن اشکها را آشکار کرد...
🔹عباس بزرگ شد؛ رشید، زیبا، شجاع و باوقار. مردم او را قمر بنیهاشم مینامیدند؛ اما آنچه او را از دیگران متمایز میکرد، نه زیبایی چهره، بلکه زیبایی روحش بود. هرجا نام حسین(ع) میآمد، عباس خود را فراموش میکرد.
🔹سال ۶۱ هجری فرا رسید.
در کربلا، عباس فرمانده و پرچمدار سپاه حسین(ع) بود. تا او زنده بود، کودکان احساس امنیت میکردند و خیمهها آرامش داشتند. او نه فقط برادر، که تکیهگاه کاروان بود.
🔹روز عاشورا، هنگامی که صدای «العطش» کودکان بلند شد، عباس دیگر طاقت نیاورد. به سوی فرات رفت، صفوف دشمن را شکافت و خود را به آب رساند.
دست در آب برد...
آب خنک فرات تا لبانش فاصلهای نداشت...
🔹اما ناگهان حسین(ع) را به یاد آورد.
مشتی آب را بر زمین ریخت و گفت:
«يا نَفْسُ مِنْ بَعْدِ الْحُسَيْنِ هُونِي...»
ای نفس! پس از حسین، زندگی چه ارزشی دارد؟
او تشنه ماند تا وفاداری سیراب شود.
🔹مشک را پر کرد و به سوی خیمهها بازگشت؛ اما تقدیر چیز دیگری نوشته بود. دستانش یکی پس از دیگری جدا شد، تیر بر مشک نشست و آب بر ریگهای کربلا جاری شد.
در آخرین لحظات، بر زمین افتاد و فریاد زد:
«أدركني يا أبا عبد الله»
حسین(ع) خود را به بالین برادر رساند.
🔹آن هنگام که نگاهش به پیکر خونین عباس افتاد، جملهای گفت که قرنهاست دلها را میسوزاند:
«الآن انكسر ظهري وقلّت حيلتي»
«اکنون پشتم شکست و چارهام اندک شد.»
🔹عباس در کنار فرات شهید شد؛ اما تشنه از دنیا نرفت. او با آبِ فرات سیراب نشد، اما از چشمه وفا نوشید و جاودانه شد.
✍ انسان به اندازه قدرتش بزرگ نمیشود؛ به اندازه وفاداریاش بزرگ میشود. و در تاریخ، کمتر کسی به اندازه ابوالفضل عباس(ع) به عهد خود وفادار ماند. 🏴
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8
📚حکایتی تأملبرانگیز؛
از کوچههای بغداد تا قلههای معنویت
"بشر حافی کیست؟"
🔹بشر بن حارث، مردی ثروتمند و خوشگذران از اهالی بغداد بود. خانهاش محل رفتوآمد اهل دنیا و زندگیاش آمیخته با غفلت از خدا بود. هیچکس گمان نمیکرد روزی نام او در شمار عابدان و پارسایان ثبت شود.
🔹روزی در یکی از کوچههای بغداد، چشمش به تکه کاغذی افتاد که بر زمین افتاده بود. خم شد و آن را برداشت. روی آن نوشته شده بود:
«بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم»
🔹او ایستاد…
نه مثل یک رهگذر، بلکه مثل کسی که ناگهان قلبش تکان خورده باشد.
کاغذ را برداشت.
آن را با احترام از زمین پاک کرد، عطری خرید، و آن را معطر ساخت. سپس آن را در جایی پاک و محترم نگه داشت.
🔹آن شب، حادثهای رخ داد که در منابعی چون تذکرة الأولیاء نقل شده است:
ندایی در عالم معنا به او رسید که مضمونش این بود:
«نام ما را پاک داشتی، ما نیز نام تو را در دنیا و آخرت پاک و بلند خواهیم کرد…»
و این آغاز تغییر بود؛ اما هنوز پایان راه نبود…
🔹مدتی بعد، امام موسی کاظم(علیهالسلام) از کنار خانه او عبور میکردند. صدای ساز و آواز از خانه به گوش میرسید. امام از کنیزی که از خانه بیرون آمده بود پرسید:
«صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟»
کنیز پاسخ داد:
«آزاد است.»
امام فرمود:
«صَدَقْتِ، لَوْ كانَ عَبْدًا لَخافَ مِنْ مَوْلاهُ.»
«راست گفتی؛ اگر بنده بود، از مولای خویش میترسید.»
🔹این جمله کوتاه به گوش بشر رسید و همچون صاعقهای بر جانش فرود آمد. ناگهان احساس کرد تمام عمر خود را در غفلت سپری کرده است. فهمید که اگر بنده واقعی خدا بود، چنین بیپروا در برابر فرمان او زندگی نمیکرد.
🔹دلش شکست. بیاختیار از خانه بیرون دوید تا خود را به امام برساند. هنگامی که به محضر آن حضرت رسید، با چشمانی اشکبار توبه کرد و راه زندگی خود را تغییر داد.
🔹از آن روز، بشر دیگر آن انسان سابق نبود. دنیا در نگاهش کوچک شد و یاد خدا جای همه دلبستگیهای گذشته را گرفت. گفتهاند از شدت فروتنی و برای آنکه همواره به یاد آن لحظه بیداری باشد، پابرهنه راه میرفت و به همین سبب به بشر حافی شهرت یافت.
🔹سالها بعد، همان مردی که روزگاری در غفلت زندگی میکرد، به یکی از چهرههای برجسته زهد و عبادت تبدیل شد و نامش در تاریخ به نیکی ماندگار گردید.
✍ برای بازگشت به سوی خدا هیچگاه دیر نیست. گاهی یک جمله، یک تذکر و یک لحظه بیداری، میتواند مسیر یک عمر را تغییر دهد.
کانال راشدین را در ایتا دنبال کنید:
https://eitaa.com/Rashedin8